تبليغاتX
.
انتقاد تند مطهری از دولت : این روش حکومت داری نیست

اعضای هیات ‌دولت یا از دانشگاه علم و صنعت و یا از همکاران رئیس‌جمهور در شهرداری و استانداری اردبیل بوده‌اند ، این روش حکومت‌داری نیست

نماینده اصولگرای مردم تهران در انتقادی تند به شیوه مدیریتی احمدی نژاد گفت: در حال حاضر اعضای هیات‌دولت یا از دانشگاه علم و صنعت و یا از همکاران رئیس‌جمهور در شهرداری و استانداری اردبیل بوده‌اند ، این روش حکومت‌داری نیست، بلکه حکومت موفق آن است که نخبه‌ها را یافته و از آنان استفاده کند به همین دلیل مرجعی باید باشد تا این نخبگان را شکار کند

با هنر : انتظار دولت ،خلاف قانون اساسی است

زمانی که این لایحه به صحن علنی مجلس آمد دولت در جریان گفت وگوها مسایل و پیشنهادات مطروحه بود و تقریبا به اواخر کار در حال نزدیک شدن بودیم

نايب رئيس مجلس گفت: در حاشیه بدرقه علی لاریجانی به کشور عراق در رابطه با لایحه هدفمند کردن یارانه گفت: دولت حدود دو سال بر روي لايحه هدفمند كردن يارانه ها كار كرد، البته ابتدا معتقد بود كه اجراي اين لايحه نيازمند قانون نيست، اما پس از صحبت‌ها و رايزني‌ها معلوم شد كه حتما بايد قانوني براي اين لايحه تصويب و آنگاه اجرا شود،مجلس بايد با استرداد لايحه هدفمند كردن يارانه‌ها موافقت كند.

+ نوشته شده توسط .محمد حياتي در جمعه پانزدهم آبان 1388 و ساعت 7:57 |
وعده 80هزار تومانی، پرداخت 20هزار تومانی

 احمدی‌نژاد در سخنرانی‌های گذشته خود با اعلام ارقام مختلف برای یارانه‌ها حتی وعده پرداخت یارانه 80 هزار تومانی به هر نفر داده که اینک تا 20 هزار تومان کاهش یافته است.

«یارانه نقدی وعده داده شده دولت انگار از جنس ارقامی است که روز به روز آب می‌روند و درنهایت بر اساس آخرین اظهار نظرهای انجام شده از سوی دولت قرار است به هر خانوار معادل ماهی 80 هزار تومان یارانه داده شود و این در حالی است که بر اساس اظهارات محمود احمدی‌نژاد در سال گذشته کف یارانه نقدی که باید پرداخت می‌شد هر نفر 80 هزار تومان بوده است.

مروری بر اظهارات رئیس دولت در مورد میزان یارانه‌های نقدی نشان می‌دهد از زمان اعلام اولیه طرح تا روز یک‌شنبه هفته جاری که مجلس بررسی هفتمین بند لایحه هدفمند‌سازی یارانه‌ها را به پایان رساند میزان یارانه نقدی هر فرد مشمول بالغ بر 75 درصد کاهش پیدا کرده است.

این کاهش ارقام در حالی صورت می‌گیرد که محمود احمدی‌نژاد در مقام مدافع این لایحه در مجلس شورای اسلامی و در زمان تقدیم لایحه در دی ماه سال87 تأکید داشت که پرداخت نقدی یارانه بر اساس کار کارشناسی دقیق به توسط دولت پیشنهاد شده است و استدلال قوی علمی دارد.

علی‌رغم دفاع رئیس دولت این لایحه مورد پایه‌های علمی و کارشناسی لایحه در عمل ایرادات وارد شده از سوی کارشناسان به متن لایحه بدون پاسخ ماند و بعد از گذشت بیش از 10 ماه از تقدیم لایحه و تشکیل کمیسیون ویژه رسیدگی آن در مجلس به نظر می‌رسد دیدگاه‌های مورد اشاره محمود احمدی‌نژاد نتوانست نمایندگان را قانع کند و بعد از گذشت این مدت طولانی در عمل هنوز بسیاری از نمایندگان مجلس در مورد جزئیات برنامه دولت بی‌اطلاع هستند و روند ارائه و تصویب پیشنهادات نمایندگان نیز به خوبی گویای این مسئله است که مجلس تلاش دارد به هر شکلی که شده از پذیرش عواقب این لایحه شانه خالی کرده و تنها به وظیفه خود در قبال تصویب لایحه عمل کند.

در این میان مباحث مطرح شده در مورد میزان یارانه نقدی از سوی دولت و نحوه برخورد مجلس با آن بسیار قابل تأمل است.

اولین مرحله طرح موضوع

(4تیرماه سال87) واحد مرکزی خبر: محمود احمدی‌نژاد که سخنانش به طور مستقیم از شبکه یک سیما پخش شد با تبریک میلاد حضرت فاطمه زهرا (س) گفت: برای هر خانوار ایرانی تا شش نفر پیش‌بینی پرداخت یارانه نقدی شده است که برای سه ماه به حساب مشخص هرفرد ریخته می‌شود و این حساب تا سه ماه قابل برداشت نیست و در زمان معین و با اعلام قبلی مردم می‌توانند از آن استفاده کنند.

این اظهارات از سوی رئیس دولت در زمانی مطرح شد که دولت هنوز متن لایحه را تدوین نکرده بود و طرح هدفمند‌سازی یارانه‌ها به عنوان اولین بخش از برنامه طرح تحول در دست تدوین بود بنابراین رئیس دولت در مصاحبه خود از ارائه ارقام خودداری کرده و تنها به ارائه بخشی از فرآیند مربوط به توزیع یارانه‌ها در عمل به طرح جذاب‌ترین بخش‌های تبلیغاتی لایحه هدفمند‌سازی یارانه‌ها کرده است.

دومین مرحله اطلاع‌رسانی

(19مهر ماه 87) احمدی‌نژاد در گفت‌وگویی که از شبکه اول پخش شد، گفته است که بین 45 تا 70 هزارتومان یارانه به مردم پرداخت خواهد شد.

بعد از این اظهارات در فرآیند ارائه لایحه به مجلس تأخیری رخ داد که باعث شده این لایحه تقریباً همزمان با لایحه بودجه به مجلس ارائه شود و همین همزمانی باعث انتقاداتی شد که به نوعی انگیزه دولت را از نحوه ارائه زیر سؤال برد.

منتقدان دولت مطرح کردند که دولت تلاش کرده است لایحه هدفمند‌سازی را به رغم آنکه مدتی پیش تدوین شده است در فصل بودجه به مجلس ارائه کند تا در شتاب مجلس برای رسیدگی به لایحه بودجه با تغییر کمتری به تصویب برسد ولی به دلیل حساسیت موضوع مجلس در نهایت تصمیم گرفت لایحه را مسکوت بگذارد که در نهایت رسیدگی به آن را در مهرماه سال جاری در صحن علنی از سر گرفت و همزمان با آغاز بررسی‌ها نیز موج انتقادات از داخل و خارج مجلس در مورد مفاد لایحه بالا گرفت و همین مسئله باعث شد به رغم تصویب سریع کلیات لایحه مجلس در جزئیات با تأمل بیشتری به بررسی بپردازد که این مسئله نیز نشان می‌دهد مذاکرات انجام شده بین کمیسیون ویژه رسیدگی‌کننده به لایحه و دولت مورد قبول بخش عمده‌ای از نمایندگان مجلس نبوده است.

سومین اظهار نظر

(19فروردین ماه سال‌جاری) رئیس‌جمهور در جمع مردم اصفهان گفت: اکنون 4 هزار میلیارد تومان از حقوق مردم بابت یارانه نان پرداخت می‌شود که اگر فرض کنیم دولت باید از جمع 70 میلیون جمعیت کل کشور به 50 میلیون نفر یارانه دهد و 4 هزار میلیارد تومان را بین آنها تقسیم کند، به هر نفر 80 هزار تومان می‌رسد.

این سخنان از سوی رئیس دولت نهم در زمان اوج‌گیری تبلیغات انتخاباتی در حالی صورت گرفت که نزدیک به سه ماه از مسکوت ماندن لایحه در مجلس می‌گذشت و در آن زمان مباحث مربوط به لایحه تا حدودی در موج تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری دهم از اذهان پاک شده بود.

طرح دوباره موضوع و ارائه ارقامی که هیچ اشاره‌ای به آن در لایحه نشده بود در حالی صورت می‌گرفت که حتی وزیر اقتصاد هم به عنوان متولی تدوین هدفمند‌سازی و طرح تحول اقتصادی در هیأت دولت از ارائه ارقام مربوط به سهم هر نفر از یارانه‌های نقدی زفره می‌رفت که البته این موضوع به دلیل ابهاماتی بود که در ساختار لایحه و اما و اگرهایی بود که از سوی مجلس در مورد ارقام قطعی درآمد دولت از این محل مطرح شده بود و همین مسئله باعث می‌شد امکان برآورد‌های حدودی نیز امکان‌پذیر نباشد ولی اعلام رقم نفری 80 هزار تومان یارانه نقدی هر نفر در آن زمان تنها می‌توانست به دو دلیل صورت گرفته باشد؛ اول داغ کردن بحث به عنوان یکی از برنامه‌های مثبت دولت وقت برای دوره بعدی ریاست جمهوری و دوم به شکلی در عمل انجام شده قرار دادن مجلس برای آنکه ارقام درآمدی دولت در لایحه با تغییر به تصویب برسد. درواقع با ایجاد انتظار مجلس را در مقابل افکار عمومی قرار دهد ولی اظهارات بعدی نشان داد دولت خود نیز از میزان واقعی یارانه نقدی اطلاع ندارد زیرا تا زمانی که در عمل قیمت‌ها افزایش پیدا نکنند دولت نمی‌تواند درآمد قطعی خود را محاسبه و براساس آن برای توزیع برنامه‌ریزی کند.

البته تحولات بعدی نشان داد دولت در این معادله با مجهول جدی دیگری نیز مواجه است یعنی جامعه هدفی که باید به آنها یارانه بدهد و تنها برآورد کلی معادل 50 میلیون نفر از آن در اختیار دارد.

آخرین تحولات

روز یک‌شنبه رئیس محمد مدد مرکز آمار ایران بعد از تصویب هفتمین بند لایحه در مجلس در مصاحبه‌ای مطبوعاتی اعلام کرد: بر اساس برآورد ما احتمالاً به یک خانوار 4 نفره لااقل 80 هزار تومان یارانه تعلق می‌گیرد.

این اظهار نظر در حالی صورت گرفت که دولت توسط مجلس در مورد تعیین جامعه هدف مشمول یارانه نقدی تام‌الاختیار کرده است و به این ترتیب از تعیین میزان یارانه نقدی و نحوه توزیع آن شانه خالی کرده و مسئولیت آن را بر عهده دولت قرار داده است ولی از سوی دیگر به نظر می‌رسد ترکیب اظهارات صورت گرفته از سوی رئیس‌جمهور به نوعی فضای نامشخص این لایحه را برای خود دولت نشان می‌دهد و ارقام اعلام شده نیز به دلیل آنکه هنوز فضای نهایی اقتصاد کشور بعد از این لایحه مشخص نیست دولت مجبور است به رغم تعهداتی که برای خود ایجاد کرده است با کاهش ارقام به نوعی از میزان تعهدات خود بکاهد.

+ نوشته شده توسط .محمد حياتي در جمعه پانزدهم آبان 1388 و ساعت 7:50 |
 

 

مردان تسخیر لانه جاسوسی

 

 

بنیان-با گذشت سی سال از تسخیر سفارت آمریکا در ۱۳ آبان ۵۸، نقش‌آفرینان این اقدام اکنون در شرایط متفاوتی هستند.

به گزارش «آینده»، مواضع مخالفان آن اقدام اکنون دستخوش تفاوت‌های جالبی شده و هر یک جایگاه متفاوتی یافته‌اند. در حالی که محمود احمدی‌نژاد در سال ۵۸ در واکنش به پیشنهاد تسخیر سفارت آمریکا با این اقدام مخالفت کرده و می‌گفت “اگر بنا به تسخیر است، سفارت شوروی واجب‌تر است”، اکنون روزنامه‌های حامی دولت مدعی شده‌اند مخالفان احمدی‌نژاد به دنبال تجمع مقابل سفارت روسیه در روز ۱۳ آبان هستند؛ هرچند هیچ منبع رسمی مخالفان دولت آن را تأیید نکرده است.

از سوی دیگر چهره‌هایی چون محسن میردامادی و محسن امین‌زاده، از عناصر فعال در تسخیر سفارت آمریکا از ۴ ماه پیش تا کنون در بازداشت به سر می‌برند و سید محمد موسوی خوئینی‌ها، رابط دانشجویان مسلمان پیرو خط امام با امام، متهم به دست داشتن در کودتای مخملی شده است.

حال آن‌که احمدی‌نژاد که در آن مقطع مخالف تسخیر سفارت آمریکا بود، ردای ریاست‌ دولت پوشیده است.

از سوی دیگر، مواضع این افراد نیز در سال‌های گذشته دستخوش تحولاتی بوده است.

با روی کار آمدن دولت اصلاحات، «تنش‌زدایی» به عنوان شعار محوری سیاست خارجی درآمد و از گفتگو با آمریکا در راستای منافع ملی نیز دفاع شد، در آن مقطع، امین‌زاده، معاون وقت وزارت خارجه و محسن میردامادی، رئیس کمیسیون سیاست خارجی مجلس ششم نیز چنین موضعی داشتند.

محمود احمدی‌نژاد نیز طی ۴ سال گذشته به رغم حملات و تهاجمات مختلف به مقامات آمریکا در سخنرانی‌های خود، اقدامات کم‌نظیری از قبیل نگاشتن نامه به جرج بوش، ‌رئیس‌جمهور قبلی و ارسال تبریک به باراک اوباما، رئیس‌جمهور فعلی آمریکا انجام داده است و پس از این چهار سال، گویا دیگر مذاکره با آمریکا حکم تابو را ندارد.

جالب آن که سی‌امین سالگرد تسخیر سفارت آمریکا در تهران در حالی در کنار حاشیه‌های حوادث پس ازانتخابات برگزار می‌شود که نماینده ایران و آمریکا برای ۴۵ دقیقه مستقیم به گفتگو نشسته‌اند و اکنون دولت آمریکا با ارسال پیشنهاد دریافت بخش اعظم اورانیم غنی‌شده ایران، به دنبال معامله‌ای بزرگ با دولت احمدی‌نژاد است، امری که با مخالفت طیف‌های گسترده‌ای در ایران مواجه شده است.

اکنون در پس این تغییر و تحولات سی‌ساله و رویدادهای ۴ ماهه پس از انتخابات برخی منتقدان دولت کنونی به جای شعار مرگ بر آمریکا،‌ مرگ بر روسیه می‌گویند و دولت کنونی نیز عملاً به تعامل با آمریکا روی آورده است؛ اما به نظر می‌رسد همچنان منافع ملی کشورمان در چارچوب استکبار ستیزی و شعار «نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی» تعریف می‌شود.

در ادامه، گزارش از روند تسخیر لانه جاسوسی توسط دانشجویان مسلمان پیرو خط امام که بر اساس گفتگوی دو سال قبل نشریه شهروند با برخی فعالان آن مقطع تنظیم شده، می‌آید:

مرکزیت دفتر تازه تاسیس «تحکیم وحدت» در آبان ۵۸ در ساختمانی مقابل دانشگاه تهران گردهم آمدند و یک پیشنهاد مطرح شد. پنج دانشجوی مسلمان – محمود احمدی‌نژاد، محمدعلی سیدنژاد، ابراهیم اصغرزاده، محسن میردامادی و حبیب‌الله بی‌طرف – منتخب دانشجویان انجمن اسلامی در شورای مرکزی دفتر تحکیم بودند.

ابراهیم اصغرزاده گفت: آمریکایی‌ها در حال خروج اسناد محرمانه و جاسوسی از پاویون فرودگاه مهرآباد هستند و دولت موقت هم به گمرک فرودگاه دستور داده تا دخالتی در کار آمریکایی‌ها صورت نگیرد. خطر توطئه آمریکایی‌ها جدی و انقلاب در خطر است. پیشنهادی دارم. در اعتراض، سفارت آمریکا را تسخیر و دیپلمات‌های آمریکایی را برای مدت کوتاهی گروگان بگیریم.

محمود احمدی‌نژاد گفت: خطر آمریکا را قبول دارم. اما چه کسی گفته است که خطر آمریکا از خطر شوروی جدی‌تر است؟ چه کسی گفته است که مبارزه با سرمایه‌داری و امپریالیسم از مبارزه با کمونیسم مهم‌تر است؟ اگر هم بنا بر تسخیر باشد، تسخیر سفارت شوروی بر تسخیر سفارت آمریکا ارجح است. ما مخالفیم.

و گسست اینگونه رقم خورد؛ آنگاه که احمدی‌نژاد و سیدنژاد با طرح تسخیر سفارت آمریکا مخالفت و راه خود جدا کردند. این چنین بود که اصغرزاده و میردامادی و بی‌طرف نیز برنامه خود را خارج از ساختار دفتر تحکیم عملیاتی کردند. دانشجویان تحکیمی دو دسته شدند. دسته‌ای به سفارت رفتند و دسته‌ای به سفارت نرفتند.

دانشجویان تحکیمی اگرچه همگی خود را در خط امام تعریف می‌کردند و انقلابی می‌دانستند اما گویی تفاوتی نیز در کار بود. احمدی‌نژاد و دوستانش در دانشگاه علم و صنعت مخالف تسخیر سفارت آمریکا بودند اما نه بدان مفهوم که در این مخالفت، جانب لیبرال‌ها و دولت موقت را بگیرند.

پیشنهاد آنها نیز تسخیر سفارت شوروی بود و اولویت آن بر تسخیر سفارت آمریکا. بدین ترتیب دانشجویان انجمن علم و صنعت و مشابه آنها دانشجویان انجمن تربیت معلم، دوستان چپ‌گرای مسلمان‌شان را همراهی نکردند و اگرچه رهبر انقلاب، تسخیر سفارت را انقلاب دوم خواند اما محمود احمدی‌نژاد در طی ۴۴۴ روز گروگانگیری دیپلمات‌های آمریکایی، سری به سفارت تسخیر شده آمریکا نزد و حاضر نشد تا در بزم ضدآمریکایی و ضدامپریالیستی دانشجویان خط امامی، کوتاه‌زمانی نیز شرکت کند.

به جمع سه نفره ابراهیم اصغرزاده و محسن میردامادی و منصور بیطرف، دو نفر دیگر – رحیم باطنی از دانشگاه ملی و رضا سیف‌اللهی از دانشگاه شریف – نیز اضافه شدند و «شورای مرکزی لانه» ساز و کار امور را در سفارت تسخیر شده آمریکا بر عهده گرفت. از همین روی بود که سفارت آمریکا تسخیر شد و به اندک زمانی دولت موقت استعفا داد و رفتن را بر ماندن ترجیح داد. گویی که در حاکمیت دانشجویان انقلابی چپگرا، جایی برای بازرگان و یاران میانه‌رو او که مخالف با چپگرایی بودند، باقی نمانده بود.

منبع: سایت تحلیلی بنیان
+ نوشته شده توسط .محمد حياتي در چهارشنبه سیزدهم آبان 1388 و ساعت 0:32 |
جدال لفظی رئیس مجلس و احمدی نژاد؛
نطق پانزده دقیقه‌ای احمدی‌نژاد با تذکرهای پی‌درپی نمایندگان همراه شد
رئیس مجلس با رد درخواست احمدی‌نژاد تصریح كرد: بنا بر قوانین، این درخواست باید كتبی و پیش از طرح موضوع به مجلس داده شود تا در برنامه قرار گیرد. احمدی‌نژاد به مجلس هشدار داد كه اگر لايحه هدفمند كردن يارانه‌ها را آنگونه كه او مي‌خواهد تصويب نكنند،‌ آن را اجرايي نخواهد كرد. احمد توكلی، علی عباسپور تهرانی فرد، جمشید انصاری و مصطفی كواكبیان، نسبت به گزارش رئیس‌جمهور درباره هدفمند كردن یارانه‌ها تذكر دادند.

حضور سرزده احمدی نژاد  در مجلس شورای اسلامی و درخواست وی برای سخنرانی، سبب بروز تنش و جدال لفظی وی با رئیس مجلس شد و این در حالی بود که رئیس مجلس شورای اسلامی با درخواست سخنرانی خارج از برنامه احمدی نژاد در صحن علنی مخالفت كرد.

به گزارش خبرنگار «تابناک»، علی لاریجانی در نشست علنی روز سه‌شنبه در پاسخ به درخواست  احمدی نژاد برای سخن گفتن به عنوان نماینده دولت تصریح كرد: دولت پنج دقیقه اجازه اظهار نظر دارد.

احمدی‌نژاد در واكنش به اظهارات لاریجانی گفت: من بنا بر قانون اساسی به عنوان رئیس‌جمهور، هر وقت بخواهم می‌توانم صحبت كنم.

رئیس مجلس با رد این این درخواست تصریح كرد: بنا بر قوانین، این درخواست باید كتبا و پیش از طرح موضوع به مجلس داده شود تا در برنامه قرار گیرد.

بنا بر این گزارش، احمدی‌نژاد به مجلس هشدار داد كه اگر لايحه هدفمند كردن يارانه‌ها را آنگونه كه او مي‌خواهد تصويب نكنند،‌ آن را اجرايي نخواهد كرد.

احمدی نژاد گفت: در صورتی كه طرح هدفمند شدن یارانه‌ها در بودجه سنواتی دیده شود، درخواست بازگرداندن لایحه را خواهیم داد.

احمدی نژاد  در حین ارایه گزارشی درباره ضرورت هدفمند كردن یارانه‌ها گفت: با همه اخلاص و ارادتی كه به نمایندگان دارم، اعلام می‌كنم، در صورتی كه طرح هدفمند شدن یارانه‌ها در بودجه سنواتی دیده شود، درخواست استرداد لایحه را خواهیم داد.

من در دیداری كه با مقام معظم رهبری داشتم، این موضوع را یادآور شدم و از ایشان درخواست كردم كه در این زمینه، کمک کنند، چراكه معتقدم این لایحه نباید در خلال بودجه سالانه دیده شود و به دلیل اهمیت آن باید سرفصل جداگانه‌ای داشته باشد.

احمدي‌نژاد در نطق پانزده دقيقه‌ای خود بيش از سه بار تأكيد كرد: دولت‌هاي گذشته براي اجراي چنين اقدامي اختيارات مطلق داشتند، اما هيچ كاري نكردند و ‌هم‌اکنون مجلس دست دولتي را كه مصر به اجراي اين كار است، مي‌بندد.

سخنراني احمدي‌نژاد با تذكرات پياپي نمايندگان روبه‌رو بود، اما او بي‌توجه به اين تذكرات با طعنه گفت: عجله نكنيد بيست سال است كه اين كار انجام نشده است. يك هفته وقت گذاشته‌ايد،‌ يك هفته ديگر هم زحمت بكشيد!

پس از پايان سخنراني احمدي نژاد، لاريجاني در مقام پاسخگوي به وي برآمد و اعلام كرد كه پس از ديدار احمدي‌نژاد با رهبري، مجلس نيز در اين زمينه مذاكراتي داشته است.

تذكرات چهار نماینده به گزارش  احمدی نژاد
احمد توكلی، علی عباسپور تهرانی فرد، جمشید انصاری و مصطفی كواكبیان نسبت به گزارش رئیس‌جمهور درباره هدفمند كردن یارانه‌ها تذكر دادند.

این نمایندگان بر این باور بودند كه سخنرانی رئیس‌جمهور خارج از برنامه صورت گرفته است.

توكلی و عباسپور و انصاری اظهار داشتند كه مجلس در تصویب لایحه هدفمند كردن یارانه‌ها تا آنجا كه امكان داشت در صدد تأمین اختیارات دولت برآمد و رئیس‌جمهور حق اعتراض به تصمیم نمایندگان را ندارد.

كواكبیان با اعتراض به اظهارات رئیس‌جمهور، مبنی بر پس گرفتن لایحه گفت: مجلس در جلسات متعدد این لایحه را بررسی و مواد آن را تصویب كرده است.

وی افزود: رئیس‌جمهور نمی‌تواند لایحه‌ای را كه نمایندگان وقت بسیاری برای آن صرف كرده‌اند، بازگرداند.

 لاریجانی: برای رفع دغدغه‌ها هر راهکار قانونی را می‌پذیریم

رئیس مجلس شورای اسلامی در پاسخ به تذكرات نمایندگان در واكنش به اظهارات رئیس‌جمهور گفت: برای رفع دغدغه‌ها هر راهکار قانونی را می‌پذیریم.

لاریجانی گفت: موضوع مهمی است كه در كشور باید انجام شود و قوای مختلف باید هماهنگی داشته باشند. كمیسیون‌ها جلسات متفاوتی داشتند و تلاش كردند تا نگاه‌ها به هم نزدیك شود و فشار به مردم نباشد و یكبار هم وزیر اقتصاد به مجلس آمدند و درباره دهك‌ها بحثی داشتند كه سرانجام به پنج دهك رسید.

وی ادامه داد: در ادامه جلساتی كه رئیس‌جمهور با مقام معظم رهبری داشتند، همین نگرانی‌ها از سوی مجلس نیز مطرح شد.

وی ادامه داد: درباره دهك‌ها نظر دولت را تأمین كردیم و این که پنج دهك باشد را برداشتیم و در ماده 8 که آمده 50 درصد پرداخت شود، اختیار دولت گذاشتیم و در ماده 9 كه به بخش‌های اقتصادی و صنعتی است را نیز به اختیار دولت گذاشتیم. نگرانی كه دولت محترم دارد چند راهکار در نظر گرفته شده؛ نخست این که جداول نیست، بلكه ردیف‌هاست.

وی افزود: مانند بودجه شركت‌ها كه ما نمی‌توانیم وارد آن شویم، ممكن است هر ساله دستخوش تغییر شود كه ما پیش‌بینی كردیم بر واحد برنامه پنج‌ ساله و عملیاتی كردیم كه در قالب برنامه پنج ساله دیده شود.

رئیس مجلس اظهار داشت: كمیسیون، پیشنهاد دیگری مطرح كرد که اگر قانون متعرض این قانون شود، باید نام آن برده شود. برداشت ما این است كه با این توافق، دغدغه‌ها برطرف بشود. آنچه به ذهن می‌رسید، برای رفع نگرانی انجام شد، با این حال، اگر راهکار دیگری ببینیم، آن را می‌پذیریم، ولی اشكال قانون اساسی را وارد می‌دانیم.

وی افزود: فرصت تا بررسی لایحه است و چنانچه راهکار قانونی پیدا شود، آن را می‌پذیریم، اما برداشت ما این است كه تمهیدات لازم برای رفع دغدغه‌ها فراهم شده باشد.

لاریجانی در عین حال خطاب به مصباحی‌مقدم گفت: چنانچه راهکاری دارند، تا پایان جلسه آن را ارایه دهند.

كواكبیان: اظهارات رئیس‌جمهور توهینی به تلاش‌های نمایندگان بود

نماینده سمنان در تذكری اظهار داشت: اگرقرار است، ‌پیشنهاد جدیدی‌ درباره لایحه هدفمند شدن یارانه‌ها مطرح شود، این كار باید در صحن علنی مجلس باشد.

به گزارش خانه ملت، مصطفی كواكبیان در اخطاری با استناد به اصل 53 قانون اساسی و ماده‌ 23 آیین‌نامه‌ داخلی مجلس با تأكید بر این‌كه اظهارات رئیس‌جمهور، در واقع توهینی به تلاش‌های مستمر نمایندگان در پی سه چهار هفته‌ گذشته ‌است، گفت: از این پس، دیگر كمیسیون ویژه اختیاری ندارد و هر پیشنهاد و اقدامی كه می‌خواهد صورت گیرد، باید در صحن علنی مطرح شود.

نماینده سمنان افزود: ما مسأله‌ را با عقل جمعی مجلس پیوند دادیم و اگر آقای رئیس‌جمهور می‌گویند كه می‌خواهیم لایحه را پس بگیریم، اشكال ندارد، چرا که این مسأله نیز باعث خوشحالی مردم است.

كواكبیان سپس همه‌پرسی و رفراندوم در اجرای این لایحه را نیز دیگر راهكار مطرح در این باره عنوان كرد.

توكلی: رئیس‌جمهور خلاف قانون در مجلس سخن گفت

احمد توكلی اظهار داشت: هم رئیس‌جمهور و هم رئیس قوه مققنه خلاف قانون رفتار كردند.

پس از سخنان احمدی‌نژاد درباره هفمند كردن یارنه‌ها، احمد توكلی، نماینده تهران در مجلس در تذكر آیین‌نامه‌ای اظهار داشت: با همه احترامی كه برای رئیس‌جمهور قایلم، اما درباره ایستادگی ایشان بر نظرشان باید بگویم: هم رئیس جمهور و هم رئیس قوه مققنه خلاف قانون رفتار كردند.

وی خاطرنشان كرد: هر چند در اصل 80 قانون اساسی تصریح شده كه رئیس‌جمهور می‌تواند به مجلس بیاید، اما باید توجه داشت كه این موضوع، شرایط دارد و نه اینكه رئیس‌جمهور برای بررسی طرح و لایحه بیایند و یك ساعت صحبت كند.

عضو كمیسیون اقتصادی، خطاب به رئیس مجلس گفت: شما نباید اجازه می‌دادید، رئیس‌جمهور مصوبه مجلس را زیر سؤال ببرد. سخنرانی رئیس مجلس و آقای احمدی‌نژاد اشتباه و غیر قانونی بود. رئیس‌جمهور باید از پیش وقت می‌گرفتند.

رئیس مجلس در پاسخ به تذكر این نماینده گفت: بنا بر قانون اساسی، رئیس‌جمهور هر وقت بخواهد می‌تواند به مجلس بیاید و صحبت كند و بنا بر آیین‌نامه داخلی نیز رئیس مجلس می‌تواند هر جا لازم دانست، صحبت كند.

لاریجانی افزود: دولت توقعی دارد كه اشكال قانون اساسی دارد؛ نمایندگان اگر راهی پیدا كردند، ما راه را نمی‌بندیم و فعلا هم راه خودمان را می‌رویم. 

+ نوشته شده توسط .محمد حياتي در چهارشنبه سیزدهم آبان 1388 و ساعت 0:24 |
بیانیه شماره ۱۴ میرحسین موسوی در آستانه سیزدهم آبان
 
بنیان-مهندس میرحسین موسوی  در آستانه ی یوم الله سیزدهم آبان بیانیه ای خطاب به ملت شریف ایران صادر کرد . به گزارش “کلمه” متن کامل این بیانیه به شرح زیر است.

بسم الله الرحمن الرحیم

در تاریخ معاصر ما سیزدهم آبان یادآور سه حادثه است. در نخستین از این رویدادها امام خمینی از ایران تبعید شد و نهضت در فترتی سیزده ساله فرورفت. رژیم شاه پس از به دست آوردن چنین نتیجه‌ای باید خود را شماتت کرده باشد که چرا این راه حل ساده را پیش از آن به کار نبست. یک قیام بود و یک امام که وقتی از صحنه دور شد دیگر چیزی از شور تحول‌خواهی باقی نماند. آیا به راستی امام خمینی در حرکتی که آغاز کرد تنها بود؟ هرگز چنین نبود، زیرا هرگز چنین نیست که یک فرد بتواند به تنهایی در صحنه جامعه تحولات نمایان ایجاد کند. پیروان او بسیار بودند، اما آنان شبیه به یارانی نبودند که سال‌ها بعد پیرامونش را گرفتند، آن زمانی که گفت «رهبر ما آن طفل سیزده ساله است …»

دومین سیزدهم آبان روز رهبران سیزده ساله است؛ دانش‌آموزانی که برای تظاهرات در محوطه دانشگاه تهران گرد آمده بودند و مورد یکی از سبعانه‌ترین کشتارها قرار گرفتند. تجربه رژیم از حوادث دهه چهل بود که موجب چنین حرکات خونینی شد. تصور بر آن بود که اگر با همان قاطعیت گذشته عمل کنند از نو به همان نتایج خیره‌کننده دست می‌یابند، حال آن که زمینه اجتماعی کاملا تغییر کرده بود؛ زمین تغییر کرده بود و زمان تغییر کرده بود و مهمتر از آن جان انسان‌ها تغییر کرده بود. دیگر حکومت شاهنشاهی با یک امام تنها روبرو نبود. این بار کسانی گرد او جمع شده بودند که شاید به اندازه پدرانشان او را نمی‌شناختند یا سخنانش را نشنیده بودند، اما به اندازه امام خود شور در سینه داشتند؛ آنها همچون پدرانشان برای به راه ‌افتادن لازم نبود که پی‌درپی شماتت شوند.

درباره سومین سیزده آبان بسیار گفته شده است، تا جایی که بعید است کمترین اطلاعی از آن ماجرا ناگفته مانده باشد؛ از جمله آن که در این رویداد امام از دانشجویان مسلمان پیروی کرد. ظاهرا این دانشجویان بودند که خود را پیرو خط امام می‌خواندند، اما در واقع این امام بود که حرکت آنان را دنبال نمود. قطعا هیچ‌یک از رهبران و فرماندهان انقلاب در شکل دادن به آنچه در این روز اتفاق افتاد نقشی نداشت. حتی خود دانشجویان تصور می‌کردند بعد از چند روز حادثه تمام می‌شود و به خانه‌هایشان باز می‌گردند. ولی امام این رویداد را پیگیری کرد و آن را انقلابی بزرگ‌تر از انقلاب اول نامید. تنها امامی که درد یک سکوت سیزده ساله را چشیده باشد می‌داند که جامعه‌ای شکل‌یافته از چوب‌های فرمانبر و خشک از خود جوششی ندارد و حیات پاکیزه‌ای ندارد. او مردم را رهبر می‌پسندید، زیرا می‌دانست که گذر از یک گردنه تاریخ برای سعادت هیچ ملتی کافی نیست. آنان باید از چنان خودانگیختگی و بصیرتی برخوردار شوند که در هر عصری و نسلی بتوانند راه را از بیراهه بشناسند و بپیمایند. مردم ما امروز رهبرانند و این همان آرزوی بزرگی است که امام برای آنان داشت. او ما را دعوت ‌کرد به سوی آن چیزی که ما را زنده می‌کرد.

آنک سیزدهم آبان، این سبزترین روز سال دوباره از راه می‌رسد. آیا امروز قابل‌تصور است که حرکت مردم بر اثر بازداشته شدن همراهی از همراهی خاموش شود؟ اگر اینگونه باشد دستاوردهای چهل و پنج سال تاریخ معاصر خود را از دست داده‌ایم، و اگر چنین نباشد این نشانه‌ای از ریشه‌های انقلابی ماست. ما به اتکای این ریشه‌هاست که سبز شده‌ایم، ریشه‌هایی که اگر از آنها دور شویم به همان چیزی تنزل خواهیم کرد که مخالفان مردم آرزو می‌کنند. به این خاطر است که جا دارد با هر تلاش افراطی در این جهت برخوردی احتیاط‌آمیز داشته باشیم.

حرکت ما از واگذار کردن اسلام به جبهه خرافه‌پرستان و سپردن انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان، از ناچیز شمردن میراث و میوه مبارزات یک‌صدساله مردم ایران و جایگزین کردن آن با تصوراتی گنگ، و از جدایی و بیگانگی نسبت به ریشه‌های تاریخی‌اش نفع نمی‌برد، و اگر برخی دولت‌های بیگانه بر ترویج چنین تمایلاتی اصرار دارند شاید در این کار سودی ملاحظه می‌کنند. آنها اگر لازم باشد با وجدانی آرام بر سر جنبش امروز ایرانیان پشت میز معامله می‌نشینند و به همان مقدار آزادی و توسعه سیاسی که در کشورهای همسایه‌ وجود دارد برای ملت ما قناعت می‌کنند و در این قناعت قابل سرزنش نیستند. این ما هستیم که اگر مصالح خود را به درستی تشخیص ندهیم باید ملامت ‌‌شویم.

این روزها هر نگاهی که به نگاهی می‌افتد از پیروزی می‌پرسد. کی به آن می‌رسیم؟ چه چیز ما را به آن می‌رساند؟ کدام قدم و اقدام آن را به پیش می‌اندازد؟ و چه چیز آن را کمال می‌بخشد؟ تمامی وجود ما دعا و سوال است و وعده خداوند که فرمود هر آنچه مسئلت کنیم مقداری از آن را اجابت خواهد کرد. و آتاکم من کل ما سالتموه. (و از هرآنچه از او خواستید به شما داد). همین که خواسته‌ای در جامعه متولد می‌شود دیگر هیچ کس قادر نیست از برآورده شدن آن ممانعت کند و دولت‌ها تنها می‌توانند بر مقادیری چون زمان و میزان و شکل تحقق آن تاثیر بگذارند.

آیا ما هم می‌توانیم بر این مقادیر اثر داشته باشیم؟ آری. المعروف بقدر المعرفه؛ انسان‌ها به قدری که بصیرت و آگاهی از خود به نمایش می‌گذارند در خور نیکویی‌ها قرار می‌گیرند. کما این که در این چند ماه مردم ما بیش از آن که از رنج‌های خود گنج به دست آورده باشند از برکات خردمندی خود بهره‌مند شده‌اند.

راه سبز ما یک مسیر عقلانی است و این یک بشارت است، زیرا نشان می‌دهد که ما تا انتها بر سر خواسته‌های خود مستحکم خواهیم ایستاد. اگر دچار تندروی و رفتارهای افراطی بودیم شک نکنید که با دستانی خالی از نیمۀ راه باز می‌گشتیم، زیرا افراط راه را برای تفریط باز می‌کند. اگر برای قبول این حقیقت به مثال نیاز دارید به سیاست خارجی دولتمردان بنگرید. همان وقتی که آنان مناسبات بین‌المللی کشور را به اغراض تبلیغاتی آلوده کردند و از خردورزی و متانت کناره گرفتند می‌شد حدس زد که به زودی مصالح بلندمدت مردم را به هیچ معامله خواهندکرد. شانزده سال پیش از این تهیه سوخت برای تاسیسات هسته‌ای تهران امری بود که نه مسئولان و نه رسانه‌ها انجام آن را یک خبر مهم تلقی نمی‌کردند. امروز قسمت اعظم محصول فعالیت‌های هسته‌ای کشور ،که این همه جاروجنجال به خود دیده و چندین تحریم برای ملت به همراه آورده است، گویا باید برای تامین همین نیاز ساده تحویل کشورهای دیگر شود، شاید بعدها لطف کنند و اندکی سوخت در اختیار ما بگذارند. آیا این یک پیروزی است؟ یا یک تقلب آشکار، که چنین تسلیمی فتح‌المبین نامیده شود؟

دولتمردان نه مشکلات جهان را حل کردند و نه بر حقوق تردیدناپذیر ملت خود تاکید نمودند، که با گشاده‌دستی از این حقوق عقب نشستند. آنها نشان دادند که حتی در تسلیم شدن و کرنش کردن افراط‌گرند. حتی اگر با تلاش دلسوزان از واگذاری دستاوردهای کشور در زمینه انرژی صلح‌آمیز هسته‌ای جلوگیری شود از عواقب افراط و تفریط‌های دولتمردان ایمن نشده‌ایم، زیرا رفتارهای آنان زمینه را برای اجماع بین المللی جهت اعمال تحریم‌ها و فشارهای بیشتر به ملت ما فراهم کرده است.

چیزی که ما می‌توانیم از این ماجرا بیاموزیم آن است که خود دچار افراط نشویم. دیر یا زود – بلکه به امید خدا بسیار زود – مخالفان مردم صحنه را ترک می‌کنند. آیا آن روز باید کشوری تخریب شده برای ملت باقی بماند؟ آن چیزی که امروز باید نگران آن باشیم مصالح کشور است، زیرا کشور جز صاحبان اصلی‌اش کسی را ندارد که در این باره ابراز نگرانی کند. ساختن فردا را باید از امروز آغاز کنیم. باید برای فردا چنان مهیا باشیم که اگر همین فردا از راه رسید یکه نخوریم. باید هریک از ما مردم نه فقط نقش پیشوایی که مسئولیت آن را نیز بر عهده خود احساس کنیم.

تاکید بر اجرای بدون تنازل قانون اساسی یک راهبرد کلیدی برای ساختن فرداست. با چنین راهبردی ما در تاریکی قدم نمی‌گذاریم و میراث‌های به جا مانده از مبارزات نسل‌های پیشین را به هیچ تقلیل نمی‌دهیم. و هر آنچه از آرمان‌ها و خواسته‌هایمان که جا بماند با زندگی‌های خود آن را به دست می‌آوریم، زیرا ساختار ظاهری هرگز تمام آن چیزی، بلکه قسمت اصلی آن چیزی نیست که در جامعه واقعیت دارد. بخش اصلی این واقعیت زندگی‌های ماست. دستگاه ظاهری می‌تواند فرزندان انقلاب را همچون تبهکاران دستگیر کند و لباس‌های تحقیرآمیز بر قامتشان بپوشاند و مردم می‌توانند با نگاهشان از آنان قهرمان بسازند و به آنان افتخار کنند. در این رودررویی کدامیک برنده‌اند؟ دستگاه ظاهری می‌تواند آنان را در دادگاه‌های نمایشی محکوم کند و نگاه مردم می‌تواند آنان را در پیشگاه وجدان خویش حاکم بداند. به راستی کدامیک از این دو در واقعیت جامعه حکومت می‌کنند؟ دستگاه ظاهری با برخوردهای توهین‌آمیز خود خانواده‌های آنان را سرافکنده و خوارشده می‌خواهد و نگاه‌های مردم آنان را در عین تلخ‌کامی‌هایی که می‌چشند سربلند می‌بیند. کدامیک از این دو نگاه بر احساس این خانواده‌ها چیره است؟ دقت کنید که تنها در نگاه مردم این همه قدرت وجود دارد و تا اینجای کار هنوز حرفی از دیگر توانایی‌های آنان نگفته‌ایم. دستگاه ظاهری می‌تواند برای این خانواده‌ها تنهایی و عسرت تدارک ببیند و مردم می‌توانند آنان را در آغوش بگیرد؟ به راستی کدامیک از این دو بر کار خود غالبند؟ دستگاه ظاهری می‌تواند دانشجویان غریب را به جرم ابراز عقیده از خوابگاه محروم کند و معیشت آنان را در تنگنا قرار دهد و شبکه‌های اجتماعی می‌توانند با حمایت‌‌های خود از آنان پشتیبانی کنند. تاثیر اقدام کدامیک از آنها بیشتر است؟ به راستی کدامیک از آنها قدرتمندتر است؟ بلکه اساسا تقابلی میان این دو وجود ندارد؛ یکی هست و دیگری نیست، زیرا این زندگی‌های ماست که به هر امری در نظم ظاهری جامعه معنا می‌بخشد. ما در چند ماه گذشته نه با شکستن این نظم، که با تغییر معنا دادن به آن از راه زندگی‌هایمان صحنه جامعه را تغییر دادیم. ما چه نیازی به شکستن این نظم داریم در حالی که در هر شرایطی این ما هستیم که با زندگی‌های خود به آن جهت می‌دهیم.

بعد از این نیز راه ما این است. در شرایطی که اصول متعدد قانون اساسی بتوانند بی‌محابا معطل بمانند حقیقت آن است که فرقی میان قانون خوب و بد وجود ندارد. ساختار سیاسی کشور اگر بهترین نظم ممکن باشد به چه کار می‌آید اگر زندگی‌های ما به آن اعتبار نبخشد، یعنی معنی برایش تدارک نبیند، آن را تنفیذ نکند و اجرای بدون تنازل آن را مطالبه ننماید؟ به همین ترتیب اگر این ساختار واجد اشتباهات و عقب افتادگی‌های واضح بود ما تنها در صورتی می‌توانستیم آن را اصلاح کنیم که نخست معنای آن را اصلاح می‌کردیم و این کار را با زندگی‌های خود انجام می‌دادیم.

البته بسیارند ملت‌هایی که این توانایی خود را به جا نمی‌آورند و ترجیح می‌دهند قدرت را به قدرتمندان وابگذارند. آنها در جامعه خود پیشوا نیستند، ولی مردم ما هستند.

سیزدهم آبان میعادی است تا از نو به یاد آوریم که در میان ما مردم رهبرانند. این روز عزیز را به ملت ایران تبریک می‌گویم و برای گروهی از آفرینندگان این مناسبت که اینک در بندند و دیگر اسیران نهضت سبز از خداوند آزادی، شکیبایی و پاداشی متناسب با نیت‌های بلندشان آرزو می‌کنم.

میر حسین موسوی

+ نوشته شده توسط .محمد حياتي در دوشنبه یازدهم آبان 1388 و ساعت 8:12 |
بيانيه آيت‌الله صانعي به مناسبت 13 آبان؛
توجه به نظر و آراء اکثریت مردم از اهداف اولیه ایجاد نظام جمهوری اسلامی است


در جامعه‌ای كه رسانه‌های متملق و دروغ پرداز بر رسانه‌های مستقل ـ که چشمان بیدار جامعه‌اند ـ ترجیح داده شود، مطمئناً استکبار خارجی در دستیابی به منافع خود کم هزینه‌ترین و پر منفعت‌ترین راه را به دست آورده است.

 
ايلنا:حضرت آیت‌الله العظمی صانعی در آستانه یوم الله 13آبان با صدور بیانیه‌ای تاکید کرد:«هوشیاری نخبگان جامعه، آگاهی توده‌های مردم، آزادی بیان، وجود رسانه‌های آزاد و مستقل، توجه به نظر و آراء اکثریت مردم ، اهداف اولیه ایجاد نظام جمهوری اسلامی است.»
به گزارش ايلنا متن کامل بیانیه این مرجع تقلید بدین شرح است:
بسمه‌تعالی
ملت بزرگ و فهیم ایران  
روز سیزدهم آبان یادآور صفحاتی از تاريخ اين مملکت همچون تبعید امام خمینی (سلام الله علیه) در پی اعتراض به لایحه کاپیتولاسیون ، کشتار دانش آموزان بیگناه در محوطه دانشگاه تهران و مبارزه ضد استکباری دانشجویان پیرو خط امام پس از انقلاب می باشد؛ توجه به مسائل تاریخی و درس گرفتن از آن می تواند ملت ها را در مسیر پرفراز و نشیب خود راهنمایی کند.
تبعید امام خمینی (سلام الله علیه) هرچند به علت سخنرانی بر علیه کاپیتولاسیون صورت گرفت، اما دستگاه استبدادی بنابر اطلاعیه ساواک علت آن را اقدام علیه منافع ملت، امنیت، استقلال و تمامیت ارضی معرفی نمود [1]و منافع دولت های استعماری مانع هرگونه اعتراض به این تبعید و کشتار دانش آموزان بی گناه در صحن دانشگاه تهران و نقض گسترده آزادی بیان و دفاع از حقوق ملت از سوی آنها گردید.
آنچه امروز باید مورد توجه قرار گیرد این نکته است که دیگر قدرتهای استعماری، سیاست استعماری خود را با لشکرکشی، کشورگشایی و غارت آشکار منابع سایر کشورها و دخالت مستقیم در امور آنها دنبال نمی کنند، اما این به معنای پایان دوره استعمار نیست. بلکه شکل جدید بهره کشی از ملت ها با استفاده از شیوه های جدید، مد نظر آنان قرار گرفته و منافع ملی آن کشورها توجیه گر استعمار در شکل جدید خود گردیده است؛ هرچند آنها می کوشند که با استفاده از شگردهای نادرست و استفاده ناصحیح از واژه ها و مفاهیم مطلوب انسان ها، پرده بر اعمال خود بکشند؛ اما کیست که نداند آنان در بدست آوردن منافع خود هیچ حد و مرزی را نمی شناسند؛ و زمانی که منافع آن کشورها در میان باشد حقوق سایر ملت هاست که به مسلخ برده می شود.
بهره کشی، فصل مشترک استعمار قدیم و جدید است و حمایت قدرتهای استعماری از حکومت های مستبد، نشانگر و دلیلی دیگر بر این واقعیت است که استعمار و استبداد، دو روی یک سکه‌اند.
حمایت دولت وقت آمریکا از کودتای 28 مرداد و تغییر مسیر تاریخی یک ملت، از خاطره مردم ایران فراموش شدنی نیست؛ پشتیبانی بی چون و چرای دولتهای استعماری از حکومت شاه در حالی که فرزندان این مرز و بوم در سیاه چال های آن رژیم زندانی، شکنجه و شهید می شدند را چگونه می توان توجیه نمود.
حمایت مستقیم و غیر مستقیم دولت های استعماری و استکباری از صدام در جنگ هشت ساله علیه ملت ایران که منجر به شهادت، مجروحیت و اسارت هزاران تن از فرزندان این مرز و بوم و وارد آمدن ميلیاردها دلار خسارت به این کشور گردید، چه معنا و مفهومی می توانست داشته باشد. حمایت آنها از دولتهای مستبد در گذشته و حال در حالی که حقوق اولیه آن ملت ها در کشورهایشان پایمال گشته، با چه هدفی صورت گرفته و می گیرد.
نمونه‌هایی از این دست بسیار است که شاهدی است بر اینکه هیچ گاه دولت‌های قدرتمند استعماری و استبدادی شرق و غرب برای جلوگیری از ظلم و ستم و رسیدن مردم به حقوق، عدالت و آزادی های فطریشان « فِطْرَتَ اللهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا » هزینه‌ای نپرداخته و تنها منافع ظالمانه و جائرانه آنها تعیین کننده روابط و برخوردشان با سایر کشورها خواهد بود.
آنچه می‌تواند استقلال کشورها مخصوصاً کشور عزیزمان را با توجه به شیوه های جدید استعمار حفظ نماید و مانع از تضییع حقوق آنان گردد؛ تنها توکل به ذات باری تعالی، « وَمَن يَتَوَكَّلْ عَلَى اللهِ فَهُوَ حَسْبُهُ » هوشیاری نخبگان جامعه، آگاهی توده های مردم، آزادی بیان، وجود رسانه های آزاد و مستقل، توجه به نظر و آراء اکثریت مردم و اهداف اولیه ایجاد نظام جمهوری اسلامی است.
در جامعه‌ای که نخبگان آن مورد بی‌مهری، و دانشگاه‌ها و مردمش مورد حمله، هجمه و... قرار گرفته و گرفتار قید و بند شده و امکان ابراز نظر از آنها سلب می گردد و از سوی دیگر، مردمان آن جامعه نامحرم تلقی می گردند و جهل آنان در مسائل برآگاهیشان ترجیح داده می‌شود و رسانه‌های متملق و دروغ پرداز بر رسانه های مستقل ـ که چشمان بیدار جامعه‌اند ـ ترجیح داده شود، مطمئناً استکبار خارجی و استبداد داخلی در دستیابی به منافع خود کم هزینه ترین و پر منفعت‌ترین راه را به دست آورده است و هیچ گاه دولتها در رسیدن به منافع خود در پی افزایش هزینه های خود نیستند. لکن قدرتهای استکباری و استبدادی بدانند این ملت با پایداری خود و گرامیداشت چنین روزهایی نقشه های شوم پشت پرده و آشکاری را که بر خلاف منافع و حقوق مردم ایران کشیده شده و می‌شود خنثی و عقیم نموده و به خودشان باز می گردانند که« وَمَكَرُوا وَمَكَرَ اللهُ وَاللهُ خَيْرُ الْمَاكِرِينَ».
یوسف صانعی
قم المقدسه
10/8/1388

1388/8/10 - 16:58
کد خبر : 868
+ نوشته شده توسط .محمد حياتي در دوشنبه یازدهم آبان 1388 و ساعت 7:57 |

خشونت طلبان و مدعیان ولایت مداری از رهبری بیاموزند

آیت الله خامنه ای : با اشاره به  محمود وحید نیا  "آن آقایی كه پا شده بودند، ایستاده بودند و نشاندن‌شان! شما بفرمائید" من موافقم كه شما ادامه بدهید

شاید این بهترین کاری بود که باید انجام می شد تا آنها که حتی تحمل شنیدن دو کلام حرف مخالف را ندارند از رهبری بیاموزند ، روی سخن با آنهاست که از تاریخ عبرت نمی گیرند و از یاد می برند که همین محبتها و تحملهاست که میانه اختلافات را می گیرد و مقام معظم رهبری به آنها که مدعی ولایت مداری هستند و از ترس منافعشان اجازه نمی دهند هیچکس لب به انتقاد بگشاید و تا حرف از گله می شود توی دهن افراد می زنند با عملشان نشان دادند که می شود انتقاد کرد

صبح چهارشنبه گذشته؛ شماری از نخبگان جوان كشور مهمان رهبرانقلاب هستند  تا سومین همایش ملی‌شان را بعد از این دیدارو گفتگو آغاز كنند در جریان این جلسه اتفاقی افتاد که باعث شد تا لحظاتی دوربینها خاموش شود و همه چشم بدوزند به جوانی بنام وحیدی نیا برنده مدال المپیک ریاضی که می ایستد و می خواخد گله کند و رهبری نیز با صبر و اندیشه به سخنانش گوش می دهند و وقتی که باز هم برخی می خواهند او نگوید " آقا می گویند "

من موافقم كه شما ادامه بدهید. وقت از اول هم تمام شده بود، ولی شما ادامه بدهید

پایگاه اطاع رسانی دفتر نشر آثار مقام معظم رهبری نوشت : مراسم با تلاوت قرآن و شعری در ستایش حضرت علی‌بن‌موسی‌الرضا علیه‌السلام، آغاز می‌شود و قرار است  با سخنرانی معاون رییس‌جمهوری و تعدادی از نخبگان ادامه یابد و به سخنان رهبری ختم شود.

×××
 
آیت الله خامنه ای : خیلى از برنامه‌هاى صدا و سیما بنده راضى هم نیستم

نسرین سلطان‌خواه معاون جدبد علمی و فناوری رئیس‌جمهوری اولین سخنران مراسم است و بعد از او، محمدهادی فروغمند عراقی، راضیه طبائیان، فرشید امیری، سیدپیمان شریعت‌پناهی، سماء گلیایی، سیداحسان آذرم‌سا، زهرا محمودی، نفرات دیگری هستند كه به عنوان «نخبگان جوان»، دیدگاه‌ها و مباحث مختلف خود را مطرح می‌كنند.

مباحثی نظیر توجه به تجاری‌سازی ایده‌ها، علوم انسانی، لزوم استمرار حمایت از طرح‌های تصویب شده، تقویت بیشتر فرهنگ، تعهد، مشكل‌گشایی اجتماعی و اصلاح و ارتقای جامعه در میان نخبگان، توجه به عنصر معنویت دینی در فعالیت‌های علمی پژوهشی، استفاده از هنر و ظرفیت‌های آموزش و پرورش برای ایجاد و تقویت روحیه نوآوری در جامعه و... مطرح می‌شود.

پس از آخرین نفری كه برای مطرح كردن دیدگاه‌های خود نوبت داشت، حاضران منتظر صحبت‌های رهبر انقلاب بودند كه ایشان از مجری برنامه می‌پرسند: "از دوستانی كه قرار بوده صحبت كنند، كسی باقی ماند؟"

مجری می‌گوید: "اگر شما اجازه اجازه بدهید، همه‌ی جمع هزار نفره‌ای كه این‌جا هستند، دوست دارند صحبت كنند... "همه می‌خندند.

در این میان چند تن از دانشجویان از میان جمعیت، خواستار فرصتی برای بیان صحبت‌هایشان شدند. این حركت با واكنش برخی برگزاركنندگان مراسم روبرو شد كه آن‌‌ها را دعوت به نشستن می‌كردند، اما رهبر با اشاره به یكی از همان جوانها گفتند: "آن آقایی كه پا شده بودند، ایستاده بودند و نشاندن‌شان! شما بفرمائید"



صدایش از آن‌جا به گوش رهبر نمی‌رسید؛ پشت تریبون آمد و پس از معرفی خود، سخنانش را آغاز كرد. اما حرف‌های وی، رنگ و بوی دیگری داشت. او از عملكرد صدا و سیما پیرامون حوادث اخیر انتقاد كرد و با بیان مثالی پرسید:



آیا صدا و سیمای ما تصویر درستی از كشور و جهان ارائه می‌دهد یا تصویری غیرواقعی و كاریكاتورگونه؟


آیا صداو سیما به عقاید مختلف اجازه‌ی دفاع از خودشان را می‌دهد؟ عقایدی كه به‌خصوص در همین رسانه مورد نقد و یا حتی حمله قرار می‌گیرد؟


آیا صدا سیمای ما نقل‌قولی كه از افراد می‌كند و یا رویدادهایی كه روایت می‌كند، وفادارانه و منصفانه است؟

بخش دوم سخنان وی موضوع نقد رهبری بود

«من شاید چهار-‌پنج سال است كه به صورت جدی‌تر روزنامه می‌خوانم و مجلات را مطالعه می‌كنم. این مدت واقعاً به یاد نمی‌آورم كه مطلبی را با عنوان نقد رهبری خوانده باشم ... نقد رهبری را هم به شكل عمومی می‌شود مطرح كرد و هم به صورت خاص در مجلس خبرگان. من احساس می‌كنم اگر چنین نشود، این شرایط منجر به نفاق و كینه می‌شود؛ مثلاً یك چیزی كه در ابتدا یك انتقاد ساده است، چون بستر مناسبی برای بیان پیدا نمی‌كند، ممكن است جنبه‌ی مغرضانه به خود بگیرد و كم‌كم بی‌انصافی هایی پیدا شود.»

سخنانش طولانی شده بود. از آقا خواست تا باز هم ادامه دهد و پاسخ شنید: «من موافقم كه شما ادامه بدهید. وقت از اول هم تمام شده بود، ولی شما ادامه بدهید...»

تشكر كرد و این‌بار صحبت‌هایش را با انتقاد از چگونگی برخورد نیروی انتظامی با تجمعات پس از انتخابات ادامه داد:

 


«اگر مقداری روش‌های اقناعی‌تر داشتیم و از خشونت به جز در موارد ضرورت استفاده نمی‌كردیم، نظام ما بقای بهتری نداشت؟ آیا مردم متحدتری نداشتیم؟ چون وحدت واقعی به نظر من بیش از این‌كه با نصیحت حاصل شود نتیجه‌ی رفتار مردم با حكومت و رفتار حكومت با مردم است و رفتار مردم با همدیگر است.»

پس از اتمام صحبت‌های او چند نفر به اعتراض بلند شدند تا نوبت برای حرف زدن بگیرند. یكی‌ از آن‌ها گفت: «همین حرف‌های ایشان نشان می‌دهد فضای نقد وجود دارد. ما هم می‌خواستیم حرف بزنیم اما به ما اجازه ندادند و فرصت نشد...»


آقا در جواب اعتراضات گفتند: «این را به حساب كم بودن وقت‌ها بگذارید و تحمل بفرمائید. ان‌شاءالله خدای متعال شرح صدر خواهد داد به همه‌ی‌ ما كه درست بفهمیم، درست ببینیم و درست بیان كنیم.»

حالا دیگر نوبت میزبان بود. جمعیت، بی‌صبرانه منتظر سخنان و یا به عبارت بهتر، واكنش آقا بودند.



رهبر انقلاب در لابه‌لای سخنان خود به برخی از سؤالات و شبهه‌های مطرح شده در جلسه پاسخ دادند: «بنده توى جلساتِ دانشجوئى، دانشگاهى كه این‌جا هستند، گاهى كه ببینم حالا بعضى‌ها روى ملاحظه، روى احترام، روى هرچه، بعضى از این حرف‌ها را كه خیال می‌كنند من خوشم نمى‌آید، نمی‌زنند؛ از نگفتنش ناراحت می‌شوم؛ از گفتنش مطلقاً ناراحت نمی‌شوم. اى كاش مجال بود تا گفته می‌شد، تا آن‌وقت انسان می‌توانست آن برگ‌هاى بر روى هم گذاشته‌ى كتاب حرف را، باز كند تا خیلى از حقائق روشن بشود. آینده، البته این كارها خواهد شد.»

آقا از صدا و سیما گفتند و گفتند كه ایشان هم به بخشی از عملكرد این دستگاه انتقاد دارند اما مثل همیشه انصاف را یكی از شروط نقد سالم عنوان كردند: «در انتقاد از بى‌انصافىِ یك دستگاه یا یك كس، خود ما باید دچار بى‌انصافى نشویم؛ به این توجه كنیم.»

رهبر انقلاب نسبت به صدا و سیما دو انتقاد عمده را وارد دانستند و گفتند: «خیال نكنید آن حرف‌هائى كه صدا و سیما می‌زند، این، همه‌ى حرف‌هاست؛ نه، خیلى مطلب هست. "یك سینه حرف موج زند در دهان ما". این‌جور نیست كه هر چه كه انسان احساس می‌كند، این را گفته باشد یا بتواند بگوید. خیلى حرف‌هاى زیادى هست. شما جوان‌ها الحمدللَّه باهوشید، بااستعدادید، به‌تدریج خیلى از حقائق براى شماها روشن خواهد شد.»

آقا با اشاره به این سوال كه «آیا صدا و سیما  وضعیت واقعى كشور را نشان می‌دهد؟» پاسخ گفتند «نه، ناقص نشان می‌دهد. خیلى پیشرفت‌هاى برجسته و بزرگ هست كه صدا و سیما نشان نمی‌دهد.

 دلیلش هم این است كه شما مجموعه‌ى مرتبط با حوادث گوناگون، از خیلى از حقائق كشور و پیشرفت‌هاى كشور مطلع نیستید؛ نقص صدا و سیماى ماست. والّا اگر صدا و سیما می‌توانست همان‌جور كه تلویزیون فلان كشور غربى با یك سابقه و تجربه‌ى فراوان و با استفاده‌هاى هنرى دروغ‌هاى خودش را راست جلوه می‌دهد، واقعیات موجود كشور را درست منعكس كند، شما بدانید امروز امید نسل جوان، دلبستگى نسل جوان به كشورش، به دینش، به نظام جمهورى اسلامى‌اش، به‌مراتب بیشتر از حالا بود.»

و اما انتقاد دوم كه درباره انتخابات بود: «شما خیال نكنید كه حالا بنده چون رئیس صدا و سیما را انتخاب می‌كنم، همه‌ى برنامه‌هاى صدا و سیما را مى‌آورند، دانه‌دانه بنده نگاه كنم، امضاء كنم. نخیر، از خیلى از برنامه‌هاى صدا و سیما بنده راضى هم نیستم؛ از جمله، من راضى نبودم كه از ماه اسفند، بلكه زودتر از اسفند، بعضى از سفرهاى تبلیغاتى و حرف‌هائى كه زده شد و تظاهراتى كه می‌شد و مجادلاتى كه انجام می‌گرفت، از تلویزیون پخش شود، كه متأسفانه تو تلویزیون پخش شد.»

اواخر سخنرانی انتظار كسانی كه می‌خواستند بدانند، واكنش آقا به سخنان آن جوان دانشجو درباره «انتقاد از رهبری» چیست به سر آمد و ایشان گفتند:

"ما كه نگفتیم از ما كسى انتقاد نكند؛ ما كه حرفى نداریم. من از انتقاد استقبال می‌كنم؛ از انتقاد استقبال می‌كنم. البته انتقاد هم می‌كنند. دیگر حالا جاى توضیحش نیست؛ انتقاد هم هست، فراوان هست، كم هم نیست؛ بنده هم می‌گیرم، دریافت می‌كنم و انتقادها را می‌فهمم."

 کاشکی می فهمیدیم که این دو پاره شدن و اختلافات چه لطمه ای به کشور زده است

کاشکی درک می کردیم که حساسیت نسبت به رنگ سبز و نماد ولایت مداری و سیادت تا چه میزان فرزندان و جوانان این مرز و بوم را جری و ناراحت می کند

کاشکی و هزار کاشکی دیگر که زمان گفتنش نرسیده است

+ نوشته شده توسط .محمد حياتي در دوشنبه یازدهم آبان 1388 و ساعت 7:51 |

تکذیب لنگه کفش


beheshti

این نمایشگاه مطبوعات هم  برای مجریانش به دردسری تبدیل شد.پس از روز جمعه و حضور کروبی که باعث شد به صحنه ی نبرد حامیان جنبش سبز و حامیان احمدی نژاد مبدل شود و حتی کروبی جراحتی در پیشانی برداشت روز شنبه از ورود ماشین مهندس موسوی به نمایشگاه جلوگیری شد و یک شنبه نیز حضور علیرضا بهشتی با حوادثی همراه بود.مهدی کروبی با انتشار ویدئویی در رابطه با حادثه ی روز جمعه در سایت تغییرتوضیحاتی داد.در این ویدئو  به شرح ما وقع حوادث نمایشگاه پرداخته شده و همچنین مهدی کروبی در این پیام ، به تشریح چگونگی انحراف جمهوری اسلامی از سال ۶۸ به بعد از اهداف اصلی خود پرداخته و همچنین بر حضور خود در تمامی راهپیمایی ها و مراسم ملی و مذهبی با دعوت از مردم تاکید کرده و  گوشه ای از برنامه های آینده خود را نیز اعلام کرد.در ضمن فرزند کروبی نیز پرتاب کفش به سوی شیخ را تکذیب و عنوان نموده است:البته اقدامات آنان که همچون رفتار اراذل واوباش بود، کمتر از پرتاب کفش نبود. اما آنان با مونتاژ سعی کردن به جای فحش های شنیع این اقدام را بنشانند تا لنگه کفش را همچون اقدام آن خبرنگار عراقی به سمبل تبدیل کنند و از سوی دیگر دل یکی از مسولین سابق که در دانشگاه تهران از او اینچنین استقبال شده بود را خوش کنند که التیامی بر عصابانیت او شود.از طرفی دیگر سایت کلمه در مطلبی به ماجرای حضور مشاور ارشد مهندس موسوی ،علیرضا بهشتی در نمایشگاه مطبوعات پرداخته است: در حالی دکتر علیرضا حسینی بهشتی مشاور ارشد میرحسین موسوی به رسم هر سال و به همراه همسر و دختر خردسالش در نمایشگاه مطبوعات حضور پیدا کرد که حرکت خودجوش مردمی در حمایت از فرزند شهید بهشتی در مقابل حرکت سازماندهی شده عده ای فضای نمایشگاه را از حالت عادی خارج نمود.حلقه ای وسیع از مردم دور بهشتی شکل گرفته بود که او را با دادن شعارهایی مانند «صلی علی محمد بوی بهشتی آمد»، «یاحسین، میرحسین»همراهی می کردند اما در همین حین گروهی حدود ۵۰ تا ۶۰ نفره به طور سازماندهی شده و در حالیکه پوسترهایی با شعارهای مذهبی در دست داشتند با صدای بلند اقدام به دادن شعار هایی علیه بهشتی کردند.خبرگزاری های حامی احمدی نژاد نیز در حالی که این روزها مصادف زادروز شهید بهشتی ست شروع به فحاشی و بی حرمتی به خاندان ایشان نمودند و از جمله نوشتند:مرگ بر سید آمریکایی،بهشتی ننگ بهشتی شده.این حرکات همگان را به یاد منافقین سالهای ابتدای انقلاب و توهین های آنان به شهید بهشتی میاندازد.شهید بهشتی که زمانی ریاست قوه قضائیه را بر عهده داشت از یاران  آیت الله خمینی بوده است ،فرزندان ایشان بویژه دکتر علیرضا بهشتی در زمان انتخابات بارها در میان حامیان مهندس موسوی به بسیج و بسیجیان هشدار داده بود که کاری نکنند که زمانی برسد که مردم با آنان همراه نباشند و اینک همان زمان است.

نقل از وبلاگ: جمهوریت

+ نوشته شده توسط .محمد حياتي در سه شنبه پنجم آبان 1388 و ساعت 7:9 |
جزییات دیدار میرحسین موسوی و سیدمحمد خاتمی

 

نواندیش: مهندس میر حسین موسوی و حجت الاسلام و المسلمین سید محمدخاتمی با یکدیگر دیدار کردند و گفتند که ملت ایران با زور و فشار از راه خود منحرف نخواهد شد.

به گزارش پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس، نخست وزیر دوران دفاع مقدس و رئیس دولت اصلاحات در این دیدار ضمن تاكید بر پایبندی جدی به قانون اساسی و معیارهای اصیل انقلاب و دفاع از جمهوری اسلامی، از تداوم اوضاع ناگوار كنونی به خصوص ادامه بازداشت‌ها، محدود كردن آزادی‌های اساسی بر خلاف قانون اساسی و موازین شرعی و اخلاقی، رواج بداخلاقی‌ها ، تهمت‌زدن‌ها و ناروا گوئی‌ها و محروم بودن كسانی كه مورد تهمت و ناسزاگوئی قرار گرفته‌اند از امکان پاسخ ، اظهار نگرانی كردند و این شرایط  را بیش و پیش از هر چیز دیگر به زیان انقلاب ، كشور و مردم دانستند.

آنها همچنین تاكید كردند جامعه رشید و بیدار ما كه به خصوص به بركت انقلاب اسلامی راه خود را به سوی عدالت ، آزادی، استقلال و سربلندی یافته است با زور و فشار از راه خود منحرف نخواهد شد و دلبستگان به انقلاب و امام و عظمت ایران و ایرانی نیز با وجود همه مشكلات و تهدیدها از وظیفه الهی و میهنی‌شان دست بر نخواهند داشت.

موسوی و خاتمی تاکید کردند که آنچه امروز بیش از هر چیز مورد نیاز است بازگشت به قانون اساسی و پرهیز از نقض، تحریف یا توجیهات ناروا نسبت به این میثاق گرانسنگ ملی است و اگر راه نقد سیاست‌ها و رفتارها بر روی كسانی كه در دلسوزی و دلبستگی آنان به جمهوری اسلامی و سرافرازی و استقلال میهن تردیدی نیست بسته شود، اگر با حضور انتقادی و اعتراض مدنی مردم مقابله شود و اگر تریبون‌های رسمی و رسانه‌هائی كه باید در خدمت آرمان‌های انقلاب و مصالح جامعه باشند با جعل، تحریف، دروغ‌پردازی، اهانت و ناروا گوئی فضا را آلوده‌تر كنند بی‌تردید مناسبترین موقعیت برای فعال شدن جریان‌هایی پدید خواهد آمد كه با اصل انقلاب و نظام سر سازگاری ندارند.

این دو یار امام راحل خاطر نشان کردند که به نفع آینده كشور است كه هر چه زودتر فضای امنیتی از بین برود و رسانه عمومی و روزنامه‌ها بتوانند به وظایف خود عمل نمایند

+ نوشته شده توسط .محمد حياتي در شنبه بیست و پنجم مهر 1388 و ساعت 6:42 |
 " ستاره ها "  یا " ستاره دارها " در پی ملاقات با احمدی نژاد هستند
 
محمد رضا گلزار به دیدار  رئیس دولت رفت تا ستاره تاریکش بدرخشد اما چرا حامیان دولت مدعی هستند ستاره دارها  بدنبال ملاقات با محمود احمدی نژاد هستند

در سایه سکوت حاکم بر جریانات سیاسی کشور و در اوج مشکلات اقتصادی که گریبان قشر ضعیف و مستضعف جامعه را گرفته ، سایت پرچم که اخیرا وارد عرصه اطلاع رسانی شده و متعلق به ثمره مشاور احمدی نژاد است ، طی چندین روز متوالی خبر نخستش را به ملاقات " ستارگان سینما اختصاص داد و نوشت :پس از محمد رضا گلزار بی ستاره این بار نوبت یکی دیگر از ستاره دار های سینماست تا درخواست ملاقات با دکتر احمدی نژاد را بدهد
 
این سایت بجای پرداختن به گران شدن نان و بسیاری دیگر از لوازم ضروری زندگی مردم و افزایش سرسام آور هزینه های زندگی به رسم نشریات زرد طی خبر جدیدی اعلام کرد : زنی که از معروف ترین بازیگران سینما اس به شمار رفته و از مدت ها پیش با توجه به موضع گیری های سیاسی عجیب و غیر منطبق با نظام اسلامی و نیز رفتارهای سیاسی خود به کانون توجهات تبدیل شده بود با توجه به مشکلات عدیده صنفی و ممنوعیت خروج وی از کشور طی نامه ای از رئیس جمهوری درخواست ملاقات کرده است

وی در این نامه اصرار زیادی بر این ملاقات کرده و واسطه های بسیاری را برای قبول این تقاضا به پیش نزدیکان رئیس جمهور فرستاده اما تا کنون با این ملاقات موافقت نشده است. مواضع این خانم بازیگر همواره یکی از سوژه های رسانه های خارج از کشور برای هجمه علیه انقلاب می باشد.
 
برخی منابع معتقدند اشاره موکد سایت پرچم بیش از هر کس متوجه دو نفر بیشتر نمی تواند باشد که فاطمه معتمد آریا هنرپیشه صاحب نام که در انتخابات حامی موسوی بود بیش از بقیه افراد به مشخصاتی که پرچم ادعا کرده نزدیک است



سایت ثمره نوشته :وی مشکلات صنفی خود و نیز رفع ممنوعیت خروجش را از رئیس جمهور درخواست کرده است
 
 
پیش از این دیدار محمدرضا گلزار با محمود احمدی نژاد گویا بسیار سازنده و مثمر ثمر بوده است و این بازیگر پرحاشیه و گرفتار سینما پس از ماجرای حبس و مشکلات قضایش ، چندی پیش به دیدار رئیس جمهور رفته و به روایت همین سایت پرچم  در جملات کوتاهی نتیجه دیدار خود با احمدی نژاد را "خوب" توصیف کرد.
 

نکته جالب توجه اینکه علیرغم مشکلات پیش آمده برای گلزار و قطعی شدن ممنوع التصویر بودن وی از  چند روز قبل تابلوهای تبلیغاتی فیلم "دوخواهر" که گلزار در آن همزمان به ایفای دو نقش پرداخته در نقاط مختلف تهران دیده می شده و پخش آگهی تلویزیونی این فیلم با ذکر نام محمد رضا گلزار  در شبکه های مختلف سیما نیز حکایت از تاثیر ملاقات وی با احمدی نژاد دارد ،پیش از این  قرار بود دو خواهر بعد از عید سعید فطر اکران شود

تهيه کننده و کارگردان فیلم "دو خواهر" چندی پیش به فارس  گفته بود : محمدرضا گلزار منع فعاليت دارد اما فيلمي که از سال پيش بازي کرده، مي تواند اکران عمومي شود.

انتشار این خبر زمانی جالب شد که فاطمه معتمد آریا که در جریان انتخابات به حامیان سر سخت موسوی مبدل شده بود در یاداشتی به خبرگزاری ایسنا همزمان با ممنوع الخروج شدن و شایعه سایت ثمره به ایسنا نوشت :
 
در تاريخ 16مهرماه پس از ضبط پاسپورت من و آقاي مجتبي ميرطهماسب و منع خروج از كشور به همراه گروه سينماگران دعوت شده از طرف آكادمي اسكار، تا به امروز نه هيچ پيگيري و پاسخي از طرف مسوولين شده است و نه من درخواست ملاقات با هيچ فردي را داشته‌ام و هم‌چنان وضعيت ما در بلاتكليفي است
 
با این جمع بندی مسئله پیش رو اینکه چرا نزدیکان محمود احمدی نژاد در شرایط دشواری که جامعه و مردم با آن دست به گریبان هستند چگونه می توانند مسائل با اهمیت را رها کرده و افرادی مانند گلزار را برای خود ستاره بنامند و از آنها بهره تبلیغاتی ببرند و به منظور سیاست کردن کسانی که ممکن است در انتخابات به هر جهت به کاندیدای رقیب گرایش داشته اند آنها را ستاره دار کرده و سپس اینگونه با آنها رفتار کنند که این شیوه نیز بیانگر منش برخی از مدعیان توجه به اصول است
 
 آیا با این وصف باید گفت که پس از هر انتخاباتی طرفداران کسی که به هر شکل و دلیلی بازنده انتخابات است باید برود و بمیرد.
+ نوشته شده توسط .محمد حياتي در شنبه بیست و پنجم مهر 1388 و ساعت 6:39 |
انتقاد موسوى و کروبى از موج شديد تخريب

نواندیش : ميرحسين موسوى  به منزل مهدى کروبى رفت تا درباره اتفاقات روى داده پس از انتخابات با يکديگر رايزنى و گفت‌و‌گو کنند، در اين ديدار هر دو کانديداى انتخابات رياست جمهورى دهم با اشاره به تلاش‌هاى شبانه‌روزى صدا و سيما براى تخريب جريان اصلاحات بر حق قانونى خود مبنى بر حضور در صدا و سيما و دفاع از خود تاکيد کردند.‌در اين ديدار که با حضور تنى چند از خبرنگاران برگزار شد، موسوى و کروبى با اشاره به تبليغات يکطرفه‌اى که صدا و سيما عليه آنها راه انداخته است، خواستار فرصتى براى حضور در يک برنامه تلويزيونى شدند تا به تخريب‌هايى که رسانه ملى عليه آنها راه انداخته است پاسخ دهند.

به نوشته حیات نو ، در ابتداى اين ديدار مهدى کروبي، انتخابات اخير رياست جمهورى را يک فرصت بسيار خوب دانست و گفت: «مى‌شد از اين فرصت به نحو خوبى استفاده کرد.» او با بيان اينکه رفتارهاى پس از انتخابات دور از شأن نظامى بود که امام راحل آن را پايه‌گذارى کرده بود، به برخوردهاى صورت گرفته با عليرضا بهشتى فرزند شهيد بهشتى و نيز مرتضى الويرى و ابراهيم امينى اشاره کرد و اين افراد را همچون ديگر افرادى که پس از انتخابات بازداشت شدند، فرزندان انقلاب و نظام خواند که براى استقرار آن جانفشانى‌ها کرده‌اند. مهدى کروبى در ادامه سخنان خود به نامه اخير استاندارى تهران که شوراى شهر را از ديدار با خانواده‌هاى بازداشت‌شدگان منع کرده اشاره کرد و اين رفتار را بسيار غيرمتمدنانه خواند.او همچنين اظهارات اخير حجت الاسلام محسنى اژه‌اي، دادستان کل کشور را مورد اشاره قرار داد که گفته بود اکنون در وضعيت جنگى هستيم، کروبى در اين زمينه گفت:«چرا بايد اين سخنان بيان شود و چرا بايد اينگونه وانمود شود که فضاى کشور جنگى است و همه بايد سکوت کنند و دم برنزنند؟»او با بيان اينکه برخى از نظاميان اصلاح‌طلبان انتقاد مى‌کنند که چرا براى تلويزيون‌ها و سايت‌هاى بيگانه خوراک فراهم مى‌‌کنيد، گفت:«من از ايشان مى‌پرسم که چه کسى براى آنها خوراک فراهم مى‌کند؟ ما يا شما؟ چه کسى سخنان تند مى‌گويد ما يا شما؟ چه کسى برخوردهاى تند را سرلوحه کارهاى خود قرار داده است ما يا شما؟»کروبى همچنين به مراسم روز قدس اشاره کرد و گفت:«اولا من بايد تاکيد کنم که نگاه ما به رژيم صهيونيستى تغيير نکرده است.فلسطين همچنان مسئله ماست و روز قدس نيز روز حمايت از مردم مظلوم فلسطينى و تبرى از رژيم صهيونيستى است، اما من مى‌خواهم اشاره کنم به جمعيتى که به اين مراسم آمدند و بايد قدردان آنها بود. عموم کسانى که به دعوت ما به اين مراسم آمدند شعارى‌هايى که دادند در رابطه با ايران و کشورشان بود و نگران سرنوشت خود بودند. نمى‌توان به مردم گفت که نگران کشور خود نباشيد.

 اما من مى‌پرسم که آقايان توضيح دهند که چه اتفاقى در کشور افتاده است که روز فلسطين ناگهان مردم دو دسته مى‌شوند و عده‌اى نگرانى‌هاى خود را در شعارهايشان بازتاب مى‌دهند؟»او در پايان سخنان خود تاکيد کرد:«برخى درباره انتخابات به گونه‌اى سخن مى‌گويند که گويى هيچ اتفاقى نيفتاده است. آخر چرا اين حرف‌ها را به مردم مى‌زنيد؟ يعنى مردم نمى‌دانند چه اتفاقى افتاده است؟ پس اين اعتراضات چيست؟ آخر يک حرفى بزنيد که کسى به شما نخندد. اگر راست مى‌گوييد در برابر ده‌ها ساعت برنامه در رسانه ملي، به ما وقت بدهيد تا در تلويزيون پاسخ دهيم.»  مهدى کروبى معتقد است که باور مردم و اعتماد آنها بزرگترين سرمايه نظام است و بر اين اساس به سخنان امام اشاره کرد و يادآور ‌شد:«بزرگترين سرمايه امام اعتماد مردم بود و اين سخن را بارها بيان کردند. لذا نبايد از نظام سلب اعتماد شود و نبايد کسى در اين راستا گام بردارد. برخى از آقايان خواسته يا ناخواسته در اين راه قدم بر مى‌دارند و فوج فوج براى بيگانگان خوراک تهيه مى‌کنند. بياييد براى رهايى از وضعيت موجود حرکتى صحيح انجام دهيد. صدا وسيما که به يک رسانه جهت‌دار تبديل شده ، راه درست را در پيش بگيرد و اعتماد مردمى را که از دست داده مجددا به دست آورد.»

همچنين در اين ديدار مهندس ميرحسين موسوى با اشاره به وقايع روى داده پس از انتخابات به اتفاقى که در 13 آبان 1358 رخ داد اشاره کرد و يادآور شد:«بعضى کسانى که آن حماسه را آفريدند، امروز در گوشه‌هاى زندان هستند و اين طنز تلخى است که اين روزها متاسفانه رخ داده است و من نمى‌دانم که چرا اين مسائل و اين اتفاقات در حال روى دادن است و چرا بايد با نيروهاى مومن انقلاب چنين کنند.» ميرحسين موسوى معتقد است اين رفتارها باعث ايجاد زخم‌هايى بر روح و روان مردم مى‌شود که به آسانى قابل درمان نيست. او به دادگاه‌هايى که با سر و صداى بسيار براى اصلاح‌طلبان برگزار شده بود اشاره کرد و گفت: «چه نتيجه‌اى عايد شما شد؟ آيا متوجه اثرات منفى آن در جامعه هستيد؟»ميرحسين موسوى به خيل نيروهاى انقلاب که به حاشيه رانده شده‌اند اشاره کرد و گفت:«در اين چهار ساله اخير رفتارهاى نادرستى صورت گرفته است که نيروهاى انقلاب يا به حاشيه رفته‌اند يا رغبتى براى کار ندارند. شما نگاه کنيد و ببينيد که چه تعداد وزير و وکيل و نيروى انقلابى حذف شده‌اند. چند رئيس جمهور داريم. چندين وزير داريم. نمايندگان،مديران و نخبگان طراز اولى داريم که همه در حاشيه قرار گرفته‌اند. چرا بايد اين استعدادها همه حذف شوند؟» نخست‌وزير مورد تائيد و حمايت امام راحل در ادامه به بحث انقلاب مخملى که از سوى برخى بيان مى‌شود پرداخت و آن را يک بحث نظرى و دانشگاهى دانست و وقوع آن را در ايران غيرممکن خواند و گفت:«متاسفانه اين روزها از هر تريبونى حرفى در تخريب نيروهاى انقلاب زده مى‌شود. خصوصا آن که تريبون مقدس نماز جمعه اختصاص پيدا کرده است به تريبون يک جناح و تندروها براى حذف نخبگان و کسانى که نظر و راى ديگرى دارند از هر وسيله استفاده مى‌کنند.»

 ميرحسين موسوى با اشاره برخى انقلاب‌ها و کشورها و رفتارهاى آنها تاکيد کرد:«در مقطعى افرادى بر سرکار آمدند و تلاش کردند نيروهايى را که انقلاب کرده بودند حذف کنند. در کتاب‌ها و عکس‌هاى انقلاب خود، نقش آفرينان انقلاب را حذف کردند و تلاش کردند با جعل تاريخ، تاريخ ديگرى را براى مردم خود و دنيا بيافرينند. اما اين وضعيت ادامه پيدا نکرد و تاريخ‌نگاران آمدند و تاريخ واقعى را نگاشتند.» وى تاکيد کرد:«عده‌اى نبايد تصور کنند که حوداث اول انقلاب و سال‌هاى پس از آن از ذهن و ضمير مردم گريخته است. اخيرا يکى از آقايان که در دولت بنده نيز داراى سمتى بود و بعد به علت اختلافات از دولت استعفا داد و رفت مطالبى را بيان کرده است که انسان حيرت مى‌کند. سه ، چهارماه است که عليه بنده و آقاى کروبى و افراد ديگرى که از ما حمايت مى‌کردند ، به صورت يک طرفه در صدا و سيما و رسانه‌هاى خود دروغ مى‌پراکنند و ما را تخريب مى‌کنند. آيا ما حق نداريم در صدا و سيما از خود دفاع کنيم؟»

 او با يادآورى جلسه اى که با‌هاشمى شاهرودى رئيس سابق قوه قضائيه داشت گفت:«آقاى شاهرودى با بنده تماس گرفت و گفت آيا مى‌توانيد به دفتر من بياييد؟ رفتم. آقاى‌هاشمى رفسنجانى نيز آنجا بود که من اصلا از حضور ايشان خبر نداشتم. درباره اتفاقات پس از انتخابات سخن گفتيم و آقاى شاهرودى از بنده پرسيد مى‌خواهيد چکار کنيد؟ گفتم حرف ما که مشخص است. در اين فضاى تخريب به ما تريبون بدهيد تا ما نيز از رسانه ملى با مردم به صورت زنده سخن بگوييم. قبل از آن نيز آقاى لاريجانى از من پرسيده بود که حاضرى به تلويزيون بروي، من نيز گفته بودم بله. در ديدار با آقاى شاهرودي، ايشان پيشنهاد برگزارى يک تجمع قانونى را دادند. پذيرفتم. همان لحظه ايشان با شوراى عالى امنيت ملى تماس گرفت، صحبتى کردند. آنها نيز پذيرفتند. بعد به من گفتند که درخواستى بنويسيد. ما درخواستى را به امضاى بنده تهيه و ارسال کرديم. چند روز بعد مطلبى براى ما ارسال شد که طبق فلان ماده با برگزارى تجمع مخالفت شده بود. يک مديرکلى نيز آن را امضا کرده بود.» ميرحسين موسوى افزود: خوب اگر شما از عمل خود مطمئن هستيد چرا نگران حضور ما در سيما هستيد يا چرا از حضور کارشناسان ما در سيما خوددارى مى‌کنيد؟ اگر صادقانه سخن مى‌گوييد ميزگردى را با حضور کارشناسانى از ما و خودتان برگزار کنيد تا دو طرف سخن خود را بگويند.» موسوى گفت: «الان وضع به گونه‌اى شده است که هيچ‌کس نمى‌تواند از دولت انتقاد کند. هرکس حرفى بزند ولو از خودشان باشد با دشمن مرتبطش مى‌کنند و ضد امام مى‌خوانندش.» وى تصريح کرد:«من مى‌پرسم شما که در انتخابات مجلس ششم 700 صندوق را ابطال کرديد و يک نفر وارد مجلس شد چرا چند صد صندوق را باز نمى‌کنيد تا در يک برنامه زنده تلويزيونى مردم ببينند که چند تعرفه بدون سريال وجود دارد؟» موسوى در پايان ابراز اميدوارى کرد که دلسوزان نظام تدبير کنند و مشکلات بوجود آمده را حل کنند. چرا که به اعتقاد او نمى‌توان آگاهى مردم را ناديده گرفت و به دانشجويان گفت دم نزنيد چرا که دانشجويان فرزندان اين مردم هستند و نياز به پاسخ دارند.

+ نوشته شده توسط .محمد حياتي در دوشنبه بیستم مهر 1388 و ساعت 21:20 |
خاتمي: نتیجه روش‌هایی که مخالف خود را متهم به براندازی می‌کند، براندازی است

ايلنا:رئيس دولت اصلاحات با انتقاد از برخوردهای صورت گرفته با اصلاح‌طلبان و مردم توسط جریان متحجر و متوهمی که حتی می‌خواهند اصولگرایان باشخصیت را از صحنه بیرون کنند، هشدار داد که اگر جلوی حرف زدن افراد معتقد به نظام جمهوری اسلامی ایران گرفته شود، کسانی وارد عمل خواهند شد که با اصل نظام و انقلاب مخالف هستند.

حجت الاسلام سید محمد خاتمی در دیدار با با نخبگان و اقشار مختلف مردم استان یزد، با اشاره به قرار داشتن در آستانه سالروز شهادت امام جعفر صادق(ع) با تسلیت این روز به شیعیان و ایرانیان همه انسان‌هایی که خواستار حقیقت و زیبایی هستند، گفت:«معمولا به حضرت گفته می شود پیشوای مذهب جعفری، ولی واقعیت این است که امام صادق و پدرشان امام باقر بزرگترین مفسران حقیقت اسلام در دوره خاصی که برای آنها پیش آمد، بودند و بار اصلی معارف اسلام حقیقی بر دوش این دو بزرگوار بود.»

وی ادامه داد:«کاری که این بزرگواران کردند ایستادگی در مقابل انحراف‌ها و تحریف‌هایی بود که به خصوص در عرصه فکری؛ سیاسی و اجتماعی پیدا شده بود و می‌رفت که مبانی عقیدتی و فکری را نابود بکند، کاری که این بزرگواران کردند کار فوق العاده بزرگی بود و واقعا اسلام مدیون این دو بزرگوار است که توانستند در آن برهه از زمان با فداکاری فراوان آن حقایق را منعکس کنند.»

رئیس دولت اصلاحات تصریح کرد:«متاسفانه در حوزه‌های علمیه ما بیشتر روی جنبه‌هایی که مربوط به فقه شریعت می‌شود و در این زمینه به این دو بزرگوار استناد شده است که گرچه مهم است ولی نسبت به معارفی که عمق اسلام و دین خدا را نشان می‌دهد به علل مختلف تاریخی کمتر توجه شده است.»

رئیس بنیاد باران ابراز امیدواری کرد که با توجه به زمینه‌های فراوان ناشناخته و کمتر مورد توجه قرار گرفته اسلام حقیقت، اسلام شریعت و اسلام طریقت، متناسب با دیدگاه این دو امام همام مورد توجه و واکاوی بیشتر قرار گیرد.

وی سپس با اشاره به شرايط فعلي جامعه گفت:« گفته می‌شود در این موقعیت حرف زدن مشکل است! حرف زدن برای چه کسی مشکل است؟برای کسانی‌که به اصل انقلاب و راه امام پایبندند و حتی در این زمینه نقش مهمی در پیروزی و تثبیت انقلاب و خدمت به آن داشته‌اند و بارها گفته‌اند آن چه می‌خواهیم همان حقیقتی است که مورد خواست این ملت بزرگوار بود، مورد تایید امام بود و در جریان انقلاب تحقق پیدا کرد و بصورت قانون اساسی تبلور پیدا کرد و راه و رسمی که بدان معتقدند آن راه و رسمی است که با واقعیت تطبیق می‌یابد و به مصلحت جامعه است و مورد خواست جامعه است؟»

وی تاکید کرد:« جمهوری اسلامی به معنی خاص کلمه، از دستاوردها و شاهکارهای بزرگ انقلاب است که در مرحله ایجابی آن مطرح شد، روح غالب مردم ما اسلامی است؛بنابراین هیچ حرکتی در کشورموفق نخواهد شد مگر اینکه آشنا و وفادار به مبانی و اصول و فرهنگی جامعه باشد که این معیارها و مبانی به شدت اسلامی است.»

خاتمي تصریح کرد:« در جامعه هیچ‌کس نمی‌تواند مدعی باشد بدون در نظر گرفتن اسلام یا کنار زدن آن می‌تواند توفیقی حتی در ایجاد آزادی، فضای آزاد و مستقل و پیشرو داشته باشد.»

رئیس جمهور سابق کشورمان یادآور شد:«در دنیایی به سر می‌بریم که جهان پذیرفته است دیگر حکومت‌ها نمی‌توانند، حکومت‌های مستبدی باشند که از بالا بر مردم تحمیل شوند و فقط آنها حق داشته باشند فرمان‌روایی کنند و مردم مجبور به اطاعت محض و مطلق از آنها باشند، بلکه این نتیجه به دست آمده است که حکومت مطلوب حکومتی است که برآمده از مردم باشد و از مردم نمایندگی کند و در نتیجه در برابر حقوق مردم نیز مسئول است.»

رئیس دولت اصلاحات ادامه داد:« باعث تاسف است که واقعا امروز حرف زدن برای کسانی که چنین دیدگاهی دارند و با این نگاه به مردمشان، به انقلاب، اسلام و امامشان نگاه می‌کنند مشکل شده است و اینگونه القا می‌شود که حرف زدن این افراد یعنی تخریب نظامی که حاضرند خود این افراد،حاضرند جانشان را برای واقعیت اصلی آن بدهند.»

وی با تاکید بر اینکه«این مشکل بزرگی است که این افراد نتوانند حرف بزنند»، گفت:«اگر اینها نتوانند حرف بزنند می‌دانید چه وضعی پیش خواهد آمد؟آن وقت در این فضای بسته یک جانبه، هسته‌های عمل به وجود می‌آید، عملی که متوجه نفی همه اینها خواهد بود، همچنان که ما متاسفانه نشانه‌های آن را در جامعه می‌بینیم.»

سیدمحمد خاتمی تاکید کرد:« وقتی جلوی صداهای اصیل گرفته می‌شود هیجان ایجاد می‌شود و بعضی صداهایی شنیده می‌شود که آن صداها مطلوب نیست، اگر در بخش‌هایی از جامعه مساله جمهوری اسلامی مورد کم لطفی قرار می گیرد، علتش این است که آنهایی که معتقد به جمهوری اسلامی هستند، نمی‌توانند حرف خودشان را بزنند و آن‌گاه کسانی حرف می‌زنند که به اصل اعتقاد ندارد.»

رئیس جمهور سابق کشورمان تصریح کرد:«وقتی حرف کسانی که معتقد و پایبند به نظام هستند، هزینه داشت، آن وقت نوبت عمل از سوی کسانی پیش می‌آید که اصل را قبول ندارند.»

وی با تاکید بر اینکه نمی‌توان با برخورد سخت افزاری در وضعیت موجود برای مدت درازی از نظام حفاظت کرد، افزود:«چرا باید اسلام را به گونه‌ای عرضه کنیم که بخش‌هایی از جامعه از اسلام زده شوند یا حداقل از نظامی که به نام اسلام هست زده شوند؟این مسایل را امروز می‌بینیم و به همین دلیل می‌گویم نتیجه روش‌هایی که مخالف خود را متهم به براندازی می‌کند، براندازی است.»

رئیس بنیاد باران با ابراز تاسف شدید از سوق دادن و انبوه شدن بخش‌هایی از جامعه به سوی هدف‌هایی که دیگر نه مورد خواست امام بوده، نه مورد خواست اولیه مردم، نه مورد خواست او و همکفرانش است، گفت:«این مساله مهمی است که باید در آن تامل کرد، ما در این جریانات خیلی خسارت دادیم، البته دستاورد بزرگی هم داشته است، منتهی در این حالت بحرانی و هیجانی اگر نشود این دستاوردها را جمع‌بندی کرد و جهت داد معلوم نیست در آشفته بازار نتیجه کار چه در آید؟»

وی با بیان اینکه «بزرگترین خسارت وارد شده اهانت به ملت است»، یادآور شد:« حرکت اصیل، مدنی و میلیونی مردم معترض حرکتی بود به سوی انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی و بزرگترین اهانت این بود که این حرکت را حرکت اغتشاشی به حساب آوردند و به مردم اهانت کردند و برای مقابله آن رفتارهایی کردند که آن رفتارها به هیچ‌وجه با معیارهای اسلامی، قانون اساسی، شرع و عرف و وجدان بشر سازگار نبود و زیان‌های بزرگی به بار آورد.»
سیدمحمد خاتمی ادامه داد:«متاسفانه فضایی ایجاد شد که تلفات زیادی دادیم، به حیثیت‌ها لطمه خورد، انسان‌های بزرگی دستگیر شدند و انسان‌هایی مورد هجمه همه‌جانبه قرار گرفتند.»

وی تاکید کرد:«این فضای یک‌جانبه و نسبت ناروا دادن و دفع و رفع و از صحنه بیرون راندن چهره‌هایی که واقعا سرمایه نظام هستند روش‌های نخ نمایی است که عکس خودش نتیجه می‌دهد و قضاوت جامعه قضاوت دیگری خواهد بود چون اکثریت جامعه از آن چه رخ داده و می‌دهد ناراضی است و وقتی در توجیه آن عمل غلط، رفتار غلطی با افراد و شخصیت‌ها می‌شود قضاوت مردم عکس آن چیزی است که مطلوب بعضی جریان هاست.»

رئیس دولت اصلاحات در ادامه تاكيد كرد:«الان به صراحت به شما بگویم صحبت از دعوای راست و چپ، اصولگرا و اصلاح‌طلب نیست، صحبت سر این است که جریان تنگ‌نظر، خشونت گرا و یک سو نگر متحجر و متوهمی که بسیاری از آنان سابقه چندانی در انقلاب ندارد یا امتحانشان را نداده و یا امتحانشان را به بدی پس داده اند، می‌خواهند همه آنهایی را که نمی‌پسندند از صحنه بیرون کنند نه تنها از عرصه حاکمیت بلکه در جامعه نیز و از نظر آنها حتی اصولگرای با شخصیت هم نباید در جامعه حضور داشته باشد.»

وی افزود:« این جریان اصلاح‌طلب را متهم می‌کند به همه اتهاماتی که شایسته دشمنان انقلاب و اسلام هست و نتیجه اعمال این جریان رقم خوردن عرصه به گونه‌ای است که تصویری از اسلام و انقلاب نشان داده می شود که فقط عده معدودی که امکانات وسیعی در اختیارشان هست از آنها نمایندگی می‌کنند و جز آنها همه باید از صحنه بیرون روند.»

سیدمحمد خاتمی تصريح كرد:« با زور و با روش‌های پلیسی و نظامی می‌شود برای مدتی روش و شیوه و استراتژی را پیش برد ولی این روش‌ها و استراتژی‌ها نمی‌توانند دوام پیدا کنند.»

وی با بیان اینکه «ما همچنان روی حرف‌های اصلی خودمان هستیم»، در تشریح عقاید خود گفت:« انقلاب اسلامی منشا هویت ماست و نقطه عطف بزرگی در تاریخ ماست، ماحصل مردمی‌ترین انقلابی که در تاریخ رخ داد، جمهوری اسلامی است که برای ما مقدس است و البته در جمهوری اسلامی همچنان که از اسلام دفاع می‌کنیم از مردم و رای و حقوق مردم دفاع می‌کنیم.»

رئیس دولت اصلاحات افزود:«معتقدیم کسانی که به رای مردم معتقد نیستند ، با این انقلاب و جمهوری اسلامی بیگانه‌اند؛ این راه و رسم ماست و صحبت ما این است بیاییم همین قانون اساسی را پیاده کنیم.»

وی با طرح این سئوال که «چرا قانون اساسی زیر پا گذاشته می‌شود؟»، گفت:«مگر قانون اساسی اجازه فعالیت تشکل‌ها، اظهانظر و حضور آزاد مردم را نداده است؟ مگر ما با شیوه‌هایی که پیامبر و ائمه داشتند آشنا نیستیم که برای آزادی مردم احترام قائل بودند، مگر حضرت امیرالمومنین با بدترین مخالفانش برخورد می‌کرد حتی اگر بدترین ناسزاها را می‌شنید؟ چرا به قانون اساسی عمل نمی‌شود؟»
خاتمی تاکید کرد:« قانون اساسی برای رای مردم، انتخابات آزاد و رقابتی، حق مسلم برای مردم گذاشته و وظیفه مسلم برای مسئولان نظام ایجاد شده است، حال اگر کسی اعتراض داشته باشد که این اصل درست پیاده نشده جواب آن برخورد تند و سخت نیست.»

رئیس بنیاد باران تصریح کرد:«ما دلمان برای ایران می‌سوزد، ایرانی که با امکاناتی که دارد باید سربلند و سرفراز باشد و متاسفیم که باید بگوییم این امکانات نه تنها درست به کار نرفته بلکه بسیاری از آنها تلف شده و از بین رفته است، می‌توان قاطعانه گفت مسیری که در این مدت طی کردیم از جمله دور شدن از اهداف چشم انداز بیست ساله است.»

وی ادامه داد:«آن چه برای ما تاثرآور است این است که رفتارهایی شود و سیاست‌هایی در پیش گرفته شود که چهره نظام و جمهوری اسلامی را خدشه‌دار کند.»

وی یادآور شد:«مطمئن باشید از این راه نه مردم بر می‌گردند نه آن کسانی که با همه وجود به این مسائل اعتقاد دارند، فضاهای ایجاد شده می تواند به زیان همه تمام شود.

رئیس جمهور سابق کشورمان افزود:«حداقل انتظار ما این بود با تحولی که در قوه قضاییه ایجاد شد شاهد تحولی در رفتارها هم نسبت به بازداشت‌ها و بازداشت‌شدگان و هم کسانیکه به حقوق مردم تجاوز کردندبشود و شاهد تغییر فضای موجود در جامعه که فضای بسیار مسموم و بدی است ؛باشیم وجریان خاصی که امکاناتی که متعلق به ملت است را در اختیار گرفته به این فضا دامن می‌زند باشیم وهنوز هم امیدواریم که شاهد این تحول باشیم

رئیس دولت اصلاحات یادآور شد:«اصلاحاتی که من می‌گویم اصلاح انحرافات با معیار قانون اساسی و معیار خط امام هست و اگر انحرافی در این زمینه ایجاد شده می‌خواهیم با انتقاد، باگفتن، با میدان دادن به کسانیکه دلبستگی‌های اینچنینی دارند اصلاح شود.»

وی تاکید کرد:«اگر راه اصلاح اینچنینی برای وفاداران به قانون اساسی و اسلام بسته شود، راه برای جریاناتی باز می‌شود که اصل را هم قبول نخواهند داشت و نگرنی‌ام از این است که بزرگترین زیان و خسارت بزرگ به اصل انقلاب و جمهوری وارد شود که انشالله وارد نخواهد شد.»

سیدمحمد خاتمی خاطر نشان کرد:«آنهایی که به اصول و معیارها معتقدند، هیچ‌وقت مایوس نمی‌شوند البته که باید توکل به خدا داشت، راه را درست تشخیص داد و آمادگی پرداخت هزینه برای راه درست را داشت.»

+ نوشته شده توسط .محمد حياتي در دوشنبه بیستم مهر 1388 و ساعت 21:1 |
آقای کلهر! چند روز جبهه تشریف داشتید؟!
یک ضرب المثل ترکی می گوید: "اگر گوش آدم هر روز چیزی جدیدی نشنود و یاد نگیرد، کر می شود"؛ این ضرب المثل حکیمانه، در جامعه امروزین ما عملا به این شکل ها تغییر یافته است: "اگر هر روز حرف های عجیب و غریب از مسوولان نشنوی، آن روزت روز نمی شود!" و یا "اگر مسوولان هر روز یک حرف عجیب و غریب نزنند،می میرند!"

حالا حکایت آقای مهدی کلهر است و حرف های شگفت انگیز وی در پایان هفته دفاع مقدس؛ بخوانید: "مهندس بيژن زنگنه ‌بعد از ادغام دو وزارت فرهنگ و هنر و ارشاد اسلامي، معاون فرهنگي وزارت جديد شد و در يك سخنراني ‌اعلام كرد كه جواناني كه ما تربيت كرديم هم اكنون در جبهه ها مي جنگند. من دو سال و نيم پست هاي ‌معاونت فرهنگي، هنري و سينمايي را تجربه كرده بودم، بعد از سخنراني به وي گفتم اين جوانان تربيت شده ‌فرهنگ اسلامي شما نيستند، ظلم ستيزي اين جوانان متاثر از فيلم هاي وسترن آمريكايي و ايتاليايي است. 25 ‌سال بعد جوان هايي را كه با فرهنگ شما تربيت مي شوند، خواهيم ديد."

وی در بخش دیگری از سخنان خود با انتقاد از منتقدان احمدی نژاد، آنها را بی انصاف خوانده و گفته است: "ملتي كه انصاف نداشته باشد، حتي اگر گرفتار رضاخان شود نبايد ناراحت شود."

البته آنچه ایشان گفته، لابد عقاید شخصی اش بوده است و در مملکتی که به قول رییس جمهور، آزادی مطلق وجود دارد، طبیعی است که مشاور رییس جمهور نیز بتواند از آزادی بیان موجود بهره مند شود و دیدگاه هایش را بگوید و اگر کسانی مانند آقای خورشیدی، دبیرکل جمعیت خدمتگزاران و از سرداران دوران دفاع مقدس، در واکنش به این حرفها بگوید که علیه کلهر شکایت خواهد کرد و اگر به شکایتش رسیدگی نشود 2 کشیده به گوش او خواهد نواخت، نشانه آن است که در این کشور، افرادی که معتقدند باید "حرف" را با "سیلی" جواب داد، کم نیستند!

اما فارغ از این مسایل، بد نیست مشاور روشنفکر رییس جمهور را به تامل در پرسشگری زیر فرا بخوانیم (و تجربتاً انتظار پاسخ نداریم):

1- آقای کلهر که معتقد هستند ظلم ستیزی جوانان در ابتدای جنگ متاثر از فیلم های وسترن بود، از آن هشت سال جنگ، چند روزش را در جبهه حضور داشت تا با مشاهده رزمندگان و همسنگری و هم رزمی با آنها متوجه شود که ریشه ظلم ستیزی آنها تعلقات دینی و عرق ملی شان بوده است یا فیلم های وسترن آمریکایی و ایتالیایی؟!

2- اگر سینمای غرب ،این قدر تاثیرات مثبت دارد که جوانان یک ملت مسلمان و شرقی را تا بدان اندازه تقویت می کند که هشت سال در برابر یک جنگ تحمیل شده از سوی قدرت های جهان مقاومت کنند و اگر سینمای آمریکا قادر است آن همه اخلاص و ایمان و فداکاری به جامعه تزریق کند، چرا همانند گذشته، درهای کشور را به سوی تولیدات بی سانسور هالیوود نمی گشاییم تا بلکه مشکلات معنوی جامعه امروز ما هم حل شود!

3- هر چند این سخن آقای کلهر عجیب و غریب است اما علت گفتن آن، چندان بیگانه با ادبیات سیاسی حاکم بر کشور ما نیست.

یک بار دیگر جملات ایشان را بخوانید؛ آقای کلهر این سخن که جوانان جنگ تحت تاثیر فیلم های وسترن بودند را در نقد حرف های بیژن نامدار زنگنه زده است که عضو جناح مقابل است.
این، بسیار زشت و ناشایست است که دو طرف یک دعوای سیاسی برای درآویختن با یکدیگر از دیگران و به ویژه از کسانی هزینه کنند که "همه ما" زندگی و میهن مان را مدیون فداکاری ها و جانفشانی های آنان هستیم.

4- آقای کلهر در سال های اول انقلاب خطاب به یکی از مسوولان گفته است که 25 ‌سال بعد جوان هايي را كه با فرهنگ شما تربيت مي شوند، خواهيم ديد. الان ، همان 25 سال بعد است. نظرشان درباره جوانان امروز چیست؟ آیا اهداف انقلاب در تربیت اسلامی و ایرانی جوانان ، محقق شده است یا آن که بحران هویت و اخلاق ، اعتیاد ، سرخوردگی ، بیکاری و ... بخش بزرگی از جوانان مان را درگیر خود کرده است؟! راستی نسلی که امروز تربیت می شود ، 25 سال بعد چگونه جوانانی خواهند بود؟

5- آقای کلهر در بخشی از اظهارات خود گفته است: "ملتي كه انصاف نداشته باشد، حتي اگر گرفتار رضاخان شود نبايد ناراحت شود."
البته در اینکه بسیاری از منتقدان احمدی نژاد ، جانب انصاف و تقوا را نگه نمی دارند شکی نیست؛ اگر رسانه های منتقد دولت را مروری کنید در اکثر آنها ، کوچکترین اثری از کارهای مثبت دولت وی را پیدا نخواهید کرد و تو گویی که اساسا احمدی نژاد و دولتش در طول چهار سال گذشته، حتی یک کار مثبت هم انجام نداده اند! برعکس تا دلتان بخواهد حملات غیرمنصفانه و توهین و تحقیر را خواهید دید. این در حالی است که یک منتقد باید هم خوبی ها را ببیند و هم بدی ها را فریاد بزند که گفته اند "عیب می جمله بگفتی هنرش نیز بگوی."


آقای کلهر به نمونه هایی از این بی انصافی نیز اشاره کرده است، مانند خاطره وی از برج یکصد متری سیمان که وقتی از خبرنگاران پرسیده شد چرا از آن عکس نمی گیرید؟ گفتند چه فایده که سردبیرانمان اجازه انتشارش را نخواهند داد زیرا به نفع دولت است؟!

البته این به معنای آن نیست که هر آنچه منتقدان احمدی نژاد گفته اند و می گویند از سر عناد و لج بازی است بلکه بسیاری از نقدها نیز وارد است ؛ اما به هر حال ادبیات سیاسی جامعه ما اینگونه است و این رویکرد ناصواب نیز البته به یک طرف ماجرا مربوط نمی شود و هر دو سوی دعواهای سیاسی، این بی اخلاقی ها را دارند.

مع الوصف، آنچه باعث شد این بند به نوشتار حاضر اضافه شود این است که آقای کلهر گفته است: "ملتي كه انصاف نداشته باشد، حتي اگر گرفتار رضاخان شود نبايد ناراحت شود".
خطاب به جناب ایشان عرض می شود که چطور وقتی همین ملت در انتخابات شرکت می کند، می شود ملت شریف و همیشه در صحنه و حماسه ساز و ...ولی وقتی نقد و اعتراضی متوجه شما می شود، به ملت بی انصاف تبدیل می شوند که شایسته رضاخان می شوند؟!

بهتر است آقای کلهر و دیگران به این نکته توجه داشته باشند که در بازی های سیاسی و دعواهای جناحی شان از ملت خرج نکنند و صفات رذیله برخی سیاست بازان را به ملت نسبت ندهند، ملتی که زیر بار سنگینی فشارهای روزمره زندگی به سختی و نجابت روزگار می گذراند و از این همه دعواهای بی حاصل سیاسی، به ستوه آمده است.

سخنان آقای کلهر در متهم کردن "ملت" به بی انصافی و آنها را شایسته دیکتاتوری مانند رضاخان دانستن را به حساب سهو کلام می گذاریم و نه اشارتی معنادار و از قبل اندیشیده شده.
خداوند، پدران همه تان را حفظ کند و اگر به رحمت خدا رفته اند بیامرزد؛ پدرم در نصایح اش به من این ضرب المثل ترکی را بارها گفته است: "قبل از آنکه حرفی را بر زبان بیاوری ، در تنور گلویت آن را بپز."
+ نوشته شده توسط .محمد حياتي در شنبه یازدهم مهر 1388 و ساعت 2:47 |
بيانيه شماره 13 مهندس موسوى منتشر شد

نواندیش : بيانيه شماره 13 ميرحسين موسوى

به نوشته روزنامه حیات نو ،  در ابتداى اين بيانيه با اشاره به راهپيمايى روز قدس آمده است:راهپيمايى روز قدس امسال در روند حوادث چند ماه گذشته بدون ترديد يک نقطه عطف محسوب مى‌شود. نتايجى بسيار مبارک از آنچه در اين مناسبت اتفاق افتاد انتظار مى‌رود که مختص به يک سليقه و يک گرايش نيست، بلکه فضلى عام و دستاوردى براى تمام کسانى است که در اين سرزمين ريشه دارند، حتى اگر برخى از آنها به خاطر پيشداورى‌هاى نادرست اينک و امروز نتوانند اين نعمت و رحمت را لمس کنند.

اين برکت، ميوه دورانديشى‌هاى امام بود. او بارها به ما مى‌گفت بنيان‌هاى درست را چنان بگذاريد که پس از شما اگر خواستند هم نتوانند آنها را خراب کنند. شايد ما نتوانسته باشيم حق اين رهنمود را به درستى ادا کنيم، ولى او خود در سيره‌اش اين‌گونه عمل مى‌کرد؛ تمامى ستون‌هاى جمهورى اسلامى را بر پايه‌هايى از اعتماد مردم برافراشت و علاوه بر آن در هر سال چندين سنت و ميعاد براى حضور عملى آنان در صحنه قرار داد، تا کسى قادر نباشد اين شالوده را ديگرگون کند.

روز قدس از جمله اين ميعادهاست. با چنين سنتى نمى‌توان مردم را از صحنه دور کرد. با چنين دعوتى نمى‌توان بدون تامين و ترويج عدل در داخل به وقوع ستم در دور دست معترض بود. آن گاه او اين مناسبت را نه فقط مختص به فلسطين، که روز مستضعفين و اسلام ناميد تا کمترين شائبه‌اى باقى نگذارد. اينک ارزش اهتمام آن پدر دلسوز براى پر کردن مستمر صحنه از حضورهاى ميليونى مردم معلوم مى‌شود.

سى سال پيش از اين امام ما از مسلمانان جهان خواست با حفظ تعدد و تفاوت‌هايشان بر روى درد مشترکى که تمامى آنان را مى‌آزرد همصدا شوند. چقدر اين پيام با سخن امروز ما نزديک است؛ اسلام نگفته است براى آن که وحدت پيدا کنيم بايد مثل هم بينديشيم. آن وحدتى که ما بدان دعوت شده‌ايم در عين قبول تفاوت‌هاست و قدس روزى است که مسلمانان بايد با تحمل تنوع در ديدگاه‌هاى خود، درمان دردهاى مشترک‌شان را دنبال کنند. از اين روست که اگر اين مناسبت به يک پسند سياسى تعلق يابد سال به سال شکوه خود را از دست مى‌دهد؛ آثارى که برايش آرزو شده است، باقى نمى‌گذارد و ديگر نمى‌تواند روز اسلام و روز مستضعفان باشد.

آرمان اين روز آن است که رنگ‌هاى گوناگون را آميخته با يکديگر به صحنه بياورد. وى مى‌افزايد: اتفاقا اينجانب آخرين جمعه از رمضان امسال را در ميان کسانى حاضر شدم که جمعى از آنان با مشت‌هاى گره کرده به پيشوازم آمده بودند و برايم آرزوى مرگ داشتند.

در مسير پرهياهويى که بايکديگر همراه شده بوديم سيمايشان را مرور مى‌کردم و مى‌ديدم‌ که آن چهره‌ها را دوست دارم و مى‌ديدم پيروزى ما آن چيزى نيست که در آن کسى شکست بخورد. همه بايد با هم کامياب شويم، اگرچه برخى مژده اين کاميابى را ديرتر درک کنند.

مهندس موسوى با اشاره به مخالفان حضور سبزها در راهپيمايى روز قدس مى‌نويسد: آنها به واضح‌ترين شکل دريافتند که سه ماه خشونت بى‌سابقه کمترين اثرى در حضور مردم به جاى نگذاشته ، بلکه آن را فراگيرتر کرده است. اگر فرصت روز قدس نبود چه بسا تا چند ماه ديگر که ميقات بهمن فرا برسد، آنان بى‌نتيجه و پرخطا بودن سياست‌هاى خود را ملاقات نمى‌کردند و زمانى با هزينه‌هاى سنگين عملکرد خود روبرو مى‌شدند که براى چاره‌ کردن بسيار دير بود. خشونت چاره ساز نيست. ادخلوا فى السلم کافه؛ همگى در مسالمت وارد شويد. نخست وزير دوران دفاع مقدس مى نويسد: ما به اندازه‌اى که از خود صبر و خرد نشان بدهيم از کوشش‌هايمان نتيجه مى‌گيريم و اگر به سوى تندروى‌هاى بى‌‌دليل بلغزيم چه بسا که حاصل يک هفته و يک ماه تلاش را در يک روز و يک صحنه جا بگذاريم. مردم ما از آن رو خود را شايسته رفتارهايى مناسب‌تر[...] مى‌بينند که هوشيار و خردمندند،‌ و خردمند کسى است که نه فقط ميان خوب و بد، بلکه ميان خوب و خوبتر و بد و بدتر تميز بدهد. خوبتر از نتايجى که در روز قدس به دست آورديم هنوز وجود دارد، کما اين که بدتر از وضعيتى که از آن رنج مى‌بريم و بدان اعتراض مى‌کنيم نيز هست. در پيش‌رو و در شرايط تاريخى ما تصوير روشنى از نتايج رفتارهاى ساختارشکنانه نيست. همان‌گونه که در نامه فرستاده شده براى تمامى مراجع تقليد به عرض رسيد افغانستان و عراق دو عبرت بزرگ در دو سوى سرزمين ما هستند که هرگز نبايد آنها را از نظر دور کنيم. البته اين عبرت‌ها ما را از استيفاى حقوقمان منصرف نمى‌کنند، زيرا ما آن صبورى و دانايى را داريم که بدون پرداختن چنين هزينه‌‌هاى سنگينى سرنوشت خود را بهبود ببخشيم.

آن چيزى که مى‌تواند اين هدف بزرگ را محقق کند پايبندى به شعارهاى زرينى است که انتخاب کرده‌ايم. هيچ کلمه‌اى که دوستى و برادرى ميان مردم را تحت تاثير قرار دهد به بازسازى هويت و وحدت ملى ما نمى‌انجامد. ما اسلام رحمانى را درمان دردهاى خود مى‌دانيم. بيانيه مى‌افزايد: ما خواستار اجراى بدون تنازل قانون اساسى و بازگشت جمهورى اسلامى به اصالت اخلاقى نخستينش هستيم. ما جمهورى اسلامى نه يک کلمه کم نه يک کلمه زياد را مى‌خواهيم و آنانى را ساختارشکن و هرج‌ ومرج‌ طلب مى‌شناسيم که با بهانه و بى‌بهانه از موازين اسلامى عدول مى‌کنند و بنا بر اميال شخصى به تعطيل اصول قانون اساسى دست مى‌زنند. عضو مجمع تشخيص مصلحت نوشته است : ما تنها در صورتى به اطمينان مى‌رسيم که دستاوردهاى سياسى - اجتماعى خود را به زندگى‌هاى روزمره‌مان متکى کنيم. در طول يک قرن گذشته مردم ما از اين قبيل دستاوردها کم نداشته‌اند، اما همه آنها متکى به مبارزه بوده است؛ تا فضاى جهاد و تلاش وجود داشت اين دستاوردها زنده بود و همين که مردم خسته مى‌شدند يا تصور مى‌کردند بايد به خانه‌هايشان بازگردند محصول از ميان مى‌رفت. مبارزه امرى مقدس است، اما دائمى نيست. آنچه دائمى است زندگى است.

اين درسى است که ما از رزمندگان خود در هشت سال دفاع مقدس آموختيم. در آن سال‌ها دو گروه در جبهه‌هاى جنگ حاضر مى‌شدند؛ گروه نخست ايام جنگ را مبارزه کردند و سپس به نظرشان رسيد وقت زندگى کردن رسيده است؛ وقت آن که پول روى پول بگذارند و برج روى برج بسازند و گروه دوم که براى معنويتى سرشارتر به جبهه مى‌رفتند. آنها براى ايثار کردن عازم جبهه نمى‌شدند؛ مى‌رفتند تا از فضاى نورانى‌ آنجا بهره‌مند شوند.

شايد براى کسانى که آن فضا را تجربه نکرده‌اند هضم اين کلمات آسان نباشد، اما واقعيت دارد. نه آن که ايثار نمى‌کردند؛ نامدارترين قهرمانان ما آنان بودند. اما درمقابل آن گوهرهايى که به دست مى‌آوردند باور نداشتند که دارند از خود‌گذشتگى مى‌کنند. آنها سال‌هاى جنگ را زندگى کردند و پس از آن مبارزه‌شان شروع شد؛ مبارزه‌اى آرام براى پاسدارى از حياتي، يا لااقل خاطره حياتى که چشيده بودند. اگر آنها نبودند ما نمى‌توانستيم هشت سال با دستان خالى بايستيم.

در زمان انتخابات وقتى گروهى از آنان مرا مفتخر کردند و کميته ايثارگران را به عنوان يکى از فعال‌ترين بخش‌هاى ستاد اينجانب شکل دادند احساس سربلندى مى‌کردم و چون مى‌گفتند به اميد تجديد نورانيت ايام امام گردهم ‌جمع شده‌اند بار خود را به مراتب سنگين‌تر مى‌ديدم. بعيد مى‌دانم کسى در ميان ملت ما باشد که به آنان مباهات نکند. آنها درست در نقطه مشترک سبزى قرار دارند که همه ما را به يکديگر پيوند داده است.

به تاسى از آنان ما نيز بايد راه سبز اميد را زندگى کنيم؛ در اين صورت همان معجزه‌اى که آنان آفريدند در انتظار ما نيز هست. اهميت روز قدس امسال در اين بود که نشان داد حيات جديدى که مردم انتخاب کرده‌اند امرى گذرا و موقتى نيست. اگر همه در خانه‌هايمان نشسته بوديم و در عين حال اين پيام با همين صراحت ابلاغ شده بود دستاورد ما هيچ کمتر نبود.

راه سبز را زندگى کردن يعنى هر روز و هر زمان که در خانه‌هايمان و سرکارمان و در کوچه و خيابان و بر سر معيشت‌هاى روزمره خود هستيم اين پيام با غيرقابل انکارترين ندا تکرار شود، آن گونه که مسلمان بودن و ايرانى بودن و اين زمانى بودن ما تکرار مى‌شود.

وقتى که سخن از تقويت شبکه‌هاى اجتماعى و يا زندگى کردن راه سبز مى‌شود بلافاصله مى‌پرسند چگونه؟ همان‌گونه که هستيد. سخن از آن نيست شبکه‌هاى اجتماعى که وجود ندارند را شکل دهيم و قدرتمند کنيم؛ سخن از آن است که قدرت مردم در شبکه‌هاى اجتماعى است که به صورت طبيعى و به هدايتى فطرى درميانشان شکل گرفته است. بايد اهميت آنها را درک کنيم.

روز قدس امسال نشان داد اين شبکه همچون نوزادى که به راه افتاده باشد با سرعتى باورنکردنى در حال رشد است؛ به زودى سخن گفتن را هم آغاز مى‌کند و به زودى بالغ مى‌شود و همگان را به تحسين و احترام نسبت به خود وا مى‌دارد. آن وظيفه‌اى که بر عهده ما قرار دارد آن است که با تکثير انديشه‌هايى که در حوالى آن شکل مى‌گيرد و با تذکر دائمى اهميت اين پديده مبارک از آن پرستارى کنيم.

به همين ترتيب اگر گفته مى‌‌شود راه سبز را بايد زندگى کرد سخن پيچيده و تازه‌اى و دعوت به امرى ناشناخته نيست. بلکه توجه دادن به همان چيزى است که داريد تجربه مى‌کنيد و اين که حرکت امروز مردم ما به خلاف عهدهاى پيشين، آغاز نوعى از زندگى است. در همصدايى‌ها و پيوندها و چشم‌پوشى‌ها و يکرنگى‌ها و هوشمندى‌ها و سرزندگى‌هايى که ادامه اين مسير مستلزم آن است حظى وجود دارد که زندگى را سرشارتر مى‌کند.

علاوه بر آن در دانايى ملت ما قدرتى هست که او را از تحمل بسيارى رنج‌ها بى‌نياز مى‌کند. مردم ما براى استيفاى حقوق خود از پرداختن هزينه مضايقه ندارند، زيرا بهشت را به بها دهند و نه به بهانه. اما در عين حال اگر براى نتايجى که از حرکات اجتماعى خود به دست مى‌آوريم دوام مى‌خواهيم بايد شجاعت و فراست را به هم بياميزيم.

اينک بر اثر سياست خارجى غلط و ماجراجويانه [...] کشور در آستانه بحران‌هايى قرار گرفته است که بيشترين خسارت آن را قشرهاى محروم خواهند پرداخت. اگر با منطق مبارزه پيش مى‌رفتيم شايد ساده‌انگارانه تصور مى‌کرديم که اين يک امتياز براى راه سبز ماست، اما زمانى که مى‌خواهيم مسير سبز را زندگى کنيم چنين نيست.

اينجا کشور ماست و اين زندگانى ماست و اين ما هستيم که بايد نسبت به چنين مشکلاتى نگران باشيم و حساسيت نشان دهيم. اقتصاددانان با اتکا به آمارهاى رسمى منتشر شده از سوى مراجع رسمى همين دولت ده‌ها ميليارد دلار از درآمدهاى ارزى کشور را ظرف سال‌هاى گذشته مفقود اعلام مى‌کنند و و مراجعى که بايد درمقابل اين امر واکنش دهند بى‌تفاوت نسبت به حجم اين ارقام که مى‌تواند چند ارتش را تجهيز کند در گيرودار يارکشى‌هاى سياسى افتاده‌اند.

از کداميک از آنان انتظار داريم به رنج‌هايى که بر اثر رفتارهايشان بر مردم تحميل مى‌شود اهميت بدهند؟ اگر ما نسبت به آنچه زندگى در اين خاک و بوم را مختل مى‌کند حساسيت نشان ندهيم ديگرى نشان نخواهد داد؛ [...]. زمانى مفقود شدن بيست هزار دلار درخزانه کشور براى ساقط کردن يک دولت کافى بود. اما اينک فريادهاى اخطار نسبت به گم شدن چنين ارقام گزافى کمترين واکنشى بر نمى‌انگيزد.

اخيرا گروهى از اساتيد ايرانى مقيم خارج در نامه‌اى ضمن تشريح برداشت خود از راه سبز اميد هر چيزى که منافع ملت ايران را تامين کند هدف اين جنبش معرفى کرده بودند. بر اين اساس آنان توصيه مى‌کردند که با سپاسگزارى از حمايت ملت‌هاى ديگر ظرف اين چند ماه از آنها بخواهيم در هيچ تحريمى بر عليه ايران شرکت نکنند. اينجانب نظر آنان را پسنديدم و بر آن صحه گذاشتم، زيرا اين نه تحريم يک دولت،‌ بلکه تحميل رنج‌هاى بسيار بر مردمى است که[...] برايشان کافى است. راه سبز را زندگى کردن به اين معناست و ما با اعمال هرگونه تحريمى بر عليه ملت خود مخالفيم.

اين يک نمونه است. کسى به کسانى که اين خواسته را با ما در ميان مى‌گذارند از ضرورت زندگى کردن راه سبز نگفته بود. ما بقى ما نيز از اين ضرورت آگاه باشيم يا نباشيم به هدايتى فطرى در همين مسير هستيم، لذا ضرورت ندارد که اين شيوه را به يکديگر تلقين کنيم؛ تنها کافى است از آن آگاه باشيم و پرستارى کنيم.

زندگى ادامه دارد و افراد موقتى هستند. هر جمعى و جماعتى که سرنوشت خود را به بود و نبودکسان پيوند زدند سرانجام - حداقل با فقدان او - سرخورده شدند. هرگاه مردمى براى تنى يا افرادى از همراهان عادى خود امتيازات بى‌دليل قائل شدند سرانجام تشخيص عقلانى خود را در مقابل خواست آنان واگذار کردند و به جاه‌ طلبان مجال دادند که در آنان طمع کنند.

مردمى که مى‌خواهند سرپاى خود بايستند و حياتى کريمانه را تجربه کنند جا دارد که از نخستين قدم‌هايى که به ناکامى‌‌شان مى‌انجامد بابيشترين دقت‌ها پيشگيرى کنند. تولد اينجانب نه هفتم مهر که روز آشنايى با شماست. حتى اگر روز هفتم مهر به دنيا آمده بودم نيز جا نداشت حرکت شما به کيش شخصيت آلوده شود. اميدوارم اين کلمات مرا صميمانه و از سر نگرانى و نه يک شکسته‌ نفسى بى‌حقيقت و تعارف‌ گونه تلقى کنيد.

+ نوشته شده توسط .محمد حياتي در چهارشنبه هشتم مهر 1388 و ساعت 1:45 |
انتقادات تند رئیس دیوان عدالت اداری از رویکرد رسانه ملی

بکار بردن اسامي افراد بدون اين‌ كه اتهامي عليه شان ثابت شده باشد و  پخش تصاویر دادگاه‌ها از رسانه‌ها اقداماتي خلاف موازين شرعي و قانوني صورت گرفت

پخش تصاویر و نام متهمان جریانات پس از انتخابات و اعترافات آنها که بر خلاف نص صریح قوانین جاری کشور از طریق صدا و سیما و برخی روزنامه ها و مطبوعات خاص انجام گرفت ،نه تنها موجب ایجاد اعتماد در جامعه نشد بلکه موجب سلب اعتماد عمومی شد و همچنان که پیش از این نیز با انتقاد شدید برخی افراد خیر خواه از جمله وزیر سابق اطلاعات روبرو شد و یکی از دلایل برکناری وی برشمرده می شود  این روزها به یکی از مسائل روز در آمده و پس از آیت الله خامنه ای به موضع گیری رئیس جدید دیوان عدالت اداری منتهی گردید

      ****************

باهنر:امیدوارم كار به رای عدم كفایت نرسد

تصور من این بود که اگر رهبری پیام  نمی‌فرستادند، 8، 9 نفر از وزرا رأی نمی‌آوردند و این حتماً مصلحت نبود که اول یک دوره ریاست جمهوری این تعداد از وزرا رأی نیاورند

او که هر انتقادش به دولت، توأم با راهکاری برای بهبود وضعیت است؛ تأکید دارد که مجلس در مواجهه با موارد خلاف قانون دولت، اول به او فرصت اصلاح می‌دهد، بعد با تصویب قانون، مانع از عملکرد دولت می‌شود و راه حل نهایی، سؤال از رئیس‌جمهور است که آن را هم توصیه نمی‌کند. البته در عین حال به دولت هشدار می‌دهد که اگر از «فرصت‌سازی»های مجلس استفاده نکند، مجلس منتظر «فرصت‌سوزی»های آن نخواهد شد.

     ****************

پاسخ تند و صریح رهبر معظم انقلاب به بدگویان قوه قضائیه

سخنان متهمان درباره اشخاص دیگر، حجیت شرعی ندارد و مسموع نیست و از این طریق نیز نباید فضا را به تهمت و سوءظن آلوده كرد

شبکه تخریب و فضا سازی امنیتی و تیم رسانه ای پوشش دهنده دادگاههای اخیر ،که در راس آن خبرگزاری ف، روزنامه کیهان و  برخی سایتهای نزدیک به دولت قرار دارند ، بدنبال جلوگیری قوه قضائیه از پخش جلسات محاکمات و  اظهارات متهمان علیه افراد غیر حاضر که با استقرار آیت الله لاریجانی صورت گرفت با تاکید مقام معظم رهبری در مذمت پخش برخی اظهارات و اعترافات متهمان در دادگاههای اخیر و اعتراف علیه افرادی که در محکمه حاضر نیستند  دریافتند که خواست و تقاضاهایشان غیر شرعی و قانونی است

    ****************

پاسخ قاطع " آقا صادق " به منتقدین عدم پخش علنی دادگاهها

اعلام مي‌كنم اين مساله نص صريح قانون است و قوه‌ي قضاييه موظف است مطابق قانون عمل كند ، اظهار نظر کنندگان هم موظفند مطابق قانون و كاملا مستند صحبت كنند

به گزارش پایگاه خبررسانی عبرت آیت الله صادق لاریجانی در جلسه مسئولان قوه قضائیه گفت: برخي افراد و گروه‌ها به دنبال تصميم‌گيري درخصوص عدم پخش نام و مشخصات متهمان اعلام كرده‌اند كه قوه‌ي قضاييه تحت فشار چنين تصميمي گرفته است اين‌جانب اعلام مي‌كنم كه اين مساله نص صريح قانون است و قوه‌ي قضاييه موظف است مطابق قانون عمل كند و كساني كه مي‌خواهند درخصوص تصميمات و اقدامات قوه‌ي قضاييه اظهارنظر كنند نيز موظفند مطابق قانون و كاملا مستند صحبت كنند

   ****************

روایتی از پرگویی ده نمکی و سخنان مجید مجیدی در حضور رهبری

مجیدی : انگار جنگ واقعي كه پر از كينه است الان دارد اتفاق مي افتد ... كسي آن موقع به كسي تهمت نميزد ، همديگر را متهم نميكردند ، تلويزيون حق ندارد تصوير من را پخش كند

به گزارش پایگاه خبررسانی عبرت در جریان ملاقات روز گذشته هنرمندان با مقام معظم رهبری مجید مجیدی کارگردان برجسته کشورمان فرصت یافت تا حضور ایشان سخن بگوید که بخشی مختصر از سخنان وی و پرگویی همیشگی مسعود ده نمکی به روایت یکی از هنرمندان حاضر در ادامه تقدیم شما همراهان عبرت می گردد ، مجیدی در اعتراض به لیست سیاه تلویزیون گفت : همه چي يكطرفه است، من همين جا اعلام ميكنم تلويزيون حق ندارد اصلا تصوير من را پخش كند. براي اينكه مجيدي را ميبرد در ليست سياه، من هيچي ندارم . هرچي دارم از مردم و انقلاب است

****************

چه کسی معاون اول رئیس جمهور است " مشایی یا رحیمی "

توکلی :انتصاب کسی که سابقه دروغگویی ، سوءاستفاده از قدرت و  مدرک جعلی دارد بعنوان جانشین رئیس‌جمهور ، بسیار باعث تأسف است

احمدی‌نژاد با انتخاب رحیمی ،نشان داد که برای فراتر رفتن از قانون و عزیمت به سویی که خود می‌پسندد هر تلاشی خواهد کرد؛ حتی اگر به قیمت افزودن بر شرح وظایف مصرح در قانون اساسی باشد ،البته این انتخاب و سایه‌نشینی یار رئیس‌جمهور نتیجه دیگری هم داشت و آن نخست‌وزیر شدن رئیس دفتر رئیس‌جمهور بود که با تفکیک کارهای اجرایی و میدانی و واگذاری آن به رحیمی راه را برای بهره‌گیری از فیض و شأن رئیس دفتر در مقامی عالی‌تر که چند روزی در آن حضور داشت هموار کرد

****************

شیوه احمدی نژاد برای دور زدن قانون با افزایش اختیارات مشایی

عباسپور رئیس کمیسیون تحقیقات مجلس: به نظر می‌رسد اختیارات معاونت اول ریاست جمهوری به رییس دفتر رییس جمهور منتقل شده است

به گزارش خبر  آنلاین به نقل از سایت خانه ملت ،علی عباسپور تهرانی فرد، در خصوص انتصاب "محمدرضا رحیمی" به عنوان معاونت اولی ریاست‌جمهوری اظهار داشت: به اعتقاد ما معاون اولی ریاست جمهوری از جایگاه خود خارج شده است و مسئولیت‌هایی به رییس دفتر رییس جمهور داده شده که فراتر از مسئولیت‌ها رییس دفتر است و به نظر می‌رسد اختیاراتی از معاونت اول ریاست جمهوری به دفتر رییس جمهور منتقل شده است

****************

قانونگذران اصولگرایی که قانون را مورد تاخت و تاز قرار می هند

کوچک زاده در سخنانی سخیف و توهین آمیز: قوه قضاییه به حرف من گوش بدهد و از کار عبثش دست بردارد

به گزارش پایگاه خبررسانی عبرت در شرایطی که قوه قضائیه پس از حضور آیت لاریجانی بدنبال اجرای صحیح قانون بوده و در همین راستا نیز دادگستری استان تهران بر اجرای دقیق قانون ائین دادرسی کیفری در زمان محاکمه دستگیر شدگان حوادث اخیر تهران تاکید ورزیده و از مطبوعات و رسانه ها خواسته شد تا از انتشار عکس و نام متهمان خودداری کنند ،برخی چهره های اصولگرای مجلس و روزنامه کیهان این موضوع را تحمل نکرده و با ابراز توهین های زشت خواستار تجدید نظر در این رویه شدند

****************

سارکوزی ادعا کرد :ايران روى يك برنامه نظامى هسته اى کار می کند

مدودف : امكان اعمال تحريم هاى تازه عليه ايران بر سر برنامه هسته اي این کشور از دستور كار خارج نشده است

در حالیکه پیش بینی می شود بزودی و در کشور ترکیه دیدارها و مذاکرات بین ایران و کشورهای اروپایی و روسیه بر سر برنامه هسته ای آغاز شود ،رئسای جمهوری فرانسه و روسیه با اظهاراتی تند به بیان نقطه نظرات خود پرداختند سارکوزی روز سه شنبه گفت كه بر اساس گزارش سازمان هاى اطلاعاتى فرانسه، جمهورى اسلامى ايران در حال كار بر روى يك برنامه نظامى هسته اى است

 
****************

ایندیپندنت: با حسن نیت با ایران مذاکره کنید

ایندیپندنت می نویسد ایرانیان مردمی با غرور و وطن پرست بوده و از بیگانگان نمی ترسند. بهتر است با حسن نیت با آنها مذاکره کرد

 به گزارش پایگاه خبررسانی عبرت " روزنامه ایندیپندنت  " در شماره روز سه شنبه پانزدهم سپتامبر (24 شهریور) خود و در سرمقاله ای از شش قدرت بزرگ جهان خواسته است که در خصوص برنامه تحقیقات هسته ای ایران، با حسن نیت با آن کشور وارد مذاکره شوند و ادامه داده :از خبر آغاز مجدد گفتگو ها میان ایران و شش کشور آمریکا، روسیه، چین، فرانسه، آلمان و بریتانیا استقبال کرد

****************

رسول جعفریان : ادامه وضعیت کنونی ، می‌تواند عمود انقلاب را بلرزاند

 نیاز به یک آتش بس داریم، و اگر این آتش بس برقرار نشود، دامنه بحران عمیق‌تر شده و به جایی خواهد رسید که دیگر نقطه بازگشتی وجود نخواهد داشت

حجه الاسلام رسول جعفریان در مطلبی هشدار دهنده خطاب به مسئولان کشور نوشت :وضعیت شکننده‌ای پیدا کرده‌ایم، وضعیتی که ادامه آن می‌تواند عمود انقلاب را بلرزاند و کار را به جاهای باریک و باریک تر بکشاند. این درست است که بحران تنها میان نخبگان و طبقات فرهیخته و شماری از افراد درگیر در امور سیاسی و اداری کشور است نه میان عامه مردم در شهرستان‌ها، اما به‌تدریج دامنه این نگرانی‌ها درحال گسترش بوده و با آنچه شاهدیم و تحریکاتی که می‌بینیم، و تبعاتی که ممکن است وضعیت فعلی داشته باشد، بیم آن می‌رود که بیش از پیش توسعه یابد

****************

 ایرنا  " علم کش " توهین به بیت امام خمینی شد

خبرگزاری جمهوری اسلامی خطاب به یادگار بنیان گذار جمهوری اسلامی : هشدار به نوه گرامي امام عزيز از اوجب واجبات است

در حالیکه این روزها رهبر معظم انقلاب همگان را به وحدت توصیه و از بیان سخنان تفرقه افکنانه برحذر داشته اند ، خبرگزاری دولت جمهوری اسلامی در مطلبی تهدید آمیز با متهم کردن برخی مسئولان سابق کشور ، سید حسن خمینی نوه بنیانگذار جمهوری اسلامی را مورد خطاب قرار داده و عملا بنگاه سخن پراکنی ایرنا علم کش توهین به بیت محترم امام خمینی شد.

براي استفاده كامل از متن مطالب خلاصه شده روي تيترها كليك نماييد

+ نوشته شده توسط .محمد حياتي در چهارشنبه یکم مهر 1388 و ساعت 1:54 |
ناگفته های مهم از امام
آیت‌الله امام جمارانی : مگر می شود همه را با چماق تکفیر از میدان بیرون کرد ؟

 

نواندیش: آیت‌الله امام جمارانی گفت: امام مردم را معشوق خود می دانست. نه اینکه همه را دشمن بداند و به همه سوءظن داشته باشد.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران، آیت الله سید مهدی امام جمارانی در خطبه های نماز عید فطر مسجد جامع جماران این عید را عید کمال، لقا و ارتقا انسان دانست و با توصیه نمازگزاران به تقوی گفت: تمام درهای سعادت انسان با تقوی باز می شود انسان پاک آفریده شده است و منزه بودن او مبتنی بر تقوای الهی است.

امام جمارانی اهانت را به انسان اهانت به خلیفه الله دانست و اظهار داشت : باید مواظب بود که یک وقت اشرف مخلوقات و صاحب کرامت الله مورد اهانت قرار نگیرد نباید هیچ کسی را در هیچ شرایطی سبک نشمرد.

وی با بیان اینکه امام به انسان عشق می ورزید، گفت: امام می فرمود، انسان ها مخلوق خدا هستند کسانی که خداوند به انها عنایت کرده و تاج کرامت الهی به سر آنها گذاسته و ردای خلیفه الله به تنشان پوشانده به این موجود نباید اهانت کرد .

وی با بیان اینکه امام عاشق مردم بودند، اظهار داشت: امام وقتی در مقابل مردم قرار می گرفت با کرامت و احترام با آنان برخورد می کرد. زمانی در مدرسه فیضیه صحبت می کرد خطاب کسانی که فریاد می زدند درود بر خمینی، گفت: من نوکر شما هستم.

خطیب نماز عید فطر مسجد جماران ادامه داد: من تصور می کنم اگر امام بود هرگز اینگونه با مردم برخورد نمی کرد اینکه عده ای زن لاابالی هستند دین ندارند و باید رها بشوند عده ای دیگر بازاری هستند به دین توجه نمی کنند باید رها شوند عده ای دانشگاهی هستند روشنفکر و غرب زده اند، دین ندارند و باید رها شوند. در مشرب امام جایگاهی ندارد. اگر امام چنین برخورد می کرد هرگز نمی توانست این انقلاب با عظمت را به پیروزی برساند .

وی افزود: ظرفیت امام آنچنان است که همه رامی پذیرد اما الان برخی حاضر نیستند هیچ کس را بپذیرند اگر یک نفر مثل آنها فکر نکند نه مسلمان است و نه دین دارد .

آیت‌الله امام جمارانی ادامه داد: مگر می شود همه را با چمااق تکفیر از میدان بیرون کرد این اندیشه غلطی است عده ای می گویند ، شما که مثل ما فکر نمی کنید ما باتوم به دست می گیریم و بر سر و کله شما می کوبیم. به راستی ما چرا اینگونه شده ایم ؟

وی افزود: این در حالیست که امام اعتقاد داشت که همه باید در جامعه اسلامی جان خود ار فدای انسان ها کند . تعبیرات امام در مورد انسان می رساند که تکلیف ما با مردم چه جیزی هست ؟ ما باید دید امام را نصب العین خود قرار دهیم و به چشم دوستی به مردم نگاه کنیم .

امام جمارانی خاطره دیگری از رفتار امام با مردم را اینگونه نقل کرد: زمانی امام در ایوان حسینیه جماران نشسته بود پیرمردی آمد  وقتی دست خودرا گذاشت روی دست امام که دست امام را ببوسد امام دید دست پیرمرد از فرط کار خشن و زبر هست اینجا امام آمد و دست پیرمرد را جلو کشید و بوسید و گفت، ما باید دست شما را ببوسیم. انسان در دل امام چنین عظمتی دارد.

وی خاطره دیگری از ایت الله اردبیلی درباره نحوه برخورد با ملی مذهبی ها نقل کرد و گفت: یکبار یک شخص به امام گفت این جمعیت ملی مذهبی ها مسلمان نیستند چون شما را قبول ندارند امام در جواب وی فرمود، مگر من اصول دین هستم که مرا قبول داشته باشند بسیاری از مردم دین دارند اما من و شما را قبول ندارند.

وی افزود: این روزها دولت ها می گویند که ما نوکر مردم هستیم و شعار می دهند که ما دولت خدمتگزاریم. این ها را برای اولین بار امام گفته است و اینها از امام گرفته اند.

امام جمارانی به حضور امام در میان مردم در بهشت زهرا اشاره کرد و گفت: امام بعد از سخنرانی خودش به میان توده های مردم رفت بعدها در پاسخ به نگرانی احمد آقا گفته بود که من در آن حال احساس کردم دارم میمیرم و خوشحال بودم که در زیر دست و پای خلق خدا دارم از بین می روم.

وی افزود: امام فدایی خلق خدا بود فدایی واقعی خلق نه مثل گروه هایی که خود را فدایی خلق معرفی می کردند .

خطیب نماز عید فطر مسجد جماران به خاطره دیگری از نگاه امام به مردم اشاره کرد و گفت: زمانی که آیت الله مطهری از پاریس برگشت از او پرسیدند امام را چگونه دیدی گفت، من امام را دیدم در حالیکه به خدای خود به هدف خود و به مردم ایمان داشت . امام مردم را معشوق خود می دانست. نه اینکه همه را دشمن بداند و به همه سوءظن داشته باشد.

امام جمارانی در ادامه گفت : امام به مردم سوءظن نداشت از نظر امام همه دوست نظام هستند یک نفر معاند نباید برای ما مدرک نمی شود که همه را دشمن بپنداریم. ظن بد، انسان را به گناه می کشاند جوان های ما خوب هستند نباید به آنها گمان بد داشته باشیم .

وی ادامه داد : امام توصیه می کردند که در امور مردم تجسس نکنید و به کار شخصی مردم کاری نداشته باشید . امام خیلی مقید بودند  که مردم آزار نبینند.

امام جمارانی غیبت و بدگویی از مردم را |آفت بزرگ جامعه اسلامی دانست و افزود : من بسیار متاسفم که جامعه ما به گناهان بزرگی آلوده شده است. امیدورام بزرگان قوم این مسایل را بزودی حل کنند.

وی به بی حرمتی های اخیر به خانواده امام اشاره کرد و گفت: در این کشور کسانی که باید قداست و حرمت آنها محفوظ باشد با کمال آزادی مورد تهمت و افترا قرار می گیرند و ناروایی های زیادی به آنها روا داشته شود به طوری که آدم خجالت می کشد.

وی افزود: در این چند روز چه اهانت هایی که به بیت امام نکردند . نباید در جامعه اسلامی علاقمند به امام این توهین ها به خانواده امام شود در این جامعه باید نوه های امام را مثل دسته گل نگه داریم اینقدر بدگویی، وقاحت و بی شرمی، خجالت آور است.

+ نوشته شده توسط .محمد حياتي در سه شنبه سی و یکم شهریور 1388 و ساعت 2:17 |
در حاشيه نامه توكلي به موسوي و خاتمي /سرمقاله آفتاب یزد

   بعضي سايت‌هاي حامي دولت به صورت هماهنگ، نــامـه احـمـد تـوكلـي خـطـاب بــه سـيــدمـحـمــد خـاتمـي و مـيـرحـسـين موسوي را منتشر نمودند. در ميان منتشركنندگان نامه، نام بعضي سايت‌هاي خبري به چشم مي‌خورد كه تا چندي قبل كوچكترين انتقادهاي توكلي از احمدي نژاد را با درشت گويي پاسخ مي‌دادند و حتي به دنبال اثبات <جعلي بودن مدرك دكتراي توكلي> مي‌رفتند. البته اشكالي بر اين رويه نيست زيرا مدتهاست كه مردم ايران شاهد پايبندي عملي عده‌اي به شعار <هدف وســيلـــه را تـــوجــيـــه مـــي‌كــنـــد> بـــوده‌انـــد. پس هر كس كه نيشي به سران جبهه اصلاحات بزند، سخن او تا مدتها زينت‌بخش سردر دكان بعضي افراد خواهد بود. اما بدون توجه به اين نكته حاشيه‌اي، متن نامه توكلي نيز حاوي نكاتي است كه اشاره به برخي از آنها، خالي از لطف نيست.

1- ‌احمد توكلي بعضي شعارهاي مطرح شده در جريان راهپيمايي روز قدس را نشانه عدم پايبندي حـاميـان جنبـش سبـز به مباني انقلاب دانسته و خواستار اعلام برائت موسوي و خاتمي از حاملانايــن شـعــارهـا شـده است. مهمترين شعارهايي كـه مـوجـب اعتـراض تـوكلـي گرديده، يكي تاكيد عده‌اي از شعار دهندگان بر عبارت <جمهوري ايراني> بوده و ديگري شعار <نه غزه نه لبنان جانم فداي ايران.> مشخص نيست توكلي با كلام منطق، مسئوليت اين شعارها را مستقيماً متوجه دو رهبر اصلاح طلب مي‌داند؟ كساني كه مسئوليت شعار چند جوان حامي خاتمي و موسوي را به حساب اين دو مي‌گذارند آيا حاضرند مسئوليت حمله به خاتمي با سلاح سرد و اهانت به موسوي را هم متوجه كساني بدانند كه در روزهاي اخير، زمينه هتاكي و حمله فيزيكي به موسوي و خاتمي را فراهم نمودند؟

2‌- توكلي، شعار <جمهوري ايراني> را مغاير ديدگاه رهبر فقيد انقلاب دانسته كه در زمـان بـرگـزاري رفـرانـدوم جمهوري اسلامي، بر <جمهوري اسلامي> نه يك كلمه كم و نه يك كلمه زيـاد تـأكيـد كـرده بـودند. قبـل از شعار چند جوان - كه مشخص نيست نيروهاي نفوذي آنطرفي بوده‌اند يا طرفداران خاتمي و موسوي - بسياري از بزرگان جناح مورد حمايت‌آقاي توكلي، اصرار خود بر استفاده از عـنـوان <حكـومـت اسلامـي> بـه جـاي عبـارت <جمهوري اسلامي> را به نمايش گذاشتند. حتي بعضي از آنها مدعي شدند تأكيد امام بر لفظ <جمهوري اسلامي> براي فريب غربي‌ها بوده است! چرا احمد تـوكلـي آن روز، نـامه ننوشت و از تضعيف مباني <جمهوري اسلامي> احساس خطر نكرد؟

3‌- توكلي به سران اصلاحات هشدار داده است كه سكوت آنها مي‌تواند <سلاح كساني را تيز كند كه اعتقاد چنداني به مدارا با مردم و مردم سالاري ديني نـدارنـد.> آيـا تـوكلـي نـگـران نيست كه بعضي از هشدارهاي يكطرفه او و دوستانش، مي‌تواند سلاح كساني را تيز كند كه عدم اعتقاد خود به مردم سالاري ديني را در عمل به اثبات رسانده‌اند و هرگاه توانسته‌اند، براي محدودسازي نشانه‌هاي اين مردم سالاري يعني آزادي بيان و آزادي حق انتخاب مردم، فضاسازي رسانه‌اي كرده‌اند؟

4‌- تـوكلـي در نـامه خويش به <خودرا‌يي‌ها، ندانم كاري‌ها و جهت‌گيري‌هاي نادرست دولت> هم اشاره كرده است اما برخي اقدامات منسوب يا مرتبط با موسوي و خاتمي را خطرناكتر مي‌داند. اما اي كاش توكلي به تقدم و تأخر حوادث هم اشاره‌اي مي‌كرد. زيرا به نظر مي‌رسد ا~نچه موجب برخي اعتراضات راديكال در كشور شده و فضا را براي بعضي شعارها آماده ساخته، همان ندانم‌كاري‌ها، خودرا‌‌يي‌ها و جهت‌گيري‌هاي نـادرسـت دولت بوده است.

تـوكلـي تـلاش نموده شعارهاي تند اخير را به نحوي با جنبش مورد نظر موسوي و خاتمي مرتبط سازد. اما ظاهراً او فراموش كرده كه چه كساني در جريان انتخابات هر نوع يارگيري را مجاز مي شمردند و براي حفظ وحدت جناح خود، رسماً بر ناديده گرفتن خود را‌‌يي ها، قانون شكني‌ها و ضعف‌هاي دولت تأكيد مي كردند.شايد نصيحت آن افراد به خاتمي و موسوي براي شـفاف كردن همه مواضع خويش مصداق بارز <منع رطب توسط رطب خورده> باشد. البته نگارنده موافق است كه خاتمي و موسوي، به صورت دقيق مواضع خويش را اعلام نمايند و در كنار آن، بر اين نكته تأكيد كنند كه در ميان معترضان انتخاباتي، حضور كساني هم كه احساس فداكاري نسبت به غزه و لبنان ندارند بـلامـانـع اسـت هـمـانطور كه جريان آن طرف، نظريه‌پرداز دوستي با مردم اسرائيل را در ميان خود محترم مي‌شمارد و زمينه‌اي فراهم كرده است كه چهره او، به صورت مستمر از سيماي جمهوري اسلامي ايران پخش شود.

5‌-توكلي تلاش كرده همه جريان‌ سبز را در كساني محدود كند كه شعارهاي آنها از نظر توكلي - و بسياري از نيروهاي انقلابي - نامطلوب تلقي مي‌گردد.

در حالي كه او به خوبي مي‌داند بدنه جريان سبز، همان‌ها هستند كه روز 25 خرداد، مدني‌ترين و آرام‌ترين اعتراض را به نمايش گذاشتند. آيا در آن روز، حتي يك كلمه از شعارهايي كه اعتراض اخير توكلي را به دنبال داشت، شنيده شد؟ حتي اگر فرض نفوذي‌ بودن بعضي شعاردهندگان ناديده گرفته شود بايستي به اين حقيقت اذعان كرد كه مسئوليت تند شدن فضا به عهده كساني است كه از صدور مجوز براي راهپيمايي‌هاي قانوني جلوگيري مي‌كنند و اجازه نمي‌دهند اعتراضات همانند 25 خرداد بيان شود. 6‌- توكلي از موسوي و خاتمي خواسته است كه <با اقدامات و اظهارات خود، اميد و مشاركت مردم در سرنوشت خويش را بالا ببرند.> اما گويا او فراموش كرده كه حضور موثر خاتمي، موسوي و كروبي در فرآيند انتخابات، يكي از دلايل اصلي رسيدنمشاركت مردم به مرز 85 درصد بود. آيا پس از انتخابات، اين نقش‌ا~فريني مورد توجه قرار گرفت يا عده‌اي تلاش كردند تمام اين حضور را به نفع عملكرد دولت مصادره كنند؛ همان دولتي كه توكلي به وجود ندانم‌كاري‌ها، خود‌را‌يي‌ها و جهت‌گيري‌هاي نـادرسـت آن، اذعـان دارد؟ البته توكلي حق دارد براساس ديدگاه‌هاي جناحي خويش، كسي را محكوم كند يا از يك جريان، حمايت تاكتيكي يا راهبردي به عمل آورد. اما قاعدتاً نبايد توقع داشته باشد كه هشدارها و اندرزهاي او و دوستانش، تماماً از سر دلـسـوزي تلقي شود، زيرا بعضي ادعاهاي سابق درخصوص اصلاح طلبان بيش از آنكه ناشي از دلسوزي براي راه امام و مباني انقلاب باشد، با هدف زمينه‌سازي براي حذف يك رقيب قدرتمند - جناح اصلاح طلب - صورت مي‌گرفت. اگر توكلي مي‌خواهد از اين اتهام مبرا باشد بهتر است به صراحت اعلام كند بعضي رفتارهاي انتخاباتي و برخي خودرا‌يي‌ها و ندانم‌كاري‌هاي دولت را تا چه حد در تند شدن فضا و رخنه شعارهاي راديكالي - و بعضاً ناپسند - در تجمعات سبزپوشان موثر مي‌داند؟ البته شايد توكلي همانگونه كـه تلـويحاً در نامه خود نوشته است، آماده شدن فضا براي بـرخـوردهـاي تـنـد بـا مـعـتـرضان را اجتناب‌ناپذير مي‌داند و <نصيحت‌‌‌‌‌‌نامه> او در واقع همراهي با كساني است كه وظيفه بسترسازي براي برخوردهاي تند را به عهده گرفته‌اند!‌

+ نوشته شده توسط .محمد حياتي در سه شنبه سی و یکم شهریور 1388 و ساعت 1:51 |
پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله العظمی صانعی

بسمه تعالی
دوشنبه 30/6/1388 مصادف با اول شوال المکرم 1430
عید سعید فطر بر عموم مسلمانان مبارک باد
-----------------------------------------------

چنانچه شخصی روز سی ام ماه مبارک رمضان را عید فطر دانست و روزه خود را افطار نمود، پس از اطلاع از موضوع واجب است تا غروب از خوردن و آشامیدن و آنچه مبطل روزه است پرهیز نموده و بعد از ماه رمضان قضای آن را بجا آورد ولی کفاره ندارد چون از روی عمد و علم نبوده است.
ورود به پایگاه
+ نوشته شده توسط .محمد حياتي در دوشنبه سی ام شهریور 1388 و ساعت 1:27 |
اطلاعیه دفتر آيت‌الله صافي گلپايگاني

ایلنا : در پی تماس‌های مکرر تلفنی و حجم بسیار زیاد نامه‌های الکترونیکی وارده به سایت رسمی آیت‌الله صافی گلپايگاني، دفتر اين مرجع عظام تقليد اعلام كرد: بدینوسیله به اطلاع عزیزان و مؤمنان خداجوی می‌رساند در صورتی که غروب شنبه 28/6/88 هلال ماه شوال، رؤیت و به محضر معظم له ثابت گردد، خبر مربوطه از طریق سایت رسمی مرجعیت به آدرس www.saafi.net اعلام می‌گردد.

 تا كنون در سايت مذكور خبر رويت هلال ماه شوال قيد نشده است. از اين رو امروز يكشنبه از نظر ايشان روز 30 ماه مبارك رمضان محسوب مي‌شود. البته پایگاه اطلاع رسانی آیت الله صافی گلپايگاني از مقلدين ايشان خواسته است تا منتظر اعلام نظر رسمي ايشان از طريق اين سايت باشند.
در همين راستا مسوول دفتر حضرت آیت الله صافی گلپایگانی با بیان اینکه اتحاد افق در رؤیت هلال شرط نیست گفت: خبر اثبات هلال ماه شوال از سایت دفتر اعلام می شود.
حجت‌الاسلام والمسلمین حسن صافی، در گفت‌وگو با رسا در پاسخ به سوالي مبنی بر اینکه آیا طبق فتوای این مرجع تقلید، در اثبات حلول ماه جدید و رویت هلال برای‌ سایر کشورها و مناطق جغرافیایی، ‌اتحاد افق معتبر است یا اشتراک در نیمکره کافی می باشد، گفت: طبق نظر معظم له، اگر هلال ماه در منقطه‌ای‌ دیده و شرعا ثابت شود، برای‌ سایر مناطق‌ که‌ در هنگام رؤیت‌ در شب ‌یا روز با آن منطقه مشترک هستند، کافی‌ و معتبر است.
مسوول دفتر حضرت آیت الله صافی گلپایگانی ادامه داد: در این صورت، اگر طبق نظر برخی کارشناسان و منجمان، هلال ماه در سایر کشورهایی که در شب با ما اشتراک دارند، دیده و شرعا اثبات شود، برای ساکنان سایر مناطق‌ که‌ در هنگام رؤیت‌ در شب ‌یا روز با آن منطقه مشترک هستند، کافی است.
وی افزود: طبق نظر برخی از متخصصان نجوم، هلال ماه در غروب شنبه علاوه بر یمن و استرالیا، در جنوب عربستان و هندوستان نیز در مرز رؤیت پذیری قرار دارد. پس اگر رویت هلال در این کشورها و مناطق ثابت شود، برای ما کافی است.
حجت‌الاسلام والمسلمین حسن صافی، با اشاره به پاسخ منتشره این مرجع تقلید به استفتای برخی از مقلدان در این باره گفت: مقلد هر مرجعی‌ باید طبق‌ فتوای‌ مرجع‌ تقلید خود عمل‌ کند.
وی خاطر نشان کرد: مردم مومنی که مراجعشان توافق‌ افق را در اشتراک حکم رؤیت‌ هلال برای‌ بلد دیگر معتبر می دانند، باید این‌ جهت‌ را مراعات‌ کنند.
مسوول دفتر حضرت آیت الله صافی گلپایگانی درباره استفاده از ابزار بزرگنمایی و تجهیزات نجومی مانند تلسکوپ و دوربین های قوی در استهلال گفت:طبق فتوای معظم له، رؤیت هلال با چشم مسلّّح مورد اشكال است

+ نوشته شده توسط .محمد حياتي در دوشنبه سی ام شهریور 1388 و ساعت 1:24 |
از حمله به وزیران خاتمی تا ... خودش! 

یازده سال قبل وقتی در یک تجمع، برخی عوامل ناشناس به عطا الله مهاجرانی و عبدالله نوری (وزرای کابینه خاتمی) حمله کردند احتمالا خودشان هم بعید می دانستند چند سال بعد ماموریت حمله به سید محمد خاتمی و میرحسین موسوی و مهدی کروبی به آنها واگذار شود که شد و کردند (حمله که تا حدود زیادی ناموفق بود، منظور تعجب است!) آنچه در ادامه می خوانید از آن روزها انتخاب شده؛ تا یازده سال بعد، آیندگان مان از این روزها چه چیزهایی نقل کنند!
توضیح: چون از آن روزها عکسی پیدا نشد از این روزها عکسی را انتخاب کردیم.

hamleh76534khatami.jpg
 

+ نوشته شده توسط .محمد حياتي در یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388 و ساعت 2:42 |
دعا برای دریافت خبر مرگ بزرگان اصلاح طلب !

نواندیش : مداح معروف تهرانی در مداحی بعدازظهر روز گذشته خود در یکی از حسینیه های تهران دعا کرد تا خبر مرگ سه تن از بزرگان اصلاح طلب و یکی از شخصیت های موثر نظام را دریافت کند.

براساس خبر دریافتی نواندیش او دعا کرد تا هر چه زودتر خبر مرگ میرحسین موسوی ، مهدی کروبی و سیدمحمد خاتمی و یکی دیگر از شخصیت ها را دریافت کند.

مشخص نیست که طرح اینگونه مطالب توهین آمیز ، غیراخلاقی و ضد مذهبی چه تناسبی با عزاداری امام اول شیعیان دارد

+ نوشته شده توسط .محمد حياتي در دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388 و ساعت 1:57 |
وصيت نامه اميرمؤمنان(ع)
نيابم (و نبينم) شما را كه در خون مسلمانان فرو رويد (و دست به كشتار مردم زنيد) به بهانه اينكه بگوييد:» ‏اميرالمؤمنين كشته شده‌»

در كافى آمده است كه پس از پايان وصيت پيوسته مي‌گفت: «‏لا‌‏اله‌‏الا‌‏الله‌» تا وقتى كه روح مقدس آن حضرت به ملكوت اعلى پيوست. در نهج‌البلاغه است كه در پايان وصيت، امام(ع) فرزندان خود رامخاطب ساخته بدانها فرمود:
اى فرزندان عبدالمطلب، نيابم (و نبينم) شما را كه در خون مسلمانان فرو رويد (و دست به كشتار مردم زنيد) به بهانه اينكه بگوييد:» ‏اميرالمؤمنين كشته شده‌» (و هر كارى بخواهيد، به اين بهانه انجام دهيد) و بدانيد كه در برابر من، جز كشنده من كسى نبايد كشته شود. بنگريد چون من از ضربت او از دنيا رفتم، يك ضربت به او بزنيد و او را مثله مكنيد كه من از رسول خدا(ص) شنيدم كه مي‌فرمود: «‏از مثله‌كردن بپرهيزيد، اگرچه به سگ گزنده و ‌هار باشد!»


به قلم :آيت‌الله سيدهاشم رسولى محلاتى

ابوالفرج در مقاتل الطالبيين روايت كرده كه پس از ضربت‌خوردن امير مؤمنان، اطباى كوفه را به بالين آن حضرت آوردند و در ميان آنها هيچ يك در معالجه زخم و جراحى استادتر از اثير بن عمرو نبود و او متخصص در معالجه زخمها و جراحات بود و از جمله چهل نفر جوانى بود كه در زمان ابوبكر در عين‌التمر به دست خالدبن وليد اسير گشته و در كوفه ساكن شده بود. طبيب مزبور همين كه زخم سر آن حضرت رامشاهده كرد، دستور داد شُش گوسفندى را بياورند و از ميان آن رگى را بيرون آورد و آن رگ را در زخم مزبور نهاد و پس از اندكى بيرون آورد و آن را مشاهده كرد. سپس رو بدان حضرت كرده، گفت: «‏اي امير مؤمنان، هر وصيتى دارى، بكن كه ضربت شمشير اين دشمن خدا به مغز سررسيده و معالجه سودى ندارد.‌» در اين وقت بود كه اميرالمؤمنين كاغذ و قلم و دواتى طلبيد و شروع به وصيت كرد.‏

وصيتنامه حضرت على(ع) را در كتابهاى حديث به اجمال و تفصيل به طور مختلف نقل كرده‌اند كه يكى را ابوالفرج نقل كرده است و در كافى مرحوم كلينى هم نظير همين وصيت را كه ابوالفرج روايت كرده، نقل مي‌كند و در نهج‌البلاغه نيز (در ذيل نامه شماره 47) اجمالى از اين وصيت ذكر شده و خلاصه‌اى از آن در كشف الغمه و روايات ديگر آمده كه همه آنها را مجلسى (ره) در بحار‌الانوار نقل كرده است و ما همان روايت ابوالفرج را كه نسبتاً جامعتر از ديگران است، نقل مى كنيم.

بسم‌الله الرحمن الرحيم

اين وصيتنامه‌اى است كه اميرالمؤمنين، على بن ابيطالب بدان وصيت مي‌كند: گواهى مي‌دهد كه معبودى جز خداى نيست كه يگانه است و شريك ندارد و نيز گواهى دهد كه محمد(ص) بنده و رسول اوست، كه خداوند او را به راهنمايى و دين حق فرستاد تا بر همه اديان پيروزش كند، اگرچه مشركان آن را ناخوش دارند. درود و بركات خدا بر او باد! «‏همانا نماز و پرستش و زندگى و مرگ من از آن خداوندى است كه پروردگار جهان است و شريكى براى او نيست و بدان مأمور گشته‌ام و منم از نخستين مسلمانان».1

اى حسن! من تو را و تمام فرزندان و خاندانم و هر كسي‌كه اين وصيتنامه به او برسد، به تقوا و ترس از خداوندى كه پروردگار شماست، سفارش مي‌كنم و بايد نميريد جز اينكه مسلمان باشيد و همگى به ريسمان خدا چنگ زنيد و پراكنده نشويد؛ زيرا به راستى من از رسول خدا(ص) شنيدم كه مي‌فرمود: اصلاح‌دادن ميان مردمان از همه نماز و روزه بهتر است و آنچه دين را تباه ساخته و از بين مي‌برد، افساد ميان مردمان است، ولا قوة الا بالله العلى العظيم [نيرويى جز به وسيله خداى بزرگ نيست]. به خويشان و ارحام خويش توجه داشته باشيد و به آنان پيوند كنيد، صله رحم كنيد تا خداوند در روز قيامت حساب را بر شما آسان گرداند.

الله الله فى الايتام، فلا تغبوا افواههم، ولا تضيعوا بحضرتكم: از خدا بترسيد، از خدا بترسيد، درباره يتيمان، پس براى دهنهاشان به سبب سنگدلي‌تان نوبت قرار ندهيد (كه گاهى سير و گاهى گرسنه نگاهشان داريد).

الله الله فى جيرانكم، فانهم وصية نبيكم...: از خدا بترسيد، از خدا بترسيد درباره همسايگانتان كه رسول خدا(ص) درباره آنان سفارش كرده و پيوسته درباره آنان توصيه مي‌فرمود، به اندازه‌اى كه ما گمان كرديم براى همسايگان از همسايه خود ارث قرار مي‌دهد و حرمت آنان به حدى است كه سهمى در مالشان براى همسايه تعيين كرده!

الله الله فى القرآن، فلايسبقكم الى العمل به احد غيركم: از خدا بترسيد، از خدا بترسيد درباره قرآن مبادا كسى به عمل‌كردن بدان بر شما سبقت جويد.

الله الله فى الصلاة فانه خير العمل وانها عمود دينكم: از خدا بترسيد، از خدا بترسيد درباره نماز؛ زيرا كه نماز ستون دين شماست.

الله الله فى بيت ربكم لاتخلوه ما بقيتم...: از خدا بترسيد، از خدا بترسيد درباره خانه پروردگارتان (خانه كعبه)، مبادا تا زنده هستيد، آن خانه از شما خالي‌ بماند، كه اگر رها شد، مهلت داده نمى شويد و به عذاب دچار مي‌گرديد و اگر از شما خالى ماند، كيفر خداوند فرصت زندگى به شما نمي‌دهد.

الله الله فى الزكاهًْ فانها تطفى غضب ربكم: از خدا بترسيد، از خدا بترسيد در دادن زكات اموال خود كه زكات خشم پروردگار را فرونشاند.

الله الله فى شهر رمضان فان صيامه جنهًْ من النار: از خدا بترسيد، از خدا بترسيد درباره روزه ماه رمضان؛ زيرا كه آن براى شما چون سپرى است از آتش دوزخ.

الله الله فى الفقراء والمساكين فشاركوهم فى معاشكم...: از خدا بترسيد، از خدا بترسيد درباره بينوايان و مسكينان و آنها را در زندگى خود شريك سازيد و از خوراك و لباس خود به آنها نيز بدهيد.

الله الله فى الجهاد باموالكم وانفسكم والسنتكم: از خدا بترسيد، از خدا بترسيد درباره پيكاركردن در راه خدا به مالها و جانها و زبانهاى خويش.

الله الله فى ذريهًْ نبيكم...: از خدا بترسيد، از خدا بترسيد درباره امت پيغمبرتان، مبادا در ميان شما ظلم و ستمى واقع شود.

الله الله فى اصحاب نبيكم...: از خدا بترسيد، از خدا بترسيد درباره اصحاب پيغمبرتان؛ زيرا كه رسول خدا(ص) درباره آنان سفارش فرموده.

الله الله فى النساء و فيما ملكت ايمانكم...: از خدا بترسيد، از خدا بترسيد درباره زيردستانتان، غلامان و كنيزان؛ زيرا كه آخرين سفارش و وصيت رسول خدا(ص) اين بود كه فرمود: «‏من شما را درباره دو دسته ناتوان كه زيردست شما هستند، سفارش مي‌كنم».1‏

آنگاه فرمود:

الصلاهًْ الصلاهًْ، لا تخافوا فى الله لومهًْ لائم...: نماز! نماز! درباره خداوند از سرزنش مردمان مهراسيد؛ چه، هركس به شما ستم كند يا انديشه بد داشته باشد، خداوند شر او را كفايت فرمايد. با مردم به نيكى سخن بگوييد، همان‌طور كه خدا فرمود. امر به معروف و نهى از منكر را ترك مكنيد كه رشته كار از دست شما بيرون شود، آنگاه هر چه دعا كنيد و از خداوند دفع شر خواهيد، پذيرفته نگردد و به اجابت نرسد.

بر شما باد هنگام معاشرت، به فروتنى و بخشش و نيكويى درباره يكديگر. و زنهار از جدايى و تفرقه و پراكندگى و روي‌گردانيدن از هم. و در نيكوكارى، يار و مددكار يكديگر باشيد و بر گناه و ستمكارى كمك مباشيد كه شكنجه و عذاب خدا بسيار سخت است.

خداوند نگهدار شما خاندان باشد و حقوق پيغمبرش را در حق شما حفظ فرمايد، اكنون با شما وداع مي‌كنم و شما را به خدا مي‌سپارم و سلام و رحمتش را بر شما مي‌خوانم.

***

در كافى آمده است كه پس از پايان وصيت پيوسته مي‌گفت: «‏لا‌‏اله‌‏الا‌‏الله‌» تا وقتى كه روح مقدس آن حضرت به ملكوت اعلى پيوست. در نهج‌البلاغه است كه در پايان وصيت، امام(ع) فرزندان خود رامخاطب ساخته بدانها فرمود:

اى فرزندان عبدالمطلب، نيابم (و نبينم) شما را كه در خون مسلمانان فرو رويد (و دست به كشتار مردم زنيد) به بهانه اينكه بگوييد:» ‏اميرالمؤمنين كشته شده‌» (و هر كارى بخواهيد، به اين بهانه انجام دهيد) و بدانيد كه در برابر من، جز كشنده من كسى نبايد كشته شود. بنگريد چون من از ضربت او از دنيا رفتم، يك ضربت به او بزنيد و او را مثله مكنيد كه من از رسول خدا(ص) شنيدم كه مي‌فرمود: «‏از مثله‌كردن بپرهيزيد، اگرچه به سگ گزنده و ‌هار باشد!»

منبع : اطلاعات

+ نوشته شده توسط .محمد حياتي در شنبه بیست و یکم شهریور 1388 و ساعت 2:21 |
با تائید تقلب، کرزای سقوط کرد
کمیسیون مستقل انتخابات افغانستان پس از یافتن مدارکی مبنی بر تقلب در انتخابات ریاست جمهوری اخیر، دستور ابطال آرای 83 حوزه اخذ رای را صادر کرد.

به گزارش پایگاه اینترنتی الجزیره، کمیسیون مستقل انتخابات افغانستان اعلام کرد که آرای 83 حوزه اخذ رای باید در مراحل نهایی شمارش آرا محاسبه نشود.

کمیسیون مستقل انتخابات افغانستان در بیانه ای اعلام کرد: مدارک آشکار و موثقی درباره تقلب در استانهای قندهار، پکتیا و غزنی در دست دارد.

این کمیسیون مستقل دستور بازشماری آرا در صدها شعبه اخذ رای دیگر را در سه استان قندهار، پکتیا و غزنی صادر کرد که این استانها از پایگاههای سیاسی حامد کرزای هستند.

بر اساس این گزارش، با باطل شدن آرای 83 حوزه اخذ رای احتمال می رود که میزان آرای کرزای به پایین تر از 50 درصد سقوط کند.

با شمارش 91 درصد آرا انتخاباتی در افغانستان حامد کرزای حائز 54 درصد آرا شده بود.

در همین حال عبدالله عبدالله رقیب اصلی کرزای به علت وجود شکایات متعدد از بروز تقلب در انتخابات، خواستار توقف شمارش آرا و رسیدگی به موارد جدی تخلفها شده است. "داود علی نجفی" رئیس کمیسیون انتخابات افغانستان در همین رابطه اعلام کرد در برخی از حوزه های رای گیری ،شمار آرای ماخوذه از میزان واجدین برگه های رای ارسال شده به این حوزه ها بیشتر بوده است.

رئیس کمیسیون انتخابات افغانستان همچنین پیشتر از ابطال آرا 447 حوزه رای گیری در افغانستان به علت بروز تخلف در آنها خبر داده بود
+ نوشته شده توسط .محمد حياتي در شنبه بیست و یکم شهریور 1388 و ساعت 1:53 |
اعتراض ميرحسين موسوى به بازداشت فرزند شهيد بهشتى

 

نواندیش: ميرحسين موسوى با صدور بيانيه اى دستگيرى فرزند شهيد مظلوم بهشتى را محکوم کرد. به گزارش روزنامه "حیات نو" متن کامل بيانيه بدين شرح است:

بسم الله الرحمن الرحيم


خبر دستگيرى برادران عزيز آقايان دکتر سيد عليرضا بهشتى و مهندس مرتضى الويرى مسئولان کميته پيگيرى امور آسيب ديدگان حوادث ايام اخير و سردار مقدم مسئول کميته ايثارگران ستاد انتخاباتى اينجانب موجى از شگفتى و ابهام در دلبستگان به نظام اسلامى ايجاد کرده است. آنان به بند کشيده شده اند در حالى که جرمى جز پيروى از راه انقلاب و دفاع از اجراى عدالت در مورد خون‌هاى به‌ناحق ريخته شده و کمک به خانواده بى گناهانى که پس از انتخابات به زندان افتاده اند ندارند. آنان اينک در زندان به سر مى‌برند در حالى که عاملان فجايع اخير آزادند و مسئولان ادعا مى‌کنند حتما به جناياتى که رخ داده است رسيدگى خواهند کرد. آيا با از بين بردن اسناد جنايت و در بند کردن کسانى که حقوق قربانيان را پيگيرى مى‌کردند اين کار را انجام مى‌دهيد؟

المرء يحفظ فى ولده. حرمت انسان‌ها در فرزندانشان پاسدارى مى‌شود. مردم اينک از مدعيان پرچمدارى انقلاب اسلامى مى پرسند حرمت شهيد مظلوم انقلاب آيت الله دکتر بهشتى را در خاندان او چگونه رعايت کرده‌ايد؟

مردم ايران!

کاملا پيداست که تلاش‌هاى شما براى بازگرداندن آرامش به جامعه قرار نيست با پاسخى خردمندانه روبرو شود. روزهايى خطير در پيش‌رو قرار گرفته است. دستگيرى کسانى چون دکتر بهشتى يک نشانه است که از حوادثى سهمگين‌تر خبر مى‌دهد. اما باطل رفتنى است و آن چيزى که به مردم سود مى‌رساند باقى مى‌ماند. و اما ما ينفع الناس فيمکث فى الارض. آرامش و هوشيارى خود را حفظ کنيد. سلسله حوادث جديدى که آغاز شده است به مانند ديگر تحرکات کور اين ايام براى مخالفان شما جز خسارت باقى نخواهد گذاشت. مراقب باشيد که آنها شما را تحريک نکنند و به هنگام نابود کردن خود به کاشانه و کشورتان لطمه نزنند.

اينجانب به ويژه هتک حرمتى که از بهشتى مظلوم شده است را به فرزندان آن شهيد و شاگردان و پيروان و دوستداران او و تمامى دلبستگان به انقلاب و اسلام تسليت مى‌گويم و از خداوند آرزومندم ضايعه‌اى که با اين عمل در قلب مردم ما ايجاد شده است با جاودانه کردن آبروى اين خاندان جبران شود.

+ نوشته شده توسط .محمد حياتي در پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388 و ساعت 15:47 |
 تصاوير و گزارش تكان دهنده 20:30 از بازداشتگاه كهريزك
بخش خبري 20:30 كه به تهيه و انتشار اخبار يكسويه و جناحي شهرت دارد ،‌در اقدامي نادر ،‌ گزارشي نسبتاً‌ مفصل از بازداشتگاه كهريزك و جنايت هاي صورت گرفته در آن را پخش كرد به گونه اي كه اين بخش خبري كوتاه ،‌اين بار تا دقايقي بعد از ساعت 21 نيز ادامه يافت.
به
گزارش عصرايران ، در اين گزارش ،‌ براي اولين بار تصاويري نزديك از بيرون و درون بازداشتگاه مخوف كهريزك به نمايش در‌آمد كه نشان مي داد ،‌اين مكان ، نه يك بازداشتگاه متعارف كه مجموعه اي از سوله ها و بناهاي احداث شده در يك محيط بياباني بوده است كه متاسفانه از آن براي نگهداري انسان ها در شرايط بسيار وخيم و مرگبار استفاده مي شد.

در اين گزارش كه مشخص بود دستور ويژه اي خارج از روال معمول 20:30 براي ساخت آن وجود داشته ،‌ نه تنها از توجيهات مبتذلي مانند اين كه قربانيان كهريزك قبل از بازداشت بيمار بوده اند خبري نبود وعاملان جنايات صورت گرفته ،‌نفوذي و ايادي دشمن خارجي معرفي نشدند بلكه در گفت و گو با پدر يكي از قربانيان كهريزك(مرحوم كامراني) وي به صراحت از برخي اظهارات عجيب از جمله اين كه كشته شدگان كهريزك ،‌مننژيتي بوده اند ،‌انتقاد شد و به علاوه سردار تشكري ،‌رئيس بازرسي كل نيروي انتظامي نيز صراحتاً‌ اعلام داشت متهماني كه جنايات كهريزك را رقم زدند ،‌ نيروهاي رسمي اين نيرو از درجه دار تا سرهنگ بوده اند و همچنين ذكر شد كه برخي قضات نيز در اعزام متهمان به كهريزك مرتكب تخلف شده اندكه پرونده هاي آنان نيز در مراجع قانوني تحت رسيدگي است.

در واقع اين بخش از گزارش ،‌رديه اي بود بر اظهارات تعدادي از مسوولان كه همواره تصور مي كنند با پاك كردن صورت مساله و انداختن تقصيرها بر دوش دشمن و عوامل بي نام و نشان نفوذي و ... مي توانند از بحران ها عبور كنند و به زعم خود آبروي نظام را حفظ نمايند يا دوستان متخلف يا مجرم خود را تبرئه كنند.
همچنين بهرامي ، ‌رياست دادسراي نيروهاي مسلح نيز به صراحت گفت كه شرايط و رفتارهاي صورت گرفته در بازداشتگاه عامل مرگ تعدادي از بازداشتي ها بوده است و نه بيماري قبلي آنها و عللي از اين دست.

در واقع تصريح مقامات مسوول بر گناهكار بودن تعدادي از ماموران انتظامي و قضايي ،‌نويد بخش اين بود كه نوعي واقع گرايي در بررسي اين پرونده وجود دارد.

در اين گزارش همچنين به شرايط وخيم بهداشتي در كهريزك و ضرب و شتم بي رحمانه افراد دربند آن اذعان شد و خبرنگار سيما ،‌پاي صحبت برخي افراد شكنجه شده نشست كه از اقدامات انجام شده در دوران بازداشت ،‌شكايت ها داشتند.
در برنامه سيما ،‌همچنين از دستور مقام معظم رهبري در خصوص تعطيلي بازداشتگاه كهريزك و اقداماتي كه متعاقب آن توسط شوراي عالي امنيت ملي ،‌ قوه قضاييه ،‌مجلس شوراي اسلامي ،‌ نيروي انتظامي و استانداري تهران براي پيگيري موضوع و احقاق حقوق بازداشتي ها صورت گرفته نيز اطلاعاتي منتشر شد كه در بخشي از آن  مشخص شد كه تا كنون 98 ميليون تومان به رها شدگان از كهريزك غرامت پرداخت شده و تعدادي از آنان براي درمان عوارض ناشي از بازداشت ،‌به بيمارستان هايي در تهران و كرج معرفي شده اند.
حتي يكي از مسوولان استانداري تهران اين را هم گفت كه براي اشتغال افرادي كه مشكل اشتغال داشته و در پي بازداشت بيكار شده اند با وزارت كار رايزني شده است تا مشكلات آنها حل شود و جالب اينجاست كه برخي آزاد شدگان ،‌تقاضاي وام نيز داشته اند كه با اين تقاضاها هم موافقت شده است.

در بخش ديگري از اين گزارش سردار تشكري از شكايت صدها شهروند از نيروي انتظامي خبر داد و گفت به تمام اين شكايت ها رسيدگي  و هر جا كه ثابت شده ماموران پليس خسارتي وارد كرده اند ،‌غرامت پرداخت شده است.
اين در حالي است كه پيشتر برخي مسوولان مدعي بودند ماموران پليس هيچ تخلفي نداشته اند و خسارت هاي وارده به اموال مردم توسط اراذل و اوباشي بوده است كه لباس پليس پوشيده بودند!

در اين گزارش ،‌ همچنين تصاويري از ضرب و شتم مردم توسط نيروهاي ويژه پليس به نمايش درآمد و هنگامي كه اين تصاوير تكان دهنده پخش مي شد ، گزارشگر سيما در متني كه مي خواند بر لزوم برخورد با اين ماموران تصريح مي كرد و البته تاكيد داشت كه حساب اين افراد را بايد از حساب كليت نيروي انتظامي كه حافظ امنيت جامعه است ،‌ جدا كرد.

در پايان اين گزارش ،‌ سردار تشكري ،‌رئيس بازرسي كل نيروي انتظامي در مقابل دوربين صدا و سيما ،‌رسماً‌ از تمام كساني كه در هر مرتبه اي متحمل خسارت و آسيب شده اند ،‌ عذرخواهي كرد و همچنين محاكمه بي اغماض عاملان جنايات كهريزك و اجراي سريع احكام قضايي درباره آنها ،‌خواسته افكار عمومي جامعه اعلام شد.

از آنجا كه برنامه هايي مانند 20:30 نوعاً‌ عهده دار آماده سازي افكار عمومي براي رويدادهاي آتي هستند و رويكردهاي آنان در سطوح بالا -و نه فقط در حوزه تهيه كنندگان- تدوين مي شود ،‌به نظر مي رسد پخش چنين گزارشي كه در كارنامه سيما كم سابقه و شايد هم بي سابقه باشد ،‌نشان از عزم مسوولان ارشد نظام براي برخورد جدي با عملان جنايات كهريزك داشته باشد .

مع الوصف ،‌اين نگراني وجود دارد كه كل وقايع ناگوار رخ داده بعد از انتخابات ،‌به رويدادهاي تلخ يك بازداشتگاه خلاصه شود و با محاكمه آخرين و ضعيف ترين حلقه هاي "زنجيره قانون شكني"، پرونده مختومه شود. اين نگراني از آن جهت جدي است كه در چنان وضعيتي ،‌هر چند با مجازات مرتكبان نهايي جرائم ،‌ بخشي از عدالت اجرا شده ، اما ريشه ها و بسترهايي كه موجب شكل گيري اين اوضاع و حوادث شده اند ،‌همچنان به حيات خود ادامه خواهند داد و اين زخم ،‌در جايي ديگر ،‌ باز سر برخواهد آورد.

و نكته پاياني اين كه در كنار انتقادات انبوهي كه به 20:30 وارد است ،‌ برنامه طولاني يك شنبه شب آن را بايد يك فراز مثبت دانست و آرزو كرد كه اي كاش رسانه ملي ،‌هميشه -و نه مقطعي و از سر مصلحت- ‌بازتاب دهنده صداي مردم باشد
+ نوشته شده توسط .محمد حياتي در دوشنبه شانزدهم شهریور 1388 و ساعت 2:57 |

 

راهبردهاي نه‌گانه ميرحسين موسوي براي بازگشت آرامش به جامعه


شهریورماه-14-1388

میرحسین موسوی با انتشار بيانيه‌اي ضمن تاکید بر حفظ نظام در مقابل مطامع بیگانگان و دفاع از جمهوری اسلامی، اتخاذ رویکردی اجتماعی برای حل مسائل روز را ضروری دانست. 
در بخشي از بيانيه نخست‌وزير دورانفاع مقدس كه خطاب به ملت ايران نوشته شده، آمده است: نزدیک به 3 ماه پیش از این، زمانی که شما در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری شرکت کردید، با این باور به پای صندوق‌های رأی رفتید که با تأکیدهای مکرر مسئولان و تلاش نهادهای مدنی، از آرای‌تان در برابر مقاصد قدرت‌طلبانه گروهی اندک پاسداری خواهد شد. اما تخلف‌ها، ... و حوادث تلخی که متعاقب آن صورت گرفت، از رویدادی که بنا بود سرمایه‌ای برای ملت ما فراهم آورد تاسفی بزرگ باقی گذاشت. مشکلی که می‌توانست در فرآیندی منصفانه و بی‌طرفانه مهار شود با بی‌تدبیری مسئولان امر، با یورش تبلیغاتی رسانه‌های دولتی و حمله نیروهای ... به تجمعات آرام و مسالمت‌آمیز مردم، به بروز انشقاق، ابهام و اختلاف عمیق و گسترده اجتماعی منجر شد، وضعیتی که پیامد بلافصل آن جز گسسته شدن رشته‌های اعتماد میان مردم و حکومت نیست.
در ادامه اين بيانيه آمده است: جمع کثیری از دلسوزان حوزه‌های اجتماعی، فرهنگی و سیاسی کشور و نیز مراجع عظام تقلید و نیروهای آگاه حوزه‌های علمیه نسبت به افسانه‌پردازی‌های رسانه‌های دولتی و حوادثی چون برگزاری دادگاه‌های ... فاقد پشتوانه حقوقی و شرعی، برملا شدن فهرست بلند قربانیان، برخوردهای غیرانسانی با بازداشت‌شدگان و افشای وجود بازداشتگاه‌های غیرقانونی واکنش نشان داده و خواستار رسیدگی به آنها هستند، بلکه همه دلبستگان به نظام جمهوری اسلامی، این دستاورد مبارزات یک صد ساله مردم و تبلور مطالبات اساسی آنان برای دستیابی به آزادی، استقلال، عدالت و پیشرفت در سایه دینداری، اینک نگرانند. 
در بخش دیگری از اين بيانيه آمده است: در ماه‌هایی که گذشت نیرویی عظیم از ملت ما آزاد شد، نیرویی که باید به کارآمدترین شیوه برای سعادت بلندمدت او به خدمت گرفته شود. مردم ما از آنچه می‌خواهند آگاهند. آنان تصویر شکوهمند اراده خود را در آیینه آنچه که سپری شد مشاهده کرده‌اند و می‌دانند که سرمایه و توان تحقق بخشیدن به خواست‌های خود را دارند و در این میدان انبوه نخبگان و زبدگان دوشادوش آنان ایستاده‌اند. لذاست که اینک همه ما از یکدیگر می‌پرسیم چه باید کرد؟ این سوالی از سر ناامیدی و یا بلاتکلیفی نیست، بلکه می‌پرسیم با این سرمایه عظیم، با این امید تجدید حیات یافته و با این توانمندی‌های فراهم شده چه باید کرد؟ 

کاندیدای معترض به نتیجه انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری ایران در ادامه بیانیه افزوده است،برخلاف آنچه دستگاه‌های تبلیغاتی دولتی سعی در القای آن دارند، این ما هستیم که بازگشت اعتماد و آرامش به فضای جامعه را خواهانیم و این ما هستیم که از هر اقدام تندروانه و خشن امتناع می‌کنیم. ما خواسته‌هایی بسیار روشن و منطقی داریم. ما حفظ جمهوری اسلامی را می‌خواهیم، و تقویت وحدت ملی، و احیای هویت اخلاقی نظام و بازسازی اعتماد عمومی به عنوان اصلی‌ترین مولفه قدرت ساختار سیاسی کشور كه جز با پذیرش حق حاکمیت مردم و کسب رضایت نهایی آنان از نتایج اقدامات حکومت، و شفافیت در تمامی اقدامات از طریق اطلاع‌رسانی مستمر ممکن نیست. در نهضت سبزی که آغاز شده است ما امر غيرمتعارف و نابهنگامی نمی‌خواهیم. آنچه ما می‌خواهیم استیفای حقوق از دست رفته ملت است.
استیفای کدام حقوق؟ در درجه نخست حقوقی که قانون اساسی برای مردم در نظر گرفته است و مطالبه برای اجرای بی‌کم و کاست و بدون تنازل آن. آری! در قانون اساسی برای اداره برخی از شئون کشور راه‌کارهایی ارائه شده است که شاید زمانی پاسخگوی مقتضیات جامعه و جهان ما نباشد. اما در بخش‌هایی دیگر از همین قانون راه روشن اصلاح آنها پیش‌بینی شده است. در میثاق ملی ما مشروعیت همه ارکان حکومت متکی به رأی و اعتماد مردم است، تا جائی که اگر دقیق ملاحظه شود خواهیم دید حتی نهاد نظارت‌ناپذیری چون شورای نگهبان از هیمنه نگاه مردم به دور نیست. آری! در قانون اساسی وظایفی سنگین، از جمله وظیفه نظارت بر انتخابات بر عهده شورای نگهبان قرار گرفته است؛ انسان‌های غیرمعصومی که ممکن است در دام خطا و گناه بیفتند و دچار وسوسه قدرت شوند. اما در همین قانون به صراحت اعلام می‌شود که برگزاری اجتماعات از سوی مردم آزاد است. اگر تنها همین اصل از میثاق ملی ما به درستی اجرا شود حتم داشته باشید که هیچ یک از ارکان حکومت هرگز امکان سوء‌استفاده از موقعیت خود را پیدا نمی‌کند. 
در بخش ديگري از بيانيه مهندس موسوي آمده است: قانون اساسی ما پر از ظرفیت‌هایی است که هنوز به فعلیت نرسیده‌اند؛ مسئولان گاهی با این حقیقت به گونه‌ای برخورد می‌کنند که گویی به عنوان امری مستحب مخیرند همچنان استفاده‌های بیشتری از ذخائر قانون اساسی ببرند. نه! هرگز چنین نیست. آنها مکلفند که این ظرفیت‌ها، آن هم تمامی این ظرفیت‌ها را به فعلیت برسانند. قانون اساسی مجموعه‌ای یکپارچه است و نباید بر روی بخش‌هایی از آن که منافع اشخاص و یا گروه‌هایی خاص را تامین می‌کند به صورت اغراق‌آمیز تاکید شود و بخش‌هایی دیگر که حقوق مردم را دربر گرفته است معطل باقی بماند، یا ناقص به اجرا درآید. پس از 30 سال ما هنوز با اصولی از این میثاق ملی روبرو هستیم که سخن گفتن از اجرایشان دست‌اندرکاران را به خشم می‌آورد، به صورتی که گویی گوینده با جمهوری اسلامی مخالفت کرده است. تأمین آزادی‌های سیاسی و اجتماعی، رفع تبعیض، امنیت قضایی و برابری در مقابل قانون، تفکیک‌ناپذیری آزادی، استقلال و تمامیت ارضی کشور از یکدیگر، مصونیت حیثیت، جان و مال اشخاص، ممنوعیت تفتیش عقاید، آزادی مطبوعات، ممنوعیت بازرسی نامه‌ها، استراق سمع و هر گونه تجسس، آزادی احزاب و جمعیت‌ها، آزادی برگزاری اجتماعات، تمرکز دریافت‌های دولتی در خزانه‌داری کل، تعریف جرم سیاسی و رسیدگی به آن با حضور هیئت منصفه، آزادی بیان و نشر افکار در صدا و سیما و بی‌طرفی آن و ... هر یک اصولی روشن از قانون اساسی ما را به خود اختصاص داده‌اند؛ اصولی که به راحتی و صراحت نقض می‌شوند و یا به صورتی ناقص و براساس تفسیرهای مخالف با روح این میثاق ملی به اجرا درمی‌آیند، تا جایی که در اجرای اصل ساده و روشنی چون آزادی تدریس زبان‌های قومی و محلی به صرف سلیقه و پسند شخصی مانع ایجاد می‌شود.

 متن کامل بیانیه شمار 11 میرحسین موسوی  که در سایت "کلمه" انتشار یافته بدین شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم
مردم شریف، آزاده و آگاه ایران!


نزدیک به سه ماه پیش از این زمانی که شما در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری شرکت کردید، با این باور به پای صندوق‌های رأی رفتید که با تأکیدهای مکرر مسئولان و تلاش نهادهای مدنی، از آرای تان در برابر مقاصد قدرت‌طلبانه گروهی اندک پاسداری خواهد شد. اما تخلف‌ها و تقلب‌های سازمان‌یافته و حوادث تلخی که متعاقب آن صورت گرفت، از رویدادی که بنا بود سرمایه‌ای برای ملت ما فراهم آورد تاسفی بزرگ باقی گذاشت. مشکلی که می‌توانست در فرآیندی منصفانه و بی‌طرفانه مهار شود با بی‌تدبیری مسئولان امر، با یورش تبلیغاتی رسانه‌های دولتی و حمله نیروهای امنیتی رسمی و غیررسمی به تجمعات آرام و مسالمت‌آمیز مردم، به بروز انشقاق، ابهام و اختلاف عمیق و گسترده اجتماعی منجر شد، وضعیتی که پیامد بلافصل آن جز گسسته شدن رشته‌های اعتماد میان مردم و حکومت نیست.

جمع کثیری از دلسوزان حوزه‌های اجتماعی، فرهنگی و سیاسی کشور و نیز مراجع عظام تقلید و نیروهای آگاه حوزه‌های علمیه نسبت به افسانه‌پردازی‌های رسانه‌های دولتی و حوادثی چون برگزاری دادگاه‌های نمایشی فاقد پشتوانه حقوقی و شرعی، برملا شدن فهرست بلند قربانیان، برخوردهای غیرانسانی با بازداشت‌شدگان و افشای وجود بازداشتگاه‌های غیرقانونی واکنش نشان داده و خواستار رسیدگی به آنها هستند، بلکه همه دلبستگان به نظام جمهوری اسلامی، این دستاورد مبارزات یک صد ساله مردم و تبلور مطالبات اساسی آنان برای دستیابی به آزادی، استقلال، عدالت و پیشرفت در سایه دینداری، اینک نگرانند.
حفظ تمامیت ارضی و استقلال ملی و صیانت از کیان کشور در مقابل مطامع بیگانگان و دفاع از اصل نظام جمهوری اسلامی در روند شتاب‌زده حوادثی که پی‌در پی رخ می‌دهند چاره‌چویی برای خروج از شرایط موجود را بیش از پیش ضروری ساخته است، هرچند همه به خوبی آگاهیم که در درون دستگاه‌های حكومتي و شبه‌حكومتي افرادی وجود دارند که تنها راه ادامه حضور خود در قدرت را التهاب‌آفرینی و بحران‌زایی‌های پیاپی و طفره رفتن از حل مشکلات و نابسامانی‌هایی می‌دانند که خود مسبب آنها بوده‌اند. آنها همچنان به دنبال پوشاندن و پنهان کردن بحران های موجود با بحران های بزرگ تر و توسعه رفتارهای نابخردانه خود به مرزهایی خطرناک‌ترند، تا جایی که پس از ایجاد این همه پیچیدگی در فضای کشور اینک بي‌توجه به عواقب سنگين رفتارهاي خود با بهانه جویی‌های واهی زمزمه هایی خطرناک از جمله  زمزمه تسویه های وسیع از دانشگاهیان آزاده و متعهد را سر می‌دهند.

از این روست که اتخاذ رویکردی اجتماعی (و نه صرفاً حکومتی) برای حل مسئله به ضرورتی اجتناب‌ناپذیر تبدیل شده است، ضرورتی که لازمه آن، بهره‌گیری از ظرفیت‌های مردمی نظام جمهوری اسلامی است.

اساس چنین رویکرد متفاوتی، پذیرش واقعیت تعدد و تنوع باورها و نگرش‌های موجود در خانواده بزرگ، باستانی و خداجوی ایران زمین است. این راه و رسم پیامبران الهی و جانشینان آنان بوده و نشان از سنتی الهی دارد که مقام و کارکرد هدایت نشان دادن راه است و وظیفه داعيان دين به فراهم ساختن بستر مناسب برای رشد و شکوفایی توانمندی‌های انسان جهت تعالی و تکامل محدود می‌شود. تاریخ به روشنی نشان می‌دهد که هر گاه حکومت‌ها خواسته‌اند به سوی محو تعدد و تنوع موجود در جوامع بشری دست دراز کنند، چاره‌ای جز متوسل شدن به چهره‌های ظاهرا گوناگون اما در جوهر یکسان استبداد نداشته‌اند، راه حل‌هایی که نتیجه آن نه یکدست شدن افراد جامعه، بلکه بروز نفاق و دوچهرگی در زندگی مردم خواهد بود و بس. اتخاذ چنین رویه‌ای نه ممکن است و نه براساس آنچه آموزه‌های قرآنی به ما یاد می‌دهد مطلوب است.

پس از حوادثی که در این مدت کوتاه بر جامعه ما گذشت کیست که نداند وضعیتی که ایران امروز در آن قرار دارد حاصل استیلای چنین طرز تفکر اشتباهی بر تصمیم‌گیری‌های کلان كشور است. دستیابی به این وجدان عمومی دستاورد بزرگی است که گاهی قرن‌های متمادی از عمر ملت‌ها و تمدن‌ها صرف تحصیل آن می‌شود و چه هزینه‌های گزافی که در این راه نمی‌پردازند. اما مردم ما این موهبت بزرگ را با هزینه هایی بسیار اندک و ظرف مدتی کوتاه به دست آوردند. مردم ما اینک با پوست و گوشت و استخوان خود دریافته‌اند که تنها راه همزیستی مسالمت‌آمیز سلیقه ها و گرایش‌ها، و اقشار، اقوام، مذاهب و ادیان گوناگونی که در این سرزمین پهناور زندگی می‌کنند اذعان به وجود تنوع و تعدد شیوه‌های زندگی و اجتماع بر کانون آن هویت دیرینه‌ ای است که آنان را به یکدیگر پیوند می‌زند، اگرچه فهم‌های ضعیف و باژگونه از دین هضم نکنند که این اذعان نه بدان معناست که اسلام ناب دین حق و آئین خاتم و صراط مستقیم نیست، بلکه یعنی اجباری در دین وجود ندارد، به درستی که راه از بیراهه بیان شده است. لا اکراه فی الدین قد تبین الرشد من الغی.

از اینروست که علیرغم تمامی حوادث تاسف بار و مرارت‌خیز این ایام، مردم ما اینک به نتایجی بسیار ارزشمندتر و ماندگارتر از انتخاب یک فرد دست یافته‌اند و این آن چیزی است که آنها را نسبت به اقدامشان برای شرکت در رویداد انتخابات و هزینه هایی که در قبل و بعد از آن متحمل شده اند دلگرم می کند.

در ماه هایی که گذشت نیرویی عظیم از ملت ما آزاد شد، نیرویی که باید به کارآمدترین شیوه برای سعادت بلندمدت او به خدمت گرفته شود. مردم ما از آنچه می‌خواهند آگاهند. آنان تصویر شکوهمند اراده خود را در آیینه آنچه که سپری شد مشاهده کرده‌اند و می‌دانند که سرمایه و توان تحقق بخشیدن به خواست‌های خود را دارند و در این میدان انبوه نخبگان و زبدگان دوشادوش آنان ایستاده‌اند. لذاست که اینک همه ما از یکدیگر می‌پرسیم چه باید کرد؟ این سوالی از سر ناامیدی و یا بلاتکلیفی نیست، بلکه می‌پرسیم با این سرمایه عظیم، با این امید تجدید حیات یافته و با این توانمندی‌های فراهم شده چه باید کرد؟

به راستی چه باید کرد؟ در پاسخ به اين پرسش نخستین قدم آن است که بدانیم چه باید بخواهیم تا بهترین و بیشترین را خواسته باشیم. اگر در یافتن پاسخ این سوال خطا کنیم قطعا همه یا بخشی از این سرمایه فراهم آمده را از دست داده ایم. بلکه حساسیت این انتخاب بسیار بیشتر از این است. نیروی عظیمی که ملت ما فراهم آورده توان آن را دارد که کشور را به سکویی بلند برای جهش به سوی پیشرفت‌های مادی و معنوی ارزشمند ارتقا دهد و یا در یک آنارشي درازمدت فرو برد. این که نتیجه حرکت ما چه خواهد بود تماما به انتخاب درست ما در این مرحله بستگی دارد.

برخلاف آنچه دستگاه‌های تبلیغاتی دولتی سعی در القای آن دارند، این ما هستیم که بازگشت اعتماد و آرامش به فضای جامعه را خواهانیم و این ما هستیم که از هر اقدام تندروانه و خشن امتناع می‌کنیم. ما خواسته‌هایی بسیار روشن و منطقی داریم. ما حفظ جمهوری اسلامی را می خواهیم، و تقویت وحدت ملی، و احیای هویت اخلاقی نظام و بازسازی اعتماد عمومی به عنوان اصلی‌ترین مولفه قدرت ساختار سیاسی کشور جز با پذیرش حق حاکمیت مردم و کسب رضایت نهایی آنان از نتایج اقدامات حکومت، و شفافیت در تمامی اقدامات از طریق اطلاع‌رسانی مستمر ممکن نیست. در نهضت سبزی که آغاز شده است ما امر غيرمتعارف و نابهنگامی نمی خواهیم. آنچه ما می‌خواهیم استیفای حقوق از دست رفته ملت است.

استیفای کدام حقوق؟ در درجه نخست حقوقی که قانون اساسی برای مردم در نظر گرفته است و مطالبه برای اجرای بی‌کم و کاست و بدون تنازل آن. آری! در قانون اساسی برای اداره برخی از شئون کشور راهکارهایی ارائه شده است که شاید زمانی پاسخگوی مقتضیات جامعه و جهان ما نباشد. اما در بخش‌هایی دیگر از همین قانون راه روشن اصلاح آنها پیش‌بینی شده است. در میثاق ملی ما مشروعیت همه ارکان حکومت متکی به رأی و اعتماد مردم است، تا جائی که اگر دقیق ملاحظه شود خواهیم دید حتی نهاد نظارت‌ناپذیری چون شورای نگهبان از هیمنه نگاه مردم به دور نیست. آری! در قانون اساسی وظایفی سنگین، از جمله وظیفه نظارت بر انتخابات بر عهده شورای نگهبان قرار گرفته است؛ انسان‌های غیرمعصومی که ممکن است در دام خطا و گناه بیفتند و دچار وسوسه قدرت شوند. اما در همین قانون به صراحت اعلام می‌شود که برگزاری اجتماعات از سوی مردم آزاد است. اگر تنها همین اصل از میثاق ملی ما به درستی اجرا شود حتم داشته باشید که هیچ یک از ارکان حکومت هرگز امکان سوء‌استفاده از موقعیت خود را پیدا نمی‌کند.

قانون اساسی ما پر از ظرفیت‌هایی است که هنوز به فعلیت نرسیده‌اند؛ مسئولان گاهی با این حقیقت به گونه‌ای برخورد می‌کنند که گویی به عنوان امری مستحب مخیرند همچنان استفاده‌های بیشتری از ذخائر قانون اساسی ببرند. نه! هرگز چنین نیست. آنها مکلفند که این ظرفیت‌ها، آن هم تمامی این ظرفیت‌ها را به فعلیت برسانند. قانون اساسی مجموعه‌ای یکپارچه است و نباید بر روی بخش‌هایی از آن که منافع اشخاص و یا گروه‌هایی خاص را تامین می‌کند به صورت اغراق‌آمیز تاکید شود و بخش‌هایی دیگر که حقوق مردم را دربر گرفته است معطل باقی بماند، یا ناقص به اجرا درآید. پس از سی سال ما هنوز با اصولی از این میثاق ملی روبرو هستیم که سخن گفتن از اجرایشان دست‌اندرکاران را به خشم می‌آورد، به صورتی که گویی گوینده با جمهوری اسلامی مخالفت کرده است. تأمین آزادی‌های سیاسی و اجتماعی، رفع تبعیض، امنیت قضایی و برابری در مقابل قانون، تفکیک‌ناپذیری آزادی، استقلال و تمامیت ارضی کشور از یکدیگر، مصونیت حیثیت، جان و مال اشخاص، ممنوعیت تفتیش عقاید، آزادی مطبوعات، ممنوعیت بازرسی نامه‌ها، استراق سمع و هر گونه تجسس، آزادی احزاب و جمعیت‌ها، آزادی برگزاری اجتماعات، تمرکز دریافت‌های دولتی در خزانه‌داری کل، تعریف جرم سیاسی و رسیدگی به آن با حضور هیئت منصفه، آزادی بیان و نشر افکار در صدا و سیما و بی‌طرفی آن و . . . هر یک اصولی روشن از قانون اساسی ما را به خود اختصاص داده‌اند؛ اصولی که به راحتی و صراحت نقض می‌شوند و یا به صورتی ناقص و براساس تفسیرهای مخالف با روح این میثاق ملی به اجرا درمی‌آیند، تا جایی که در اجرای اصل ساده و روشنی چون آزادی تدریس زبان‌های قومی و محلی به صرف سلیقه و پسند شخصی مانع ایجاد می‌شود.

مشابه همین برخورد گزینشی با آرمان‌های انقلاب اسلامی نیز صورت گرفته است. ما خواستار احیای آن بخش فراموش شده از اهدافی هستیم که این نهضت عظیم به امید تحقق آنها آغاز شد. چه شعارهای بزرگی از انقلاب که اینک دم زدن از آنها روی کسانی را ترش می‌کند، تا جائی که گویی اینها شعارهای ضدانقلاب بوده‌اند. نمونه‌ای از آنها آزادی است؛ آزادی عقیده، آزادی بیان، آزادی پس از بیان، آزادی انتخاب کردن و انتخاب شدن، آزادی به تمامی آن معنای جلیلی که مردم ما در بهمن 57 تأمین آن را یکی از مهمترین اهداف خود می‌دانستند، به صورتی که پیروزی انقلاب را بهار آزادی نامیدند. این آزادی به مفهوم آزادی سیاسی و حق انتقاد بی‌هراس از حاکمان بوده است.

و مظلوم‌تر از انقلاب اسلامی، جمهوری اسلامی و قانون اساسی، خود اسلام است؛ دینی که بسیار از آن نام می‌برند و اندک به آن عمل می‌شود. چه بسیار که دین را سرند می‌کنند، هر چه از آن که منافعشان ایجاب نکند به فراموشی می‌سپارند و سلیقه‌ها و مصلحت‌های خود را متن اسلام می‌نامند، تا جایی که دروغ به مشخصه‌ای غیرقابل تفکیک از صدا و سیما تبدیل شود و زشت‌ترین بداخلاقی‌ها نشانه تعهد به دین پیامبری تلقی گردد که برای تکمیل بزرگواری‌های اخلاقی مبعوث شده است؛ شکنجه زندانیان و کشتن آنان، و اعمالی که قلم از ذکرشان شرم می‌کند.

اگر برای حکمرانی مبتنی بر دین تنها یک رسالت وجود داشته باشد آن این است که زمینه را برای زندگی توأم با ایمان آماده‌تر کند. پس چرا فاصله جامعه ما با زندگی ایمانی روزبه‌روز بیشتر می‌شود؟ این فاصله میراث انقلاب نیست. در تابستان گرم 58، چه بسیار بودند کسانی که برای نخستین بار رمضان را روزه گرفتند و از این تجربه خود لذت بردند؛ میراث انقلاب ما این بود. میراث انقلاب ما معنویتی بود که در دوران دفاع مقدس جامعه را فرا گرفت. میراث انقلاب ما پرورش روح‌های بزرگ و اخلاص‌های مثال‌زدنی بود. انقلاب ما نشان داد می‌تواند نورانیتی را که جامعه تشنه آن است تأمین کند. آخر یک بار هم که شده میراثی را که از امام خود تحویل گرفتیم با ایران امروز مقایسه کنیم؛ جامعه‌ای سودازده که در آن تحجر دولت‌سازی می‌کند؛ جامعه‌ای تقلب‌زده، دروغ‌زده.

برخورد گزینشی با پیام دین و آن را مناسب سلیقه و منافع خود درآوردن، خرافه و تحجر را به دامن آن بستن، پول و زور را جایگزین حکمت و موعظه حسنه کردن و بخش‌هایی از روحانیت، این شجره هزار ساله را دولتی ساختن بیش از این هم نباید نتیجه بدهد. زمانی که امام ما از اسلام ناب محمدی(ص) نام می‌برد و آن را در مقابل اسلام تحجرگرا و اسلام آمریکایی قرار می‌داد چنین روزهایی را می‌دید. این پوستین وارونه اسمش اسلام هست، اما رسمش اسلام نیست. ما خواستار بازگشت به اسلام ناب محمدی(ص)، این دین غریب هستیم. و خداونده وعده داده است که ما را به راه‌های رسیدن به این تحفه آسمانی هدایت کند. والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا. و کسانی که در راه ما کوشش کنند به تحقیق آنان را به راه هایمان هدایت می‌کنیم.

آیا در این چند ماهه ندیدید که او چگونه به این وعده عمل کرد؟ پروردگار ما ایمان‌هایمان را ضایع نکرد و نخواهد کرد، زیرا او به خلاف مدعیان، نسبت به مردم دلسوز و مهربان است. و ما کان الله لیضیع ایمانکم ان الله بالناس لرئوف رحیم. کام ملت از آنچه که گذشت تلخ است، اما کیست که دستاوردهای حاصل شده در عين اين تلخكامي‌ها را ناچیز بشمارد؟ ما با پوست و خون خود عظمت آنچه در این ایام کوتاه حاصل شده است را درک می‌کنیم. ما چه کردیم که به این دستاوردها رسیدیم. حقیقت آن است که جز ایمان به وعده الهی عملی متناسب با این همه پیشرفت نداشته‌ایم. به حوادث این ایام بنگرید و در هر كدامشان راه های خدا را که یکی پس از دیگری پیش پای ما گشوده شدند ملاحظه کنید. آنها را هم که ببندند دادار از وفا به وعده‌ای که داده است عاجز نمی‌شود و راه‌هایی دیگر پیش پای کسانی که برای او می‌کوشند می‌گشاید؛ راه‌هایی امن، راه‌هایی هموار، راه‌هایی مستقیم که بدون تردید ما را به مقصد می رسانند. چرا به خداوند توکل نکنیم حال آن که راه‌هایمان را به ما نشان داده است؟ و ما لنا الا نتوکل علی الله و قد هدانا سبلنا. با دسترسی به چنین راه‌هایی ما نیاز به تخطی از قانون، پشیمانی از مسالمت، توسل به تخریب یا وارد شدن به هر کوره راه دیگری نداریم.

و در آن سو نگاه كنيم كه مخالفان مردم با قدم گذاشتن در بی‌راهه ‌ها چگونه رو به نشيب مي‌روند. فرزندان انقلاب را به زندان انداختند تا اوهام خويش را ارضا كنند. آنها چه نتيجه‌اي براي  اين كار خود توقع داشتند؟ بدن رنجور قرباني ترور را به بند كشيدند  و ضارب او را آزاد و متمتع قرار دادند. آنها انتظار داشتند از اين كار جز ريختن آبروي خود چه سودي  ببرند؟ در سراشيبي كوره‌راهي كه درون آن افتاده بودند خردشان جا ماند و عنانشان در دست افراط‌گراني قرار گرفت كه نيمه‌هاي شب به خوابگاه دانشجويان غريب و مظلوم حمله مي‌كنند و رايج‌ترين كلمات در فرهنگ لغاتشان دشنام‌هاي ركيك است.
رهروان راه‌هاي خدا به اميدي كه از وعده او داشتند رسيدند؛ آيا مسافران بیراهه نيز به آن چيزي كه بايد انتظارش را مي‌كشيدند نرسيده‌اند؟ ملاحظه تقيه و تملق اين و آن و شنيدن بوي حرص و بخل و آز از دهان تمجيدگران، برخورداري از حمايت خطيبي كه از منبر مقدس نمازجمعه به خشونت  تشويق و به اعتراف‌گيري مباهات مي‌كند؛ ترس، ترس از تنهايي، ترس از آينده،‌ ترس از عاقبت، ترسي كه با ترساندن ديگران پنهانش مي‌كنند.

مردم فداکار ایران! پیمانی است بر ذمه فرزندان انقلاب اسلامی که در بازگرداندن آن به اصل نخستین‌اش از بذل هیچ کوششی کوتاهی نکنند، و عهدی است بر عهده همراهان و یاران شما که در راه مبارزه با متقلبان و دروغگویان به سرمایه اجتماعی و اعتمادی که ایجاد شده است، خیانت ننمایند. در عین حال تکلیفی است بر همه ما که اگر مصلحت کشور و مردم را در امری دیدیم از ملامت نترسیم و از شجاعت دریغ نورزیم. بنا بر چنین تعهداتی اینجانب برای رسيدن به آرمان‌هایی که پیش روی خویش داریم به جز ادامه راه سبزی که در این چند ماهه دنبال کرده‌اید پیشنهاد نمی‌کنم؛ راه سبز امید. راهی که از پیش از انتخابات آغاز کردید و همچنان با عزم های استوار در آن گام می زنید. راهی که با دعا و ندا و تکبیر، با گردهمایی های بزرگ و کوچک، با کوشش ها و جوشش ها  و گفتگوها و پرس و جوهای خود همچنان در آن قرار دارید.

ما برای اشاره به جنبشی که آغاز کرده ایم از عنوان «راه»  استفاده می کنیم تا توفیق‌‎هایی که در هر مرحله به دست می‌آوریم پایان کار ندانیم و همواره نگاه به کمالی برتر بدوزیم. علاوه بر آن ما در این مسیر چشم به جاده‌هایی داریم که هدایت الهی پیش‌پایمان قرار می‌دهد. ما می‌اندیشیم و تدبیر می‌کنیم، اما ایمان داریم که در عمل، تنها راه‌هایی که او برایمان می‌گشاید از خود کارسازی نشان می‌دهند.

ما در راهی که خداوند پیش رویمان قرار داده است از نماد «سبز» استفاده کرده‌ایم تا پرچم دلبستگی نسبت به اسلامی باشد که اهل بیت پیامبر(ع) آموزگاران آن بوده‌اند؛ اهل بیت خرد، اهل بیت محبت، اهل بیت نورانیت.
و ما «امید» را سرمایه خود قرار داده‌ایم تا حاکی از هویت ایرانی‌مان باشد؛ امیدی که این ملت را از گردنه‌های سخت تاریخ عبور داده و حیات او را در تلخ‌ترین روزهای این سرزمین تداوم بخشیده است؛ راه سبز امید.

چندی پیش، زمانی که از این نام برای بیان ویژگی‌های حرکت شما استفاده کردم تصور برخی بر آن قرار گرفت که حزب یا جبهه‌ای جدید در حال تشکیل است، حال آن که این راه به هیچ وجه مشابهی و یا جایگزینی برای سامان‌هاي سیاسی رسمی نیست و نیاز به آنها را منتفی نمی کند، بلکه حرکتی اجتماعی و دامنه دار برای ترمیم و ایجاد برخی از بنیادین ترین زیرساخت‌های سیاسی است که همه شئونات کشور را تحت تاثیر قرار خواهد داد و از جمله تشکل‌ها و احزاب  برای فعالیت ثمربخش بدانها احتیاج مبرم دارند. قطعا جامعه ما برای محقق کردن فضای باثبات سیاسی به احزاب صالح و قدرتمند نیازمند است و چه بسا زمانی که زمینه برای فعالیت موثر و مفید سامان های سیاسی فراهم شود اینجانب و برخی از همفکران شما نیز کوشش های خود را در چارچوب تشکلی متعارف از این نوع قرار دهیم. اما راه سبز امید تشکلی از این نوع نیست. تحزب اساسا به معنای آن است که گروهی از همفکران در سازمانی مشخص و دارای سلسله‌مراتب شناخته شده گردهم بیایند. همچنین در یک حزب تأکید بر بیشترین همفکری و وحدت حداکثری در عقاید است، حال آن که راه ما به عنوان مسیری که تجدید و تقويت هويت ملی را هدف گرفته، بر وحدت حول حداقل نکات مشترک تکیه می‌کند؛ مجموعه‌ای پیام‌محور و متشکل از تمامی سازوکارهای مدنی کوچک و بزرگ که در مسیر خود هدفی مشترک را انتخاب کرده‌اند.

صورت ظاهری اقداماتی که برای تداوم و تقویت حرکت کنونی مردم انتخاب می‌شود در حکم لباسی است که بر قامت آن می‌دوزیم، و فاخرترین لباس‌ها تنها در صورتی برازنده خواهد بود که به فراخور واقعیت برده شود. واقعیت موجود در کشور ما نسبت به آنچه که در گذشته بود تغییرات شگرفی کرده است. آنچه اینک در جامعه ما نقش‌آفرینی می‌کند شبکه اجتماعی خودجوش و توانمندی است که در میان بخش وسیعی از مردم شکل گرفته و نسبت به پایمال شدن حقوق خود معترض است. این شبکه دارای ویژگی‌های منحصر به فردی است که به هنگام تصمیم‌گیری در مورد راه‌حل‌ها و اقدامات آتی، باید به آنها توجه کرد. آنچه اينجانب در پاسخ به سوال چه بايد كرد پيشنهاد مي‌كنم تقويت و تحكيم اين شبكه اجتماعي است.

تجربه چندین دهه از تاریخ ایران که ما از نزدیک شاهد آن بوده‌ایم نشان می‌دهد حرکات جمعی مردم ما تنها در دوران باروری، حیات و سرزندگی این هسته‌ها به نتیجه می‌رسند.   آن چیزی که از آن به عنوان جامعه‌ای زنده و فعال نام می‌بریم، جامعه‌ای که به صورت موثر، آگاهانه و خلاق نسبت به حوادث واکنش نشان می‌دهد و امكان استبداد و تخطي ساختارهاي قدرت از خواست‌ خود را از ميان مي‌برد ترکیبی تشکیل یافته از چنین شبكه‌ قدرتمندي است.

وظيفه‌اي كه امروز بر عهده همه ما قرار دارد و به صورتي فطري از جمع‌هاي كوچك و بزرگ و حتي احزاب و تشكل‌هاي سياسي ما سر مي‌زند آن است كه به صورت هسته‌هاي معين براي چنين شبكه‌اي عمل كنيم.

از مهمترین نقاط قوت این شبکه، شکل طبیعی اجزای آن است. این واحدها عبارت از گروه‌هایی کوچک اما بسیار متکثر از همفکرانی است که در قالب روابط سابقه‌دار دوستی یا خویشاوندی یا همکاری نسبت به هم آشنایی و اعتماد پیدا کرده‌اند، به صورتی که انحلال آنها امکانپذیر نیست، زیرا به معنای انحلال جامعه است. این واحدها همواره وجود دارند، اما به صرف وجود، شبکه اجتماعی موثری را شکل نمی‌دهند. با این همه اولین قدم در راه‌حل پیشنهادی اینجانب آن است که ما ایرانیان، در هر کجای جهان که هستیم، باید این هسته‎های اجتماعی را در میان خود تقویت کنیم. باید خانه‌هایمان را رو در روی یکدیگر بسازیم؛ به تعبیر قرآن خانه‌های خود را قبله قرار دهیم، یعنی به این هسته‌های اجتماعی که واحدهای بنیادین جامعه ما هستند بپردازیم، اهمیت آنها را بشناسیم و بیش از پیش به آنها رو کنیم تا قدرت‌های نهفته ای که دارند برای ما ظاهر شود. خانه های خود را قبله قرار دهیم؛ یعنی اگر تا پیش از این هر دو ماه یک بار همدیگر را ملاقات می‌کردیم اینک هفته ای دوبار گرد هم جمع شویم. قدرت شبکه های اجتماعی ما در این امر است.

گرد هم جمع شويم تا چه كنيم؟ اين نخستين سوالي است كه معمولا در چنين شرايطي از يكديگر مي‌پرسيم. ما معمولا تصور مي‌كنيم آنچه در اين گردهم‌آيي‌ها اهميت دارد كاري است كه در قالب آنها با كمك يكديگر به انجام مي‌رسانيم. البته این تصور درستی نیست، اما تصوری طبیعی است. از این روست که واحدهاي اجتماعي اگر محوری برای فعالیت‌های ثمربخش قرار نگیرند به‌مانند درختانی که میوه‌هایشان چیده نشود بازدهی خود را از دست می‌دهند، لذا باید آنها را موضوع تلاش‌های اثرگذار اعتقادی، اجتماعی، سیاسی، علمی، فرهنگی، هنری، ورزشی، عام‌المنفعه و دیگر فعالیت‌های مدنی مشابه قرار داد تا در درازمدت و پس از عبور امواج حادثه و عاطفه همچنان به ایفای نقش تاریخ‌سازی که از آنها انتظار داریم بپردازند.

جمع‌های خویشاندوندی، همسایگی، دوستی، جلسات قرآن، هیئات مذهبی، کانون‌های فرهنگی و ادبی، انجمن‌ها، احزاب، جمعیت‌ها، تشکل‌های صنفی، نهادهای حرفه‌ای، گروه‌هایی که با هم ورزش می‌کنند یا در رویدادهای هنری حاضر می‌شوند، حلقه همکلاسی‌ها، گروه فارغ‌التحصیلانی که هنوز دور هم جمع می شوند، همکارانی که با یکدیگر صمیمیت یافته‌اند، و . . . ؛ هر کدام از ما در چندین نمونه از این زیرمجموعه‎های کوچک عضویت داریم و این دست‌مایه اصلی گفتگو و ارتباط میان هسته‌های جامعه ماست. بلكه تجربیات اخیر نشان داد خرده‌رسانه‌هایی که از این روابط زاده می‌شوند می‌توانند سریعتر و موثرتر از هر رسانه عمومی دیگر عمل کنند، مشروط بر آن که ظرفیت‌های این شبکه از طریق توافق بر روی یک آرمان بزرگ به فعلیت برسد.

ما زمانی موفق به برقراری ارتباط موثر با یکدیگر خواهیم شد که در شعاری مشترک همصدا شویم؛ شعاری دقیق و عمیق که قادر به تأمین خواسته‌های ما باشد. بخش مهمی از توانمندی‌هایی که اینک در شبکه‌های اجتماعی ما ایجاد شده است مرهون آن است که شعار و آرمانی مشترک پیدا کرده ایم. تعادل طلايي ويژگي مهم اين شعار و آرمان است، به صورتي كه اگر بر آن بيفزاييم چه بسا كساني كه نتوانند يا نخواهند با آن همصدا شوند، و اگر از آن بكاهيم چه بسا قشرهايي كه اميدهاي خود را در آن نيابند. این بزرگترین سرمایه ماست که باید در پالایش و پاسداری از آن بیشترین دقت و همت را به کار بگیریم.

ما اگر صرفاً در یک انتخابات شرکت کرده بودیم برخورداری از حمایت اکثریت مردم برایمان کافی بود. اما در یک حرکت عظیم اجتماعی، اکثریت تنها زمانی به پیروزی می‌رسد که به اجماع نزدیک شود و آن گاه از مشروعیت غیرقابل‌مقاومت برخوردار خواهد شد که توجه خود را نسبت به دغدغه‌ها و حقوق کسانی که امروز یا فردا ممکن است متفاوت با او بیندیشند و در اقلیت قرار گیرند به اثبات برساند.

نمی‌توان از جامعه‌ای که بخش قابل توجهی از آن دچار جبر نان و از تأمین نیازها اولیه خود ناتوان است انتظار مشارکت گسترده در فرآیند توسعه سیاسی را داشت. البته عکس این رابطه نیز صادق است و جامعه‌ای که از آزادی‌ها و آگاهی‌های اساسی محروم شود در تأمین معیشتی که لیاقت آن را دارد نیز درمی‌ماند و حتی در عهد درآمدهای افسانه‌ای، به پیشرفتی بیشتر از صدقه‌پروری و واگذار کردن اختیار بازار و اقتصاد ملی خود به بیگانگان نائل نمی‌شود. ما بر این باوریم که آزادی زمانی دوام دارد که با عدالت توأم باشد. به همان اندازه که محدودیت‌های جاری برای آزادی بیان و امکان برگزاری اجتماعات نگران‌کننده است، وجود فقر، فساد و تبعیض در سطحی گسترده چشم‌انداز دسترسی به جامعه‌ای آرمانی مبتنی بر قانون اساسی را تیره می‌کند، به ویژه آن که در سیاست‌ سال‌های اخیر دورنمای روشنی برای خروج از ا ین وضعیت ملاحظه نمی‌شود، به صورتی که وارد آمدن صدمات اساسی به تولید ملی، تداوم فعالیت سودآور اقتصادی را به یک آرزو و یافتن شغل مناسب را به دغدغه اصلی جوانان و خانواده‌های آنان مبدل ساخته است.

راه‌های خدا متکثر است و برای دفع ظلم و استبداد و تحقق ایرانی پیشرفته، ما نباید به قدم گذاشتن در یکی از آنها یا همراهی با یکی از همفکران خود اکتفا کنیم. ما در پیوندهای خود به نظمی  نیاز داریم تا اگر دست تطاول و ظلم فردی یا افرادی از همراهانمان را ربود و واحد یا واحدهایی از این شبکه اجتماعی گسترده را ویران کرد، لطمه‌ای به حیات و پویایی آن وارد نشود و با تکیه بر خرد جمعی، در هر مرحله‌ای از این مسیر بتوانیم اهداف پیشاروی خویش را شناسایی و با بلندترین گام‌ها به سوی آن حرکت کنیم.

همچنین اگر در جناحی که قدرت خود را در مخالفت با مردم و خواسته های به حق آنان توهم کرده است خواستی برای برون رفت از بحران وجود  داشته باشد حداقل آنچه که در این مرحله می تواند به این هدف کمک کند اقدامات زیر است:
1.     تشکیل گروه حقیقت‌یاب و حکمیت مورد قبول همه ذینفعان در مورد انتخابات دهم ریاست جمهوری و رسیدگی به تخلفات و تقلب های انجام گرفته و اعمال مجازات برای خاطیان
2.     اصلاح قانون انتخابات به صورتی که شرایط برای برگزاری عادلانه و منصفانه انتخابات و اطمینان مردم از این امر فراهم شود.
3.     شناسایی و مجازات عاملان و آمران فجایعی که در حوادث پس از انتخابات بر علیه مردم صورت گرفته است در تمامی نهادهای نظامی، انتظامی و رسانه‌ای
4.     رسیدگی به آسیب‌دیدگان حوادث پس از انتخابات و خانواده‌های جان‌باختگان، آزادی همه دست‌اندرکاران، فعالان سیاسی و نیروهای مردمی دستگیر شده، مختومه کردن پرونده‌ها، اعاده حیثیت از آنان و خاتمه یافتن تهدیدها و آزارهایی که همچنان برای واداشتن آنان به عدم تظلم و پیگیری حقوق شان صورت می گیرد.
5. اعمال اصل 168 قانون اساسي در خصوص تعريف جرم سياسي و رسيدگي به جرايم سياسي با حضور هيئت منصفه
6. تضمين آزادي مطبوعات، تغيير رفتار جانبدارانه صدا و سيما، رفع محدوديتهاي اعمال شده براي برخورداري احزاب، گروههاي سياسي و نگرشهاي مختلف از ارائه ديدگاههاي خود در رسانه‌ها، به ويژه صدا و سيما و اصلاح قانون رسانه ملی به صورتی که رسانه ملی نسبت به اعمال خلاف قانون خود پاسخگو قرار گیرد.
7.    به فعلیت درآمدن ظرفیت های ایجاد شده در قالب تفسیر اصل 44 قانون اساسی برای ایجاد رسانه های شنیداری و دیداری خصوصی
8. تضمين حق اساسي مردم در تشکيل اجتماعات و راهپيمايي‌ها با اعمال اصل 27 قانون اساسي
9.     تصویب منع مداخله نظامیان در امور سیاسی و جلوگیری از دخالت نیروهای مسلح در فعالیت‌های اقتصادی
 
ما در راهی پر از نورانیت وارد شده‌ایم که از هم اینک سالخوردگان را جوان و جوانان را پخته کرده است. برای خود و شما در این مسیر از خداوند یاری می‌طلبم و امیدوارم با همکاری و همراهی همه دلسوزان نظام و انقلاب اهداف ملت در هر مرحله از این مسیر روشن و محقق شود.
 میرحسین موسوی

+ نوشته شده توسط .محمد حياتي در یکشنبه پانزدهم شهریور 1388 و ساعت 3:17 |

عبدالله رمضان زاده:در جریان بازداشت سرم شکست و دنده هایم خرد شد


شهریورماه-14-1388

سخنگوی دولت اصلاحات که روز چهارشنبه 11 شهریورماه برای آخرین دفاع از خود به دلیل شکایت معاونت حقوقی و پارلمانی نهاد ریاست جمهوری در شعبه 1083 دادگاه ویژه کارکنان دولت به همراهی چند مامور امنیتی حضور پیدا کرده بود، فاش کرد در طول بازداشت برای انجام مصاحبه تحت فشار بود.

در جریان برگزاری این دادگاه یکی از روزنامه‌نگاران با عبدالله رمضان زاده گفتگویی انجام داد که این روزنامه‌نگار، متن این گفتگو را در اختیار پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره) مجلس«پارلمان‌نیوز» قرار داد.

به گزارش پارلمان‌نیوز، عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت با تاکید بر اینکه «هنوز پس از گذشت 80 روز از دستگیری تفهیم اتهام نشده‌ام»، اظهار داشت:«در طول این مدت بارها مورد بازجویی قرار گرفته‌ام و در تمام بازجویی‌ها، شخص بازجو با این که چشم بند بسته بود، در پشت سرم قرار داشت و من هیچ‌گاه بازجو را نمی‌دیدم و این در حالی است که بازجویی‌ها از ساعت 9 یا 10 شب شروع و تا ساعت 3 یا 4 صبح ادامه پیدا می‌کرد.»

وی ادامه داد:«در طول بازجویی‌ها برای انجام مصاحبه همانند مصاحبه‌هایی که آقایان عطریانفر و ابطحی انجام دادند تحت فشار بودم و مسئولان پرونده به من تاکید می‌کردند که در صورت مصاحبه شرایط مطلوبتری برای من فراهم می‌شود با این حال بنده تاکنون انجام مصاحبه را نپذیرفته‌ام.»

رمضان‌زاده، که می‌گفت در طول این بازجویی ها متوجه شدم اتهام بنده شرکت در تجمعات غیرقانونی و اقدام علیه امنیت ملی است، تصریح کرد:«در شرایطی سعی دارند بنده را متهم به شرکت در تجمعات غیرقانونی کنند در‌حالی‌که تنها چند ساعت پس از اعلام نتایج اولیه انتخابات در خیابان سرباز و آن هم با ضرب و شتم دستگیر شدم.»

سخنگوی دولت اصلاحات تصریح کرد:«در جریان بازداشتم، پسر نوجوانم که در آن زمان همراهم بود را مورد ضرب و شتم قرار دادند و علاوه بر آن که سرم شکست، دنده‌هایم نیز خرد شد و بخش‌هایی از بدنم نیز کبود شده که هنوز آثار آن باقی است.»

وی، با اشاره به این که هنوز آثاری از خون بر روی خودروی بنده باقی مانده است، گفت:«با این وضعیت به زندان اوین منتقل شدم و پس از دو روز با وجود زخم‌هایی که داشتم، تنها مقداری دستمال کاغذی برای پوشاندن زخم‌های سرم در اختیارم قرار دادند.»

سخنگوی دولت اصلاحات، با اشاره به این که پس از 76 روز بازداشت در سلول انفرادی فقط یک بار با خانواده‌اش ملاقات داشته از این که خود از وضعیت خانواده‌اش بی‌خبر است و آنان نیز متقابلاً اطلاع چندانی از وضعیت وی ندارند، ابراز نگرانی کرد.

رمضان‌زاده، با اشاره به این که در زندان تحت فشارهای جسمی یا شکنجه نبوده است، گفت:«پس از شروع ماه مبارک رمضان سلول بنده را که فاقد دستشویی بود، با یک سلول دیگر با شرایط کمی مناسب تر تعویض کردند.»

وی بازداشت خود را آن هم پس از اعلام نتایج اولیه انتخابات را تنها یک تسویه حساب سیاسی قلمداد و خاطر نشان کرد:«واقعاً هنوز به من تفهیم اتهام نکرده‌اند و من نیز نمی‌دانم برای چه این همه مدت را در سلول انفرادی سپری کرده‌ام.»

گفتنی است، ماموران امنیتی که رمضان‌زاده را از زندان تا شعبه 1083 همراهی کردند، قصد داشتند برای کنترل گفت‌و‌گوهای احتمالی وی با افراد حاضر در شعبه مذبور همچنان تحت نظر داشته باشند که با تذکر قاضی و این که حضور آنان ممکن است مانع از آن شود که وی به راحتی بتواند از خود دفاع کند، مجبور به ترک جلسه شدند.

+ نوشته شده توسط .محمد حياتي در یکشنبه پانزدهم شهریور 1388 و ساعت 3:9 |
ارهای سیاسی موجب لغو مراسم شب‌های احیا در مرقد امام خمینی (ره)

 

+ نوشته شده توسط .محمد حياتي در شنبه چهاردهم شهریور 1388 و ساعت 2:10 |
میرحسین موسوی با حمزه غالبی دیدار کرد
+ نوشته شده توسط .محمد حياتي در شنبه چهاردهم شهریور 1388 و ساعت 1:54 |
محمدرضا باهنر در جلسه افطاری پنج‌شنبه شب جامعه اسلامی مهندسین در مسجد دانشگاه امام صادق(ع) درباره‌ی روند رسیدگی به رای اعتماد وزرای پیشنهادی توسط نمایندگان گفت: پشت سر مذاکرات رسمی که توسط صدا و سیما و در صحن علنی مجلس مشاهده کردید ده‌ها برابر مذاکرات غیر رسمی وجود داشت، مذاکراتی که گاهی به بحث‌های تندی می کشید؛ البته تمام تلاش ما این بود که این‌ها به صحن علنی کشیده نشود.

به گزارش ایسنا، دبیرکل جامعه اسلامی مهندسین افزود: با این حال می‌توانم بگویم که در این دو هفته پرتلاش برای مجلس و دولت بحث‌ها هم دوستانه بود وهم جدی. تلاش نمایندگان این بود که به دولت کمک کنند تا فعالیتش را هر چه سریعتر آغاز کند و البته احساس تکلیف می‌کردند که در مورد وزرای پیشنهادی به اعتماد قلبی برسند.

باهنر افزود: راهنمایی مقام معظم رهبری مبنی بر این که به نظر رییس‌جمهور در کارآمدی افراد پیشنهادی اعتماد کنیم بسیار به ادامه بحث ها کمک کرد و البته نظر رهبری این بود که در حوزه سلامتهای شخصی و پاک دستی افراد و درعین حال التزام آنها به قانون اساسی و ولایت فقیه نمایندگان صلاحیت افراد پیشنهادی را احراز کنند.

وی درادامه به پیش بینی اخیر خود مبنی بر رای نیاوردن 4 الی 5 فرد پیشنهادی برای وزارت‌خانه‌ها گفت: برخی از طرفداران دولت این پیش بینی را این طور برداشت کردند که گویی اراده ما این است که این تعداد افراد رای نیاورند در حالی که چنین نیست. ما با توجه به فضایی که درمجلس می دیدیم این پیش بینی را کرده بودیم و احساس می کردیم که چنین اتفاقی بیفتد و البته با توصیه رهبری به خیر گذشت.

باهنر درباره زنانی که برای وزارت خانه ها پیشنهاد شده بودند و تاثیر جنسیت در رای نمایندگان گفت: با توجه به این که برخی مراجع درباره وزارت زنان اعلام مخالفت کرده بودند و فشارهایی که برخی علمای دیگر و حتی برخی از امامان جمعه در این زمینه وارد می کردند، ما بیشتر به دنبال نظر رهبری بودیم. البته رهبری به دولت توصیه کرده بودند که نظر مراجع را لحاظ کنند اما با این وجود می توانم بگویم که خانم‌هایی که در مجلس رای نیاوردند به خاطر جنسیتشان نبود بلکه مجلس درباره توان اداره وزارت خانه توسط آنها قانع نشده بود، به عنوان مثال وزارت آموزش و پرورش ، وزارت خانه ای بسیار حساس و بزرگ است که با مشکلات زیادی مواجه است. مجلس در فرد پیشنهادی این توانایی را نتوانست احراز کند.

باهنر در بخش دیگری از سخنان خود برخی شایعات و اخبار مبنی بر معامله دولت با نمایندگان را رد کرد و گفت: من این چنین شایعاتی را رد می کنم. به کار بردن واژه‌هایی شبیه بده و بستان نمایندگان با دولت و یا معامله نمایندگان بر سر رایشان را نادرست می دانم، چنین مسایلی از ساحت نمایندگان و دولت به دور است.

نایب رییس مجلس افزود: به هر حال همه چیز به خیر گذشت و پیام رهبری بود که نقش مهمی در این زمینه ایفا کرد. در زمان شمارش آرا فضا را این طور می شد دید که اگر توصیه رهبری نبود احتمال داشت که 8 الی 9 نفر از وزرا رای نیاورند و این آغاز خوبی برای دولت نبود. تیزبینی رهبری باعث شد که چنین اتفاقی نیفتد و در مجلس تغییر تحلیل ایجاد شود.

وی افزود: وقتی پیام رهبری رسید نمایندگان نظرشان این بود که اگر عدم صلاحیت احراز شد رای ندهند. علاوه بر سه نفری هم که رای نیاوردند اگر پیام رهبری نبود احتمال می دهیم که وزرای نفت، صنایع ، بازرگانی ، تعاون، راه و ترابری و حتی وزارت خارجه رای نمی آوردند. در سه وزارت‌خانه‌ای هم که افراد معرفی شده رای نیاوردند با توجه به این که رییس‌جمهور می گوید مطالعات بسیار و بررسی‌های فراوانی انجام داده‌اند به نظر من می‌توانند افراد جدیدی را زودتر از موعد مقرر معرفی کنند.

+ نوشته شده توسط .محمد حياتي در شنبه چهاردهم شهریور 1388 و ساعت 1:50 |